• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۲۲ اسفند
سلام هی حتی مطلع الفجر

مسلمانان را در رمضان منزلتی است به قدر باور به خدایی که در شب قدر تمامی    قرآن را نازل کرد و با نزول آن چراغ هدایت به دست باورمندان داد. چراغی که راه را از چاه باز شناساند و عشق به زندگی را در سلامت نفس و روزی حلال ارزانی دارد به نگاهی، توجهی وعبادتی از سر اخلاص به معبودی که هستی و تمامی    هر آنچه در آن است را با قانونمندی و پاسخ به هر چرایی آفریده و حساب و کتاب هر موجودی را هم به غریزه و هم به اکتساب در حد توان به نظم کشیده است. خدایی که یکی است؛ شریک و مثل و مانند ندارد و دلایل زیادی بر یگانگی او در آنچه هستی نام دارد و فنا و نیستی در آن راه ندارد بارز است.که آنها را هم به عقل هم به احساس می    توان دریافت. شب قدر هم یکی از شبهایی است که میتوان در آن به جستجوی خویش دل مشغول داشت و در برابر خالق به کاشت و داشت و برداشت خود از سر تفکر و تأمل به حساب کتاب روی آورد .شبی که عرفا و حکما و هم خدا و پیامبران از اهمیت آن بسیار گفتهاند و به اعتبار آن بس کوشیدهاند .در این شب نه به عادت و از سر رفع تکلیف بل به حسب ارتباطی عاشقانه و بسیار مهربانانه میتوان راه به درگاه خالق برد و تجلی معاشقه سالک را با معبود به ظهور رساند .قدر آن قدر شناخته آید که نه فقط با گرسنگی و تشنگی لب از طعام وشراب دوختن و چشم ازحرام پوشیدن است بلکه روزه و نماز و دعا همه مقدمه اند برای آراستن و پیراستن روح که از آنها آمادگی حاصل اید و فهم کنیم نعمتهای الهی را و قدر بشناسیم داراییها را نه به مال و آمال بل به حرکتی در وجود که از آن این همه شوق و ذوق و اشتیاق پدیدار است برای درک هستی و آفریننده آن.
اری قدر و منزلت انسان در ارائه اعمال و گفتار نیک در چهار فصل زندگی چونان رویش گل  های خوش عطر و بو از آن روست که هرکس قدر خویش باز شناسد و از آن شناخت به خدا برسد و به آن قدر دل خوش دارد و بر آنچه دارد قدر شناسد نه به هر آنچه خواهد .
برای فهم ارجمندی شب قدر همان بس که بدانی قرآن در آن شب نازل شده و خداوند آن را از هزار شب برتر دانسته است .هرچند خواندن و دانستن و بازشناخت آن با نگارش هزاران کتاب و مقاله و شعر و … میسر نیست اگراز آن شب حال و احوالی پدید نیآید و ارتباطی برقرار نگردد و دعایی به استجابت نرسد به قول حافظ ..
از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
تیری به هدف می    خورد که با چشم باز و دل ارام و تشخیص هدف پرتاب شود به قوت باور و نیرویی که رهایی را به تمام و کمال هدایت
کند .
دعا پرواز روح آدمی    است به سوی خدا به خواستنی از آنچه خدا را خوش آید و رضایت وی فراهم آید به حق و گرنه تیر هر دعایی را پاسخ مثبت نیست و به هدف اصابت نمیکند چه بسیار کوشیدهاند و کوشیده ایم در این راه اما مقصد ناپدید و هدف ناپیدا و عقل ناقص و ما رهروان کج رفتاری بودهایم که غبار خواهش  های نفس راه بر مرغ نگاهمان بسته و از ادامه مسیر بازمان داشته است.توشه راه اخلاص است و دیگر هیچ ؛ چون که صد آید نود هم پیش ماست
و السلام

Comments are closed.