• print
سرمقاله سردبی “اسماعیل عسلی” ۲۶ خرداد ۱۳۹۹

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
ایده‌ای قابل طرح در شورای شهر
ترغیب شهروندان شیرازی به پیاده‌روی برای انجام کارهای روزانه در راستای حل مشکل ترافیک، کاهش آلودگی هوا و همچنین تضمین نسبی سلامت مردم از جمله اهدافی است که شهرداری و شورای شهر و همچنین متولیان تندرستی و سلامت با جدیت آن را دنبال می‌کنند و تاکنون شاهد اقداماتی بوده‌ایم که تسهیل‌کننده‌ی چنین روندی است از جمله تأسیس پیشخوان‌های دولتی با رویکرد محله‌محوری، استقرار ایستگاه‌های دوچرخه که عنوان با مسمای بی‌دود را یدک می‌کشد و همچنین تبلیغاتی که در قالب برنامه‌های گوناگون توسط رسانه‌ها خصوصاً صدا و سیمای مرکز فارس دنبال می‌شود. اما اینکه چرا چنین تلاش‌هایی آنگونه که انتظار می‌رود مثمر ثمر نیست پرسشی است که باید به آن پاسخ داده شود!
ناگفته پیداست که برای اجرای هر طرحی نیازمند عوامل برانگیزاننده و همچنین بازدارنده هستیم زیرا تنها با انگیزه‌بخشی نمی‌توان اطمینان حاصل کرد که یک طرح آن هم در شرایطی که بسترهای فرهنگی آن فراهم نیست به جایی برسد. هر چند در این زمینه ما از لحاظ ارائه‌ی مشوق‌های لازم هم نمی‌توانیم مدعی انجام اقدامات مکفی باشیم. برای نمونه تراکم مراکز ارائه‌ی خدمات درمانی نظیر مطب‌ها، بیمارستان‌ها، آزمایشگاه‌ها و داروخانه‌ها در محور کریمخان زند و خیابان‌هایی که از آن منشعب می‌شود موجب می‌گردد که هر روز در ساعات بخصوصی شاهد ترافیک شدید در حد فاصل فلکه‌ی امام حسین تا فلکه‌ی نمازی باشیم و طبیعی است که خیابان‌های منشعب شده در این مسیر نظیر فلسطین، هفت تیر و صورتگر نیز هر کدام سهمی قابل توجه از ترافیک دارند و از آنجایی که افراد بیمار ترجیح می‌دهند با توجه به شرایط روحی و جسمی از خودرو استفاده کنند، طبیعی است که تغییر این وضعیت به سادگی امکان‌پذیر نباشد.
در همین ارتباط اگر چه مسیر بخصوصی برای روانی حرکت سرویس‌های عمومی نظیر خطوط اتوبوسرانی در خیابان کریمخان و لطفعلی‌خان تعریف شده اما چون خودروهای شخصی برای ورود به لاین‌های کناری این خطوط با هیچ مانع بازدارنده‌ای مواجه نمی‌شوند، مشکل کماکان به قوت خود باقی است.
در میان شهرک‌های احداث شده پیرامون شیراز نظیر شهرک آرین، بهشتی، گلستان، گلدشت حافظ و مناطقی نظیر میانرود هیچ کدام از لحاظ برخورداری از مراکز خدمات درمانی در حدی نیستند که احساس خودکفایی داشته باشند ضمن اینکه هر روز شاهد سرازیر شدن هزاران خودرو از غرب و شرق و جنوب به سمت مرکز شیراز هستیم.
جانمایی پاسگاه‌های شهری و کلانتری‌ها نیز به گونه‌ای نیست که حل دعاوی با موضوعات متنوع با رویکرد محله‌محوری امکان‌پذیر باشد و این مسئله جدای از اینکه موجب تراکم مراجعات به کلانتری‌ها می‌شود امکان شناخت کافی از مناطق، خانواده‌ها و کسبه تحت پوشش و تهیه آمار و تحقیق پیرامون میزان جرم‌خیزی در هر منطقه و محله را توسط مأمورین انتظامی مشکل می‌سازد.
مسئله‌ی دیگری که مورد توجه قرار نگرفته تعیین ظرفیت تردد خودرویی برای کلانشهر شیراز است زیرا هیچگونه تناسبی بین خودروهای شماره‌گذاری شده با خودروهایی که مستهلک و از رده خارج می‌شوند وجود ندارد و برای خودروها تعیین عمر نشده در حالی که اگر مردم بدانند که بیش از چند سال مجوز استفاده از یک خودرو را ندارند ترجیح می‌دهند که از وسایط نقلیه عمومی استفاده کنند.
مشکل دیگر اینکه در امر شماره‌گذاری خودروها جانمایی برای محل پارک خودرو ملحوظ نظر قرار نمی‌گیرد. در حالی که اگر یک شخص بداند که نمی‌تواند خودرو خود را در کوچه و خیابان پارک کند و حتما باید از پارکینگ منزل و یا پارکینگ عمومی استفاده کند، تمایلی به خرید خودرو خصوصاً خودرو اضافی به دلیل هزینه‌های آن نخواهد داشت.
بنابراین باید بپذیریم که برای تشویق مردم به پیاده‌روی و استفاده از وسایط نقلیه‌ی عمومی هم با خلاء قانونگذاری مواجه هستیم و هم عوامل بازدارنده زیادی در نظر نگرفته‌ایم لذا کاملاً مشخص است که حذف تدریجی خودرو برای انجام امور روزانه با چنین بضاعتی امکان‌پذیر نیست.
معضل مهم دیگر به بحث فرهنگ‌سازی برمی‌گردد. متأسفانه رویکرد به زندگی اشرافی و راحت‌طلبی حتی برای طبقات متوسط به پایین موجب گردیده که شهرها و کلانشهرها انباشته از انواع خودرو باشد زیرا اغلب مردم داشتن خودرو را یک امتیاز تلقی می‌کنند خصوصاً اینکه نگاه به خودرو به عنوان حریم خصوصی با توجه به برخی محدودیت‌های اجتماعی موجب شده که اغلب تمایلی به استفاده از وسایط نقلیه عمومی نداشته باشند و اخیراً هم معضل کرونا به این مصیبت دامن زده و به فرهنگ استفاده از وسایط نقلیه عمومی آسیب جدی وارد کرده است.
متأسفانه شیراز فاقد منطقه‌ی سفید و عاری از خودرو شخصی برای نمونه و الگوبرداری است. در حالی که اگر بتوان در یکی از شهرک‌های پیرامونی شیراز که هنوز ساخت و ساز آنچنانی در آن صورت نگرفته قانون محدودیت استفاده از خودرو را اعمال کرد و سپس شهروندان را به بازدید از آن شهرک و ملاحظه‌ی مزیت‌های آن ترغیب نمود‌، ترسیم دورنمای امیدوارکننده‌ای برای کاستن از حجم خودروهای گوناگون واقع‌بینانه‌تر جلوه می‌کند.
اگر شورای شهر شیراز بتواند گردشگر محوری را به عنوان اولویت اول اقتصادی شیراز جا بیندازد و این شهر را به عنوان شهری که می‌تواند پذیرای انواع گردشگران خصوصاً در بحث توریسم‌درمانی باشد مطرح کند آنگاه زمینه‌ی مستثنی کردن شیراز از سایر کلانشهرها برای ایجاد شرایط خاص و اعمال قوانین لازم در راستای ایجاد چنین شرایطی را فراهم کند. شیراز می‌تواند به عنوان کلانشهر پاک مطرح شود. لازمه‌ی دفاع از چنین عنوانی استفاده از اتوبوس‌های برقی، منوریل و مترو و همچنین تاکسی‌های برقی در فضای وسیع چند صد هکتاری مرکز شهر که اغلب آثار فرهنگی و تاریخی در آن قرار گرفته است به طوری که تنها وسایط نقلیه‌ی غیردودزا اعم از دوچرخه، موتورسیکلت و خودروهای برقی در آن منطقه حق تردد داشته باشند.
چنین اقدامی می‌تواند حکم چرخاندن کلید توسعه در قفلی باشد که بر دروازه‌ی توسعه گردشگری شیراز زده شده کما اینکه با مدد چنین طرحی می‌توان بافت قدیم و تاریخی را نیز از این وضعیت رقت‌بار نجات داد.
درآمدزایی چنین طرحی در حدی است که پاسخگوی هزینه‌های آن حتی در کوتاه‌مدت خواهد بود مشروط بر اینکه شهرداری ریسک تملک بخش عمده‌ای از بافت قدیم و تاریخی را بپذیرد و در درازمدت از سود سرشار چنین سرمایه‌ی ارزشمندی استفاده کند.

Comments are closed.