• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ فروردین ۱۳۹۹

سرمقاله
محمد عسلی
جهش تولید چرا و چگونه؟
سال ۱۳۹۹ گسترش بیماری کرونا بسیاری از کارخانجات و کارگاه های تولیدی، اعم از صنعتی، کشاورزی و خدماتی را تعطیل کرد و ترس از این بیماری فراگیر که به صورت جدی جان بسیاری از انسانها را گرفته همه را خانه نشین کرده است. از این رهگذر آنچه نصیب بازارهای فعال جهانی شده، رکود اقتصادی، بیکاری و کاهش تولید در اکثر کارخانجات و کارگاه هاست.
نوسانات شدید و کاهش نرخ بورس در تمامی کشورهای دنیا، هزینه های سرسام آور دارو و درمان و خرید تجهیزات و کالاهای پزشکی، کاهش شدید بهای نفت تا سطح ۲۵ تا ۳۰ دلار در هر بشکه و هزینه های پاکسازی و ضدعفونی فضاهای آمد و رفت، دل مشغولی دولتمردان برای رهایی از این بلای خانمانسوز و جانکاه را صد چندان نموده به گونه ای که بعضی از دولتمردان مانند نخست وزیر انگلیس و رئیس مجلس شورای اسلامی را به بیمارستان و خانه درمانی کشانده است.
با چنین وضعیتی بالطبع تولیدات صنعتی و کشاورزی به شدت کاهش پیدا کرده اند و تمامی دولت ها و ملت های جهان در انتظار روزی هستند که اعلام شود بر بیماری کرونا غلبه کرده و واکسن آن را تهیه نموده اند.
مسلماً با توجه به تحریم های سخت آمریکا وضعیت ایران، در شرایط فعلی به گونه ای است که تولیدات صرفاً متکی به همت کارفرمایان و کارگران سخت کوش است تا از پس این ماجرای ادامه دار حداقل از پس نیاز داخلی برآئیم.
و اما بعد:
همگان بر این امیدند که نسیم روحبخش رهایی به زودی در سراسر جهان بوزد و بهار کار و تلاش و تولید فرا رسد و دوباره مردم دنیا لبخند شادی بر لبانشان نقش بندد.
اما ناگفته پیداست که در هر شرایط اقتصادی ما باید با تغییراتی در قوانین و بخشنامه ها، ذوق و اراده سرمایه گذاران داخلی و خارجی را برای سرمایه گذاری و تولید بیشتر تحریک کنیم و بهانه های بنی اسرائیلی را از جلو پای تولیدکنندگان برداریم زیرا وقتی ریسک سرمایه گذاری در ایران زیاد است و تحریم های بسیاری راه های برون رفت را مسدود کرده اند می باید امتیازات بیشتری برای رونق تولید به تولیدکنندگان بدهیم هرچند متأسفانه در گذشته برعکس عمل کرده ایم. بدین معنی که بسیاری از سرمایه گذاران را فراری داده و خوشحالیم که عطایشان را به لقایشان بخشیده ایم و آنها توانسته اند با دریافت تسهیلات و امتیازات بیشتری در کشورهایی مانند امارات، قطر، عمان، چین و آمریکا و کانادا با انتقال سرمایه و تجربه کاری و تخصصی خود نان ما را در سفره دیگران بگذارند.
همین فارس در سالهای گذشته چندین تن از سرمایه داران بنام را از خود رنجانده و آنها ترک وطن کرده و رفته اند در جزایر قناری یا چین و ماچین سرمایه گذاری کرده اند.
بر این اساس راه میانبر آن است که هر آنچه از کارخانه و کارگاه و مراکز تولیدی داریم با چند دست نگهشان داریم و در آنها انگیزه تلاش و کار بیشتر فراهم کنیم و راه خروج از کشور را با تشویق و امتیازات شغلی به روی آنان ببندیم و اگر توانستیم شرایط را به گونه ای فراهم کنیم که سرمایه گذار خارجی و سرمایه داران رفته را دوباره جذب کنیم و بازگردانیم آنگاه این انتظار تحقق می یابد که چرخ کارخانه های داخلی بیشتر و رقابتی تر از دیروز بچرخد.
ناگفته پیداست که بسیاری از سرمایه گذاران و کارفرمایان مسئولیت پذیر ما در طول ۴۱ سال تلاش و ایثار و جهاد توانسته اند بیش از توان و ظرفیت تولید کنند که این مهم یکی از ثمرات انقلاب است. اما با توجه به جمعیت جوان و بعضاً بیکاری قابل توجهی که نصیب کشور شده، کافی نیست و می باید زمینه ها و شرایط رونق و جهش تولید را بیش از پیش فراهم کنیم. وقتی شنیدیم چاپخانه باسابقه ۵۰ ساله پرواز در شیراز به یک چاپچی عراقی فروخته شده و از شیراز آن را به سمت عراق روانه کرده اند حیف و دریغ خوردیم که اگر باب این کار باز شود دیگر کارگاه و کارخانه ای نمی ماند و همسایه ما فرصت را برای خالی کردن کارخانجات مغتنم می شمارد.
اسفبارتر آنکه کارخانه آزمایش با آن سوابق کاری چند سالی است تعطیل شده و کارگران آن بیکار شده اند.
مجتمع بزرگ صنعتی گوشت مرودشت هم حدود ۲۵ سال است تعطیل شده و زمین هایش را به دانشگاه آزاد فروخته اند، کارخانه نساجی و پارچه بافی واقع در خیابان برق هم تعطیل شد و زمین های آن تفکیک شد به ساختمان تبدیل گردید و موارد دیگری که جای بحث فراوان دارد این روندی که در فارس اتفاق افتاد ناشی از ضعف مدیریت اقتصادی و بی خیالی بعضی از مسئولان بود که به خیل بیکاران دامن زد و مدیران ما پیوسته اظهار می کردند: «فارس قابلیت سرمایه گذاری بر روی زمین های کشاورزی دارد و نمی تواند صنعتی باشد. در صورتی که خشکسالی ها و صرف بی رویه آب های زیرزمین برای کشت گندم و سایر حبوبات وضع را به جائی رساند که بسیاری از روستاهای فارس به علت خشک شدن قنات ها و چشمه ها از آب آشامیدنی هم محروم شدند.
جهش تولید که یک نیاز ضروری است در شرایطی می تواند تحقق یابد که مسئولان صنعتی و کشاورزی و خدماتی ما از دانش و تجربه ای برخوردار باشند که اشتباهات گذشته را تکرار نکنند.
اسلام حیازت مباهات را به منظور آبادی و آبادانی، تشویق و تأیید کرده است در صورتی که جهاد کشاورزی فارس باغ های احداثی حیازت شده را که مؤسسه فلاحت در فراغت به باغداران فروخته تخریب می کند و در عوض شهرداری ها ظرف این چهل سال گذشته مجوز تخریب باغات قدیمی و ساخت و ساز آنها را داده اند و شیرازی که به باغ هایش مشهور بوده، هوای پاک و لطیفش تبدیل شده به کلانشهر بی قواره بدون طراوت که از هر سو بنگری ساختمان ها و آپارتمان هایش به بهای مرگ نارنجستان ها و حوض ماهی ها به ارتفاع کشیده شده اند.
جهش تولید مستلزم نگاهی دوباره برای ایجاد تسهیلات، ترغیب و تشویق سرمایه داران و مطالعه در باب استفاده بهینه از منابع موجود و گذر از موانع است.
امید که این خواسته به حق و ضروری تحقق یابد.
ان شاءا…

Comments are closed.