سرمقاله محمد عسلی
فضای سیاه و سفید
بعضی از فلاسفه بر این باورند که حقیقت آن است که باید باشد و واقعیت همان است که هست. پس هر حقیقتی واقعیت نیست و هر واقعیتی حقیقت!
ویلیام جیمز می گوید: حقیقت آن است که در عمل مفید افتد. حال چه طرفدار اصالت وجود باشیم و چه طرفدار اصالت عمل یا تاریخ یا هر مکتب فلسفی و یا دینی دیگر باید فرق حقیقت و مجاز را از هم تشخیص دهیم و به افکار مجازی و فضاهای مجازی تردید کنیم و تا به یقین نرسیده ایم در پذیرش آنها خوددار باشیم.
تقریباً تا ۵۰ سال قبل تعاملات و مراودات اجتماعی محدود به خانه و کوچه و خیابان بود و بیشتر مسافرت هایی که پیش می آمد بسیار کم بود.
مردمان بیشتر خبر از همسایگان و حال و وضع آنها داشتند و احساسات عاطفی و مهربانی در روابط فرد و جامعه، پیوندهای انسانی را محکم می کرد و اگر رادیو یا تلویزیون در همان حال و هوای نوظهور خود خبری می دادند همانند امروز امواج آن از کوه و در و دشت عبور نمی کرد و شب نشینی های لحظه ای لس-آنجلسی را به درون خانه های پشت کوه دور افتاده اقصی نقاط جهان نمی فرستاد. افراد بشر با تجهیزات و امکاناتی که در اختیار دارند به زوایای زندگی و روح و کارکرد یکدیگر سرک می کشند و ذهن و حافظه خود را به انباشت حقیقت و مجاز عادت داده اند.
این درد مشترک که خشونت، عصبیت و از خودبیگانگی را ترویج می کند، انسان ها را علیرغم آنکه به یکدیگر نزدیک کرده و جهان را به دهکده کوچکی تبدیل نموده بیشتر از آن از یکدیگر دور کرده است. دور از هم نشینی ها دور از دردل های دوطرفه و دور از تخلیه بار سنگین غصه ها و دردها و نداری ها و نداشتن هایی که هر لحظه روح را آهسته که نه سریع در انزوا می خورد و می تراشد. این انزوای شبانه خانگی حرص بیشتر دانستن از لاابالی گری ها و فسادها و مسخره گی و لودگی ها کار را به جایی رسانده که تریاکی ها در کنار منقل و آتش افروخته در فضای مجازی به اعتیاد خود ببالند و با افتخار لول های تریاک را به تماشا گذارند و یا زن و فرزند را به آنگونه ترقصی وادارند که هرچه بیشتر تماشاگر داشته باشد و بتواند گوی سبقت را از دیگران برباید.
در اینجاست که فضای سیاه مجازی علاوه بر اهداف زشت و کریه فساد اخلاقی دستمایه مبلغان سیاسی برای تخریب اذهان عمومی هم شده است که سفید را سیاه و سیاه را سفید جلوه دهند و بر دروغ و نیرنگ لباس صداقت و عافیت بپوشانند.
این پرنیان خوش رنگ ابریشمین که دست های نرم و لطیف خود را به دور قلب های در حصار سینه ها برده و اراده مقاومت را از مردمان گرفته چنان به نرمی راه عبور رگ های فهم را می بندد که به هنگام سکته عقلی آثار آن هویدا می شود.
فضاهای مجازی که به اصطلاح اراده های آزاد نظرخواهی و نظردهی را تبلیغ می کنند ادبیات، هنر، سیاست، اقتصاد و مهم تر از همه عقلانیت و احساس ما را ملوث و آلوده کرده تشخیص بین حقیقت و مجاز را برای عوام مشکل کرده اند هرچند در کنار خوراک های زهرآلود پیش غذاهای خوش خوراک و ذائقه پسند را گذاشته اند.
و اگر بازگردیم به سخن آغازین جای این سئوال باقی است که به راستی کدام یک از این خوراک ها در هضم اندیشه های ما در عمل مفید واقع می شوند.
آیا درصد بالای طلاق ها، ناسازگاری های خانوادگی، افزایش تضاد بین سنت و مدرنیته، چالش های درون و برون خانوادگی ناشی از زیاده خواهی ها و عصیان و ناباوری های تربیتی و رفتاری ریشه در بدآموزی های فضاهای مجازی ندارند؟ آیا سستی و کرختی و بیماری های مفصلی و قلبی و عروقی ناشی از شب نشین-های ممتد در پشت میزهای کامپیوتر نیستند؟ راستی چه باید کرد در این آشفته بازار بیهودگی ها؟
نه می توان با این دستاوردهای جدید که رونق اقتصادی و ارتباطات همه جانبه در موضوعات روزمره بشری را به شدت افزایش داده اند مخالفت کرد و نه می توان چنان دروازه های بی در و پیکر مجازی را باز نمود که نظام طبیعت را اینگونه به مخاطره اندازند.
این مسیر ناکجاآباد بی انتها ما را به کجا می برد که چونان زهر تریاک آرامش می دهد و همانند زهر مار کشنده است.
به قول حافظ:
کجاست هم نفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
هجران عاطفه و مهر و نوعدوستی، هجران دل خوشی های حقیقی، هجران مردانگی ها و مروت های پایدار و هجران فضای عصمت و پاکی.
آری ما را آن باور باید که فهم زندگی طبیعی را با پیوند به خدای آفرینش به دور از حاشیه ها و پیرایه ها به عادت درآوریم.
والسلام
- یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۵ فروردین ۱۳۹۹