سرمقاله محمد عسلی ۱۷ خرداد ۱۳۹۹
جهان پس از کرونا
آنچه امروز در آمریکا و کشورهای پیشرفته میگذرد نشانهای از گسیختگی و به هم ریختگی سیستمی است که ملتها را به اسارت داوطلبانه عادت داده و تولید و مصرف را هدف نهایی و غایی سرمایهداری قرار داده است.
سیستمی که بر پایه قدرت مادی بنا شده و رفاه و آسایش را در پولدار شدن تبلیغ میکند.
زنجیره این سیستم به گونهای است که کوچکترین نقص یا نارسایی در هدف غایی تأثیر گذاشته بروندادها را در راستای دروندادها تعریف میکند.
بیکاری ناشی از توقف موقت کارخانجات، کارگاهها و حمل و نقل کالاها و خدمات بازار بورس و داد و ستدهای معمولی را از کار انداخته، نظم اقتصاد خرد و کلان را مغشوش کرده است.
در چنین شرایطی که خانهنشینی و عدم حضور در محیط بیرونی را الزامآور کرده است مسأله مهم پاسخگویی به نیازهای ضروری و اولیه را که به حسب عادت طی یک سیستم میسر و ممکن بوده ناممکن کرده است.
رشد جمعیت و تراکم انسانها در شهرهای بزرگ به مثابه افزایش موریانههایی است که وقتی تمام غذاها را مصرف میکنند به ناچار یا یکدیگر را میخورند و یا جملگی از بین میروند.
هر چند کشورهایی که به نظم و قانون و رعایت شرایط کار عادت کرده باشند دارای سیستمی منظم و تولیدگر همزمانند و به همین نسبت در شرایط کرونایی آسیبپذیر مینمایند.
زلزله سیاسی مستمر ناشی از اعتراضات مردمی برای مقابله با تبعیض و بیعدالتی در آمریکا با چنان ریشتر بالایی دولتهای اروپایی را میلرزاند که صرفاً تلاش در جهت تکیه کردن به دانش سیستماتیک کارساز نیست و میباید در آینده نه چندان دور شاهد جهانی دیگر با طرحی دیگر بود.
یک ضربالمثل قدیمی ما را یادآور میشود که: «شکم گرسنه ایمان ندارد.»
به قول سعدی:
“شب چو عقد نماز میبندم
چه خورد بامداد فرزندم…”
گرسنگی و ناتوانی در تأمین مایحتاج زندگی، امنیت جامعه را به خطر میاندازد و دولتها را در خطر سقوط قرار میدهد.
آمریکایی که بزرگترین و بیشترین ذخایر طلای جهان را در اختیار دارد و ناوهای عریض و طویلش در اقیانوسها و دریاهای بیکران برای حفظ منافع سرمایهداران در رفت و آمدند و چنگ و دندان نشان میدهند اینک چنان در برابر اعتراض مردمانش ناتوان شده که ارتش تا دندان مسلح را به خیابانها آورده و به هر روش خصمانه با معترضین مخالف تبعیض نژادی و بیعدالتی برخورد مینماید و قیام آنها را سرکوب میکند. و این آتش شعلهور شده زیر خاکستر سالیان به این زودیها خاموش نمیشود و لهیب آن کشورهای دیگر را در بر خواهد گرفت.
دولتمردان جهان درگیر با ویروس کرونا در آزمونی سخت و در تب و تاب دردناک چه کنم به هر دری میزنند تا نظم و امنیت را برقرار کنند. غافل از آنکه خانه از پایبست ویران است و اندیشه نقش ایوان، ماستمالی بر حقایقی است که از دل واقعیتهای موجود برآمده و میباید راهی دیگر را هموار نمود تا انسان با طبیعت آشتی کند و مسیر طبیعی بار دیگر احساسات مردمی و ارتباطات عاطفی را رقم زند.
وقتی آزادی و قوانین حقوق بشری، زیر چکمههای پلیس از نفس میافتد و فریاد خفگیاش را جز با زور و بیرحمی پاسخ نمیدهد، طوفانی توفنده میشود تا بیخ و بن استبداد را برکند و دولتمردان زورگو و قلدران بیادب را به جای خود بنشاند.
انقلابهای بزرگ و کوچک و قیامهای مردمی در طول تاریخ تجربههای تلخ و شیرین را مقابل روی انسانهای دربند قرار دادهاند. تجربههایی که گریز از آنها و به فراموش بردنشان ناممکن است و نمیتوان مسیر طبیعی تاریخ را تغییر داد.
جهان پس از کرونا با بیکاری، اعتراضات مستمر خیابان، جنگ و کشتار بیشتر مواجه خواهد شد.
جهان پس از کرونا، جهان امنی نخواهد بود و امنیت و صلح را به سایه میبرد.
جهان پس از کرونا، جهان گرسنگان، معترضان و حقطلبانی است که سالیان دراز زیر یوغ مبلغان دروغ، ریاکاری، پولپرستی، اشرافیت و ابتذال اخلاقی استخوان خرد کردهاند و طعم عشق به زندگی واقعی را نچشیدهاند.
کرونا فقط یک ویروس کشنده و تهدیدکننده نیست. کرونا آزمون بزرگ و سختی برای تمامی انسانها و دولتهایی است که از مسیر طبیعی زندگی دور شدهاند. محیط زیست خود را آلوده کرده، بهشت زمین را به جهنمی سوزان تبدیل نموده، اعماق زمین را کاویده و جماد و نبات و حیوان و انسان را از اصالت به دور داشتهاند.
آری، جهانی که در آن فقط جنگافزارهای پیشرفته و کشتارهای جمعی تعیینکننده نیستند. جهانی که در حال پوستاندازی برای یافتن مسیری دیگر است تا بقایش را تضمین کند و بیماری همهجانبهاش را درمان نماید.
جهان در حال خروج از اقتدارگرایی و زیادهخواهی، جهان طبیعتخواه و جهان آشتی با خداست.
والسلام
- جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۷ خرداد ۱۳۹۹