• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۱ اسفند ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
همشهری جدید
صرف‌نظر از اینکه ویروس کرونا چه خاستگاهی داشته و سهم سیاست و بیوتروریسم در آن چقدر است اینگونه که بعضی از کارشناسان اظهار می‌دارند این ویروس به طور کامل از بین نخواهد رفت اما شاهد نوساناتی در ابتلای به آن در فصول مختلف هستیم. خلاصه‌ی کلام اینکه باید به گونه‌ای همزیستی مسالمت‌آمیز با آن تن بدهیم تا زمانی که واکسن و داروی بازدارنده‌ای برای آن پیدا شود.
در شرایط کنونی زمینه‌ای فراهم گردیده تا ما با درگذشتگانمان که شش تا هفت دهه پیش ناگزیر به پشت سر گذاشتن انواع بیماری‌های فاقد واکسن و داروی مؤثر نظیر آبله و سرخک و فلج اطفال، هپاتیت، جذام، سل، تراخم و … بودند گونه‌ای همذات‌پنداری پیدا کنیم.
آنها در شرایطی که نه از سیستم لوله‌کشی بهداشتی و فاضلاب شهری برخوردار بودند و نه آب و برق و گاز و تلفن و راه ارتباطی مناسب داشتند باید در هر فصلی برای مبارزه با بیماری‌ها رفتاری مناسب با آن فصل داشته باشند و برای جمع کردن هیزم و تهیه زغال و همچنین دسترسی به آب نسبتا سالم کیلومترها راه طی کنند.
بیماری و ابتلائات گوناگون و سوانح طبیعی همواره به عنوان ابزاری در دست طبیعت برای تعدیل جمعیت و غربالگری و ماندگاری افراد مقاوم بوده است. در زمانه‌ی ما کمتر مادری پیدا می‌شود که از آمادگی روحی بالا برای تحمل بیماری مدت‌دار فرزندش برخوردار باشد اما در گذشته‌های نه چندان دور از هر خانواده‌ی ۱۰ تا ۱۲ نفری تنها ۵ تا ۶ کودک زنده می‌ماندند و اغلب در اثر بیماری و حوادث و نبود بهداشت و کمبود ماما و پزشک از بین می‌رفتند.
هر چه از اکنون فاصله می‌گیریم و به عقب برمی‌گردیم احساس می‌کنیم که تحمل ما برای عبور از بحران‌های طبیعی کمتر شده است. اگر همین ویروس کرونا ۷۰ یا ۸۰ سال پیش همه‌گیر می‌شد تاب‌آوری مردم در برابر آن بیشتر بود زیرا این ویروس را نیز در کنار سایر بیماری‌های متعدد قرار می‌دادند. رواج نذر و نیاز، جنبل و جادو، دعانویسی و بستن تعویذ و آویختن نمک و اعتقاد به انواع خرافات در گذشته سر در آبشخور ناآگاهی مردم از علت مرگ و میرها داشت به همین دلیل تنها راهی که برای آرام کردن خود می‌شناختند روی آوردن به دوا و درمان‌های غیرعلمی بود به طوری که حتی برای خوابانیدن و آرام کردن بچه‌ای که گریه می‌کرد از دعا و تعویذ استفاده می‌کردند زیرا با شیوه‌های علمی مقابله با بیماری‌ها آشنا نبودند.
متأسفانه هم اکنون نیز که به مدد پژوهش‌ها و تجربیات علمی، راه‌های گوناگون مقابله با بیماری‌های نوظهور مورد شناسایی قرار گرفته، برخی از مردم بدون اعتنا به توصیه‌های بهداشتی و پزشکی و علمی راه خودشان را می‌روند در حالی که همین بیماری کرونا از زمانی که سرمنشأ آن شناسایی شد تا حدود زیادی قابل کنترل بود اگر ابتدا قم را با همان شیوه‌ای که شهر ووهان قرنطینه شد، قرنطینه می‌کردند و تمامی کسانی که از قم به سایر شهرها رفته بودند نیز پیرو اطلاعیه‌ای فوری خود را به مراکز درمانی و بهداشتی می‌رسانیدند تا در صورت لزوم قرنطینه شوند شاهد فراگیری گسترده این ویروس نبودیم.
چگونه است که شهر یازده میلیونی ووهان قابل قرنطینه است ولی قم که زیر دو میلیون جمعیت دارد را نمی‌توان قرنطینه کرد. اینکه چینی‌ها بیمارستانی را که ۱۰ روزه ساختند جمع کردند به این معناست که ما هم باید همان راه را می‌رفتیم. البته ناگفته پیداست که در کشور ما اختیارات و مسئولیت‌ها تناسبی با یکدیگر ندارد و نمی‌شود وزیر بهداشت را از این نظر سرزنش کرد. از همه‌ی اینها گذشته میزان حرف‌شنوی مردم هم به دلیل موج بی‌اعتمادی‌ها با گذشته قابل مقایسه نیست.
بحث خانه‌نشینی که این همه روی آن تأکید می‌شود با توجه به محدودیت امکانات بهداشتی قابل توجیه است. اختلاف نظر بر سر رسیدن به تصمیم قاطع و تعیین‌کننده در نهادها و ادارات و سازمان‌های مختلف نشاندهنده‌ی این است که ستاد اصلی مبارزه با کرونا قادر به اعمال قدرت نیست. وقتی خانه‌نشینی توصیه می‌شود قاعدتاً باید به موازات آن از جابه‌جایی مردم از شهری به شهر دیگر جلوگیری شود. اگر قم قرنطینه شده بود، دست شهرهای دیگر برای کمک‌رسانی به آنها باز بود و استانی مانند اصفهان، تهران، مرکزی و سمنان می‌توانستند به عنوان استان‌های معین امکانات بهداشتی خود را در اختیار قم قرار دهند اما حالا همه دستشان را برای دریافت کمک دراز کرده‌اند. ما آقای وزیر بهداشت را درک می کنیم زیرا هر مسئولی در مقام انجام وظیفه و مقابله با بحران با مشکلات مشابهی روبه‌رو است. متأسفانه شهرها از فقدان مدیریت جامع شهری رنج می‌برند و این تنها یک وجه ماجراست. مسئله‌ی دیگر این است که کار زمانی به اهلش واگذار می‌شود که پاسخگویی به اهمال‌کاری‌ها ممکن نباشد.
سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
گاهی برخی تفاوت‌ها و امتیازهایی که ما خودمان برای شهرها در نظر می گیریم روزی گریبانمان را می‌گیرد. از منظر یک پزشک و مسئول امور بهداشتی قم که جای خود دارد حتی مکه و مدینه هم هیچ تفاوتی با سایر شهرها ندارند و همه ساکنان آن باید تابع قوانین پزشکی و بهداشتی در شرایط فراگیری بیماری باشند. یکی از دلایل خروج عده‌ی زیادی از قم وجود طلاب و دانشجویانی بود که با تعطیل شدن حوزه‌ها و دانشگاه‌ها انگیزه ای برای ماندگاری نداشتند و به دنبال مهاجرت به شهرهای خود بودند و همین امر باعث شد که هزاران شهر و خصوصاً روستا در معرض ابتلای به کرونا قرار گیرند.
در حالی که منطق حکم می‌کرد که قم را ترک نمی‌کردند. فاصله گرفتن از کانون بحران در شرایطی جنگ برای افراد غیرنظامی قابل توجیه است اما نتیجه آن در شرایط حمله یک ویروس فاجعه‌بار غیرعاقلانه است. استفاده از ابزارهای قانونی و حتی قوه قهریه برای مصون نگه داشتن سایر شهرها از سرایت ویروس تجربه‌ی ارزنده‌ای بود که چینی‌ها به ما آموختند اما متأسفانه به آن عمل نکردیم. چه دلیلی دارد که شهرستان‌هایی نظیر ساوه و شاهرود با جمعیتی کم این همه مبتلا به کرونا داشته باشند.
به هر تقدیر در حال حاضر مؤثرترین حربه خانه‌نشینی همه‌ی ایرانیان است. غربالگری در دروازه‌ی ورودی شهرها نیز ضمانت بالایی ندارد زیرا برخی از مبتلایان به کرونا تب ندارند و از همه مهم‌تر اینکه کرونا از این پس همشهری جدید و هر ساله‌ی ماست و باید با او کنار بیاییم تا واکسن و دارویی برای آن پیدا شود.

Comments are closed.