سرمقاله محمد عسلی ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
هر باغبان که گل به سوی برزن آورد
لطف هوای مسیح نفس و نافه گشای باغ ها و عطر نارنجستان های همیشه سبز که پرندگان آسمان آبی شیراز را به نماز و نیایش کشاندهاند و کوچه باغهای نسترن آگینی که هزاران را در هر بامداد میزبانند و تابش کریمانه آفتاب بهاری که گرمی بخش سرو های روان در پنجه نسیم اند و سبزه زارهای هزار رنگ دامنه ها که شقایق های وحشی را به وجد آورده اند همه از حال و هوای شیراز حکایت دارند وروایت می کنند.
آری شیراز! شیرازی که لطف طبع و سخن گفتن دری حافظ را در کنار آب رکن آباد زلال خضررا به چشم حافظ می آورد وشعراورا کمال می بخشد و نغمه های جانسوز پرندگان مهاجر اردیبهشتی، سعدی را در شوق گفتار زبانزد و شهره جهان نمود تا از گل و مل بوی توحید بشنود و عشق را بگونه بهاران تفسیر نماید و دارالعلم را قوت بخشد و کفش های ملاصدرا را در مدخل غرفههای مسجد خان جفت کند و فریاد آوارگی باباکوهی را بر بلندای بام عرفان شیپور باش عارفان قلمداد نماید و شعر را کتابتی به نهایت برای یادمانهای چهارفصل فهم و هوشمندی ایرانیان در بیان احساس و گسترش خیال تا دورتر مرزهای آبی و خاکی کند.
آری شیراز شیرازی که اینک در این حال و هوای بارانی چشم انتظار رهایی شیرازیان از حصار خانه است تا به عادت مالوف گشت و گذاری داشته باشند در کوه و در و دشت های خرم ،تا دختران گیسو درنسیم افشانند و پسران راهی قله های خوش گشت شوند و کودکان رهایی در طبیعت را چونان بزرگان به تجربه دریابند .
من اینک در این بهار آنچنان سرمست از شکوفه های باز شده نارنجم که رنج پار و پیرار را به فراموشی بردهام و عشق ایام جوانی را در خاطرات گذشته مرور میکنم.
آری خاصیت شیراز را باید در بهار جستجو کرد و فراغتی همراه با نسیم که هدیه خداست .
هر بامداد اگر به نگاهی بتوان از درگاه ،افق پیش رو را ورانداز کرد و به خورشید تابان بامدادی سلام گفت و به خدایی که چنین آفرینشی را رقم زده شکر و سپاس بسیار نثار کرد آرامشی با نشاط فراوان حاصل می شود.
اینک ازخود می پرسم، اگر انسان از چنین نعماتی برخوردار نبود چه بسا در فراق آنچه را نخست از دست داده به موجودی بی هنر و بی مصرف می ماند و خود را زندانی خدایانی می شمرد که جز رنج عدم و ناامیدی رهاوردی برای بشر ببار نمی اورد
دیروزروز شیراز بوده است من نمیدانم روز شیراز یادآور کدام دارایی هاست دارایی های طبیعی خدادادی یا دارایی های ناشی از دستاوردهای شیرازی ها، خواه دستاوردهای علمی و هنری و ادبی یا دستاوردهای فنی مهندسی پزشکی و معماری و میراث های فرهنگی باشد و دیگر رشته های دانشگاهی ،آن قدر می دانم که نان شیرازیها در سفره دیگران است همراه با نام آنها به نیکی در میزبانی، گل آرایی، گل افشانی و هنر هایی از این دست که بیشتر ما را به یاد گذشتگان قبل معاصر می اندازد اما در این اردیبهشت زیبا و معطر سخن گفتن از روش کسب و کار و تجارت و بازار که معمولاً دلمشغولی اصناف و جاذبهای برای گردشگران است چندان معقول نمی نماید در این شرایط وانفسایی که بیماری کرونا جهانشمول شده و فارسیان را نیز از زحمت خود بی نصیب نگذاشته است اما اگر این بلا ،طلای کسب و کار را به مس تبدیل کرده برعکس طبیعت زیبای خداوندی چنان زیبایی و طراوت آفریده که باغهای پر گل وکوه هاودامنه های سبز و خرم نشاط می آفرینند و غبار غم از دل می شویند. نعمت رمضان هم که دها نها را بسته و چشم و گوش ها را محتاط کرده خود به لطف بهار افزوده است تا آدمیان به تجربهای دیگر هر آنچه در چهاردیواری به غفلت ازدست داده اند، اینک از آن حیات بهاری بهرهای به نشاط و دلخوشی از معنویت برند
به قول سعدی.. بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هوشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوندا قرار
آری شیراز را با باغ های پرگل و ریحانش و با آسمان آبی اش و هوای لطیف و طبع روان شاعران نامی اش و با مهمان نوازی و محبت مردمانش و با ادبا و فرهنگوران و هنرمندانش و با سرزمین اولیا الله و میراثهای کهن و با فلاسفه و معماران و پزشکان حاذق و پیوند دهنده دل هایش می شناسند، چنانکه زنده یاد دکتر لطفعلی صورتگر در غزلی با این مطلع وصف شیراز میکند..
هر باغبان که گل به سوی برزن آورد
شیراز را دوباره به یادمن آورد
آری این شیراز است که در زبان شاعران و نویسندگان ،هنرمندان گردشگران، فلاسفه و بیشمار محققان به لطف و زیبایی و به مهر و مهربانی شهره است .قدر بدانیم این نعمت بزرگ را که اگر نیک بنگریم فیض روح القدس در هوای آن متجلی است و لطف خداوندی بر قد و بالای آن متحلی است
و السلام
- دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۹