• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۰ خرداد ۱۳۹۹

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
کسی به کسی نیست
در میان بیماری‌های رایج در جامعه‌ی ما میزان تلفات کرونا از همه‌ی آنها کمتر است. ممکن است کسانی بگویند شما از کدام بیماری‌ها سخن می‌گویی؟ مگر نه این است که برای بسیاری از بیماری‌های خطرناک واکسن و داروی مؤثر وجود دارد؟ پاسخ این است که من در اینجا از بیماری‌های کشنده‌ای سخن می‌گویم که آثار و پیامدهای ناخوشایند و درازمدتی دارد و اتفاقاً قابل سرایت و ناتوان‌کننده است. از زمانی که کرونا وارد کشور ما شده یعنی از بهمن ماه تاکنون نزدیک به ۸۳۵۱ نفر تلفات داشته است یعنی روزی ۶۰ نفر بر اثر ابتلا به کرونا جان خود را از دست داده‌اند این در حالی است که ما سالیانه نزدیک به ۱۸۰۰۰ کشته در تصادفات رانندگی داریم یعنی به ازای هر روز تقریباً ۵۰ نفر!! در اینجا ما کاری به سیل و زلزله و رانش زمین و غرق‌شدگی، آتش‌سوزی، اعتیاد، قصاص و مجازات، تخریب ساختمان، سقوط در چاه یا از درخت، مرگ در حین کار، انفجار کپسول گاز و گازگرفتگی نداریم که هر کدام آمار مربوط به خود را دارند و بیش از همه گریبان جوانان را می‌گیرند. آمار خودکشی هم که تقریباً محرمانه است یعنی هم خانواده‌ها و هم مراکز درمانی و نهادهای درگیر با این موضوع تمایلی به ارائه‌ی آمار واقعی خودکشی ندارند. شاید به این علت که نشان‌دهنده‌ی ژرفای اندوه‌زدگی و افسردگی، بن‌بست‌های اجتماعی، فشارهای اقتصادی و عاطفی و همچنین نقصان عملکردها برای شاد و امیدوار نگه داشتن مردم است.
همه‌ی اینها به جای خود اما سخن بر سر این است که آیا تاکنون کسی برای سنجش میزان تلفات ناشی از دروغ، تهمت، غیبت، ریاکاری و خودشیفتگی بعضی‌ها، احتکار و اختلاس و بیسوادی و بی‌تقوایی رویکردی به پژوهش و تحقیق داشته است؟
برای هر مرگی یک علت بارز و آشکار داریم که البته در کنار آن دلایل پنهان و نهفته‌ای هم وجود دارد. مثلاً دختری به دست پدرش به طرزی فجیع کشته می‌شود. مسئولین انتظامی پدر را به عنوان قاتل معرفی می‌کنند در حالی که پدر رومینا ساخته و پرداخته‌ی جامعه‌ای است که دروغ و نیرنگ و تزویر و ریاکاری و غیبت و تهمت و تعصبات کور و بی‌دلیل در آن موج می‌زند. مردم و قانون، پدر رومینا را می‌بینند اما دروغ‌ها و نیرنگ‌ها و باورهای غلط و تعصبات کور را نمی بینند‌. در جامعه‌ی ما دروغ امر پیش پا افتاده‌ای است همانگونه که ژرفای غیبت و تهمت برای اکثریت قریب به اتفاق مردم مشخص نیست و اغلب نمی‌دانند که در آموزه‌های دینی غیبت کردن از زنا کردن هم بدتر است. اما چون برای زنا کردن مجازات تعیین شده اما دروغگو و غیبت‌کننده و تهمت‌زننده خود را از هرگونه مجازات در امان می‌بینند، هیچکس احساس نمی‌کند که با دروغگویی از انسانیت فاصله گرفته است. ما با شنیدن دروغ گریه می‌کنیم یا می‌خندیم و امیدوار می‌شویم. با دروغ بزرگ می‌شویم. همچنان که با دروغ تحقیر می‌شویم!!
بنده خدایی که مردم را احمق فرض کرده هنگام رأی گرفتن ریش خود را از ته می‌تراشد و با لباس‌های آنچنانی و پشت صحنه‌ای خیره‌کننده عکس می‌گیرد و همین که رأی آورد ریش می‌گذارد. معلوم نیست چه هدفی را دنبال می‌کند ولی با این کار خود به همگان می‌فهماند که اکثریت مردم از آدم‌های ریشو متنفر هستند. در واقع خودش هم نمی‌داند که این رفتارش بدآموزی دارد. البته کار او با توجه به فضای حاکم بر کشور منطقی است زیرا در بازه‌ی زمانی تبلیغات و برگزاری انتخابات با مردم سر و کار دارد که باید از آنها دلبری کند و رأی بگیرد و بعد از رأی آوردن دیگر کاری به مردم ندارد و باید با امثال خودش همکاری کند و ناگزیر نیازمند ریش است!!
ما در جامعه‌ی بیماری زندگی می‌کنیم که کرونا در برابر آن قطره ای از دریاست. نه اغلب مزایده‌ها به مزایده شباهت دارد و نه اغلب مناقصه‌ها به مناقصه، نه شعارها ریشه‌دار هستند و نه رفتارها و در مجموع همه چیز به گونه‌ای در هم پیچیده و آغشته به دروغ و ریاکاری است. نه روی تعریف و تمجید کسی می‌توان حساب باز کرد و نه از ظاهر افراد می‌توان در باره‌ی باطن آنها قضاوت نمود! ناگهان می‌بینی همان کسی که قصاص را قانونی ضد انسانی می‌داند، احساساتی می‌شود و خواستار اجرای حد قصاص برای پدر رومینا ست. البته مشکل او قصاص نیست بلکه می‌خواهد بگوید مستثنی شدن پدر و جد پدری دختر مقتول از قصاص به قاتل جرأت می‌بخشد. به طور کلی معلوم نیست چرا ناگهان همه جوگیر می‌شوند.
از زمان وقوع قتل رومینا تاکنون مطالب زیادی پیرامون این دختر نوشته شده و برخی دست به شعر شده‌اند و فضایی احساسی را حاکم کرده‌اند و برای رنگ و لعاب دادن به این ماجرا از لیلی و رابعه و رومئو و ژولیت مایه گذاشته‌اند. برخی قوانین را زیر سئوال برده‌اند و برخی ناموس‌پرستی‌های ابلهانه و غلط و تعصبات کورکورانه و عده‌ای جامعه و بعضی خانواده را مقصر دانسته‌اند و بی‌تردید رومینا در آینده‌ای نه چندان دور از یاد خواهد رفت و حداکثر چند ماهی ماجرای او گرم‌کننده‌ی تنور فضای مجازی و رسانه‌هاست و سپس چنان که افتد و دانی دارها را برمی‌چینند و خون‌ها را می‌شویند و در پایان هم مشخص می‌شود که بسیاری از این نوشته‌ها نه به خاطر رومینا بلکه برای تخلیه‌ی فشارهای روانی ناشی از انواع تحقیرها و تنگناهای عاطفی و گیر و پیچ‌های معیشتی و دروغ شنیدن‌های سریالی است. ما می‌دانیم که در دنیا به ازای هر ۱۰ هزار خودرو ۹ نفر در تصادفات رانندگی کشته می‌شوند و در ایران این تعداد به ۳۷ نفر در ازای ۱۰ هزار خودرو می‌رسد اما نمی‌دانیم که تلفات دروغ در دنیا چقدر است، ضمن اینکه قادر به مقایسه شرایط خود با کشورهای دیگر هم نیستیم. چرا؟ به خاطر اینکه دروغ نه تنها در ایران بلکه در دنیا کنتور نمی‌اندازد و اغلب سیاستمداران به این ویروس آلوده هستند به طوری که در دنیای سیاست دروغ هر چه بزرگتر باشد باور کردن آن آسانتر است! خیلی از سیاستمدارها روز اول می‌خواستند دنیا را کن فیکون کنند مثلاً همین ترامپ از اول شدن آمریکا در جهان می‌گفت و حالا همه دنیا در برابر او ایستاده‌اند! ترامپ را از این جهت هدف هجمه‌های خود قرار دادم که دستش از دامن من کوتاه است و چند هزار کیلومتر آن سوی آب‌هاست و مثل ویروسی غیربومی است که ظرفیت فحش‌خوری بالایی دارد و کسی هم به کسی نیست!

Comments are closed.