• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸

سرمقاله محمد عسلی
سلام بر رمضان
در جنب و جوش هر آنچه بر آن نام حیات گذاشتایم و در رویش طبیعتی که بهار را ارزانی حیات کرده است اینک از پس یک سال پر حادثه ، رمضان با کوله باری از خاطرات خوش و ناخوش از راه رسیده است و آغازگر ماهی است که تحمل و صبوری از بسته بودن دهان و چشم پوشیدن از نامحرمان و زبان بستن از بیان هر آنچه نباید را به ما یادآور می شود تا تمرین و آزمونی باشد برای عادت کردن به خوب بودن و نیکی کردن به نیازمندان و درک حسی و عقلانی گرسنگان و عبادت به شیوه عارفان و عشق ورزیدن به آفریدگار و شادی بخشیدن به همگان . آری خاصیت رمضان جز این نیست که به قول سعدی خودمان : “عبادت بجز خدمت خلق نیست/ به تسبیح و سجاده و دلق نیست”
زیرا حضور خداوند در رمضان از آن رو بهنگام عبادت بیشتر است که خلق خدا از دست و زبان و چشم ما در امان باشند و کینه و دشمنی و قهر و غیظ در میانمان نباشد زیرا رمضان را لطف ها بسیار است و مهرها افزون ، از آن رو که دلدادگی به نعمتهای خداوند جای خود را به دلدادگی به خدا میدهد و چه حالتی توصیف نا کردنی است حالتی که احساس می‌کنیم و بالاتر از آن درک می کنیم که خدا آنچنان به ما نزدیک است که آفرینش را همه تنبیه خداوند دل می‌بینیم و تمامی نقش وجود را در خداشناسی و خدا یاری و آثاری از تجلی معبود می‌دانیم و عشق به زندگی را در خلاصی از تعلقات احساس می‌کنیم و این همه میسر نمی شود الا به اخلاص در اندیشه و عمل چرا که خداوند و هر آنچه از اراده وی در تجلی است جز صداقت واخلاص نیست و آن قانونمندی طبیعت جاندار و بی جان است که بی جانی در جانداری متبلور شده است و درک آن برای همگان میسر نیست . در این صراط که آمدن و رفتن ما را نه بدایت و نه نهایت پیداست ، رمضان هم چراغی است روشن برای تشخیص راه از چاه تا رسیدن به مقصد بدون سقوط و افت و خیز باشد و رمضان از آن رو ماه خداست که بتوان در درک فلسفه هستی ، لحظه‌ای هرچند کوتاه به آرامش رسید و از اما و اگرهای زندگی دور ماند و به چرایی ها و چگونگی ها پاسخی از سر رای وتد بیر داد نه فقط گرسنگی و تشنگی و کورکردن اشتها و اجتناب از گناه هدف است بلکه این پرهیز و دوری جستن ها همه مقدمات است برای تحقق هر آنچه ما را دگرگون می کند آنچنان که متفاوت شویم از آنچه بوده و هستیم و مانند دانه گیاهان که چون زمینه ظهور می یابند توان رشد و بالندگی را به محک تجربه زنیم و بعد از سبزینگی و بهاری معطر به میوه رسیم و از این حاصل دیگران را سهمی باشد درخور و این مهم میسر نمی شود جز آنکه قصد و نیتی به اقتضای توانایی در میان باشد و حالی از آن پدیدار شود و ما را از خود بیخود کند که گویی من فراموش می‌شود و ما که جمع عابد و
معبودیم یکی شویم چنانکه بینمان هیچ چیز حایل نباشد و این پایان راه است که می‌تواند آغاز هم باشد برای راهی بی پایان اگر به زیوراخلاص آراسته شویم والسلام

Comments are closed.