سرمقاله
محمد عسلی
تکنولوژی و اندیشه مادی گرایی
هبوط آدم در زمین بیهیچ تجربه و اندیشهای و با هر روایتی از جنس دین انسان امروز را به این فکر جستجوگرانه میکشاند که راستی در آن زمان چه اتفاقی افتاده که آدم توانسته در زمین خوراک بیابد. در مکان امنی استراحت کند. خود را از سرما و گرما حفظ کند، با طبیعت و جاندارانش کنار آید و به تولید مثل بپردازد؟
اولین و مهمترین پاسخ به این سؤال آدمی را به طبیعتی میبرد که در آن هیچ یک از وسایل زندگی و دستاوردهای علمی، صنعتی و خدماتی و کشاورزی نبوده و از پس هزاران یا میلیونها سال انسان با الهام از طبیعت و رویکرد فطری به اینجا رسیده است و انسان آغازین با تقلید از جانداران دیگر به دنبال غذا و پوشاک و مسکن فکر و اندیشه خود را به کار گرفته تا بتواند بماند و بپرورد.
انسان بیحاشیه و بیتعلق به جهان کنونی و ابزارهایش بیشتر به زمین و آسمان و هر آنچه در اطرافش میدیده و میگذشته اندیشیده است و هر روز به شکار و تلاش دلمشغول بوده و در هیچ سیستم یا سازمانی گوش به زنگ و چشم به ساعت نبوده تا غذایش را در یخچال نگهداری کند و برای فردا و فرداها پسانداز نماید، دیگران را برای منافع بیشتر به کار گیرد و با یک دید و اندیشه مادیگرایانه همه چیز را در پولدار شدن و جنگیدن برای بیشتر داشتن هزینه کند حتی جوانی و شور و نشاط دوران را…
و اما بعد:
آن دوران دیر یا زود به سر آمد و ما امروز با انسانی مواجهیم که از چم و خم سختیها و مسیر پرهیاهوی شکست و پیروزیها و جنگهای قبیلهای و کشورگشایی عبور کرده مدعی فتح سیارههای دیگری است که شرایطی بهتر یا در حد زمین داشته باشند.
انسانی که در کمند حرص بیشتر داشتن و در اسارت ماشین هر لحظه به دنبال دستاوردی نوین از رشد و توسعه و فنآوریهای روزآمد است.
تا آنجا که اگر چونان فراعنه زمینه جهل مردم را مساعد میدید ادعای خدایی میکرد. اما میکوشید که با ترفندی دیگر در لباس دروغ و ریا خود را معتقد به دین یا مذهبی که در رأس آن خداست نشان دهد با دلی که باور ندارد و زبانی که ناباوری را باور بیان میکند.
آری انسان امروزی با پیشرفت علم و تکنولوژی، بیشتر مادیگراست و همین اندیشه و باور مادیگرایانه او را به تولید جنگافزارهای پیشرفته ترغیب میکند تا ملتهای ضعیف را تحت تسلط قرار دهد و با قوی نشان دادن خود دیگران را مطیع و گوش به فرمان نماید.
این مطالب را بیشتر خوانندگان میدانند و به کم و کیف آن اشراف دارند. آنچه در این نوشتار مطمح نظر است بررسی شتابزده و کوتاه وضعیت فعلی انسانها در روی این کره خاکی است که پس از قرنهای بسیار تلاش و کوشش برای رفاه و آسانسازی زندگی به گونهای گرفتار سرعت ماشین و دستاوردهای علمی و صنعتی شده که آرامش و آسودگی ندارد و از لذات زندگی طبیعی به دور مانده است و تعجبآور آنکه تلاش میکند این محدودیتها را روز به روز برای خود بیشتر کند تا آنجا که زندگی در ارتفاع بلند آپارتمانها را به نشستن در کنار جوی آب روان در زیر سایه درختان ترجیح میدهد و خواسته و ناخواسته به هوای ناسالم دودآلود و در میان جمعیت متراکم و نفسهای آلوده خود را عادت داده و راه گریز و چارهای نمیبیند.
این نوع زندگی در فضایی که هر لحظه شاهد دستاوردهای علمی و صنعتی جدیدی است بیماریهایی مانند سارس، آنفلوآنزای مرغی، انواع کرونا و سرطانهای شناخته و ناشناخته را نیز به دنبال دارد هر چند با بیماریهای دیگری مانند وبا، حصبه، سرخک، طاعون، سل، فلج اطفال و امثالهم مبارزه کرده و از شر آنها خلاص شده است.
قضاوت اینکه زندگی کنونی بشر مطلوبتر و پذیرفتنیتر از زندگی گذشتگان قبل از انقلاب صنعتی است مشکل نیست زیرا همه انسانهای روی زمین با هر نژاد و دین و مذهب و موقعیت جغرافیایی برای دسترسی به تکنولوژیهای برتر و پیشرفتهتر تلاش میکنند و در یک مسابقه جهانی سعی دارند از هم پیشی بگیرند و این بدان معنی است که وضعیت فعلی را بر گذشته ترجیح میدهند و تبعات آن را نیز پذیرفتهاند.
بدیهی است که چنین شرایط و وضعیتی روز به روز دید مادیگرایانه را توسعه میدهد و تشدید میکند و تضاد سنت و مدرنیته را دامن زده قید و بندهای دینی و مذهبی را سست میکند به نحوی که حتی دیگر اخلاق علمی هم جواب نمیدهد و قانونشکنی از جامعهای که خود را مقید به قانونمداری تبلیغ میکند به هر دلیل مشهود است وقتی در غیاب پلیس مغازهها غارت میشوند. اتومبیلها آتش زده میشوند و تظاهرات آرام به خشونت کشیده میشوند که همه اموال عمومیاند و نه اموال دولتی.
تکنولوژی پیشرفتهای که تفکر ماشینیسم را رواج داده نوعی انقطاع فرهنگی و از خودبیگانگی «الیناسیون» را دامن زده میرود تا نهیلیسم «پوچگرایی» و آنارشیسم «هرج و مرج طلبی» را پذیرفتنی کند.
با این وصف اگر در کنار پیشرفتهای علمی و فنآوریهای نوین اخلاقمداری و حفظ کرامت انسانها مطمح نظر دولتها و مردم میبود ما امروز شاهد این همه خشونت پلیس آمریکا و دیگر کشورها در برابر اعتراضات به حق مردمی نمیبودیم. و اگر تکنولوژی زمینه و شرایط اندیشههای معنوی را نیز فراهم میکرد جرائم پیچیده کنونی را شاهد نبودیم و اگر تبلیغات کارخانجات تولیدی و اندیشههای مادیگرایانه نبود بهشت زمین به جهنم غیرقابل تحمل تبدیل نمیشد. زیرا زمین امروز از درون و بیرون به شدت کاویده شده و از اصالت افتاده است. حتی لایهی محافظ اُزُن هم دریده و رنگ پرندگان هم به سیاهی آلوده است. چه رسد به پرده حریم خانهها که امواج مسموم ماهوارهها عصمت خانوادهها را مورد تهاجم قرار دادهاند. گویی هنر در مذمت تکنولوژی پای روی گردن اخلاق گذاشته تا نفس نکشد. این نه پای پلیس بر گردن فلوید سیاهپوست است بلکه پای نهیلیسم و آنارشیسم بر روی گردن اخلاق است.
والسلام
تکنولوژی و اندیشه
مادی گرایی
هبوط آدم در زمین بیهیچ تجربه و اندیشهای و با هر روایتی از جنس دین انسان امروز را به این فکر جستجوگرانه میکشاند که راستی در آن زمان چه اتفاقی افتاده که آدم توانسته در زمین خوراک بیابد. در مکان امنی استراحت کند. خود را از سرما و گرما حفظ کند، با طبیعت و جاندارانش کنار آید و به تولید مثل بپردازد؟
اولین و مهمترین پاسخ به این سؤال آدمی را به طبیعتی میبرد که در آن هیچ یک از وسایل زندگی و دستاوردهای علمی، صنعتی و خدماتی و کشاورزی نبوده و از پس هزاران یا میلیونها سال انسان با الهام از طبیعت و رویکرد فطری به اینجا رسیده است و انسان آغازین با تقلید از جانداران دیگر به دنبال غذا و پوشاک و مسکن فکر و اندیشه خود را به کار گرفته تا بتواند بماند و بپرورد.
انسان بیحاشیه و بیتعلق به جهان کنونی و ابزارهایش بیشتر به زمین و آسمان و هر آنچه در اطرافش میدیده و میگذشته اندیشیده است و هر روز به شکار و تلاش دلمشغول بوده و در هیچ سیستم یا سازمانی گوش به زنگ و چشم به ساعت نبوده تا غذایش را در یخچال نگهداری کند و برای فردا و فرداها پسانداز نماید، دیگران را برای منافع بیشتر به کار گیرد و با یک دید و اندیشه مادیگرایانه همه چیز را در پولدار شدن و جنگیدن برای بیشتر داشتن هزینه کند حتی جوانی و شور و نشاط دوران را…
و اما بعد:
آن دوران دیر یا زود به سر آمد و ما امروز با انسانی مواجهیم که از چم و خم سختیها و مسیر پرهیاهوی شکست و پیروزیها و جنگهای قبیلهای و کشورگشایی عبور کرده مدعی فتح سیارههای دیگری است که شرایطی بهتر یا در حد زمین داشته باشند.
انسانی که در کمند حرص بیشتر داشتن و در اسارت ماشین هر لحظه به دنبال دستاوردی نوین از رشد و توسعه و فنآوریهای روزآمد است.
تا آنجا که اگر چونان فراعنه ، زمینه جهل مردم را مساعد میدید ادعای خدایی میکرد. اما میکوشید که با ترفندی دیگر در لباس دروغ و ریا خود را معتقد به دین یا مذهبی که در رأس آن خداست نشان دهد با دلی که باور ندارد و زبانی که ناباوری را باور بیان میکند.
آری انسان امروزی با پیشرفت علم و تکنولوژی، بیشتر مادیگراست و همین اندیشه و باور مادیگرایانه او را به تولید جنگافزارهای پیشرفته ترغیب میکند تا ملتهای ضعیف را تحت تسلط قرار دهد و با قوی نشان دادن خود دیگران را مطیع و گوش به فرمان نماید.
این مطالب را بیشتر خوانندگان میدانند و به کم و کیف آن اشراف دارند. آنچه در این نوشتار مطمح نظر است بررسی شتابزده و کوتاه وضعیت فعلی انسانها در روی این کره خاکی است که پس از قرنهای بسیار تلاش و کوشش برای رفاه و آسانسازی زندگی به گونهای گرفتار سرعت ماشین و دستاوردهای علمی و صنعتی شده که آرامش و آسودگی ندارد و از لذات زندگی طبیعی به دور مانده است و تعجبآور آنکه تلاش میکند این محدودیتها را روز به روز برای خود بیشتر کند تا آنجا که زندگی در ارتفاع بلند آپارتمانها را به نشستن در کنار جوی آب روان در زیر سایه درختان ترجیح میدهد و خواسته و ناخواسته به هوای ناسالم دودآلود و در میان جمعیت متراکم و نفسهای آلوده خود را عادت داده و راه گریز و چارهای نمیبیند.
این نوع زندگی در فضایی که هر لحظه شاهد دستاوردهای علمی و صنعتی جدیدی است بیماریهایی مانند سارس، آنفلوآنزای مرغی، انواع کرونا و سرطانهای شناخته و ناشناخته را نیز به دنبال دارد هر چند با بیماریهای دیگری مانند وبا، حصبه، سرخک، طاعون، سل، فلج اطفال و امثالهم مبارزه کرده و از شر آنها خلاص شده است.
قضاوت اینکه زندگی کنونی بشر مطلوبتر و پذیرفتنیتر از زندگی گذشتگان قبل از انقلاب صنعتی است مشکل نیست زیرا همه انسانهای روی زمین با هر نژاد و دین و مذهب و موقعیت جغرافیایی برای دسترسی به تکنولوژیهای برتر و پیشرفتهتر تلاش میکنند و در یک مسابقه جهانی سعی دارند از هم پیشی بگیرند و این بدان معنی است که وضعیت فعلی را بر گذشته ترجیح میدهند و تبعات آن را نیز پذیرفتهاند.
بدیهی است که چنین شرایط و وضعیتی روز به روز دید مادیگرایانه را توسعه میدهد و تشدید میکند و تضاد سنت و مدرنیته را دامن زده قید و بندهای دینی و مذهبی را سست میکند به نحوی که حتی دیگر اخلاق علمی هم جواب نمیدهد و قانونشکنی از جامعهای که خود را مقید به قانونمداری تبلیغ میکند به هر دلیل مشهود است وقتی در غیاب پلیس مغازهها غارت میشوند. اتومبیلها آتش زده میشوند و تظاهرات آرام به خشونت کشیده میشوند که همه اموال عمومیاند و نه اموال دولتی.
تکنولوژی پیشرفتهای که تفکر ماشینیسم را رواج داده نوعی انقطاع فرهنگی و از خودبیگانگی «الیناسیون» را دامن زده میرود تا نهیلیسم «پوچگرایی» و آنارشیسم «هرج و مرج طلبی» را پذیرفتنی کند.
با این وصف اگر در کنار پیشرفتهای علمی و فنآوریهای نوین ، اخلاقمداری و حفظ کرامت انسانها مطمح نظر دولتها و مردم میبود ما امروز شاهد این همه خشونت پلیس آمریکا و دیگر کشورها در برابر اعتراضات به حق مردمی نمیبودیم. و اگر تکنولوژی زمینه و شرایط اندیشههای معنوی را نیز فراهم میکرد جرائم پیچیده کنونی را شاهد نبودیم و اگر تبلیغات کارخانجات تولیدی و اندیشههای مادیگرایانه نبود بهشت زمین به جهنم غیرقابل تحمل تبدیل نمیشد. زیرا زمین امروز از درون و بیرون به شدت کاویده شده و از اصالت افتاده است. حتی لایهی محافظ اُزُن هم دریده و رنگ پرندگان هم به سیاهی آلوده است. چه رسد به پرده حریم خانهها که امواج مسموم ماهوارهها عصمت خانوادهها را مورد تهاجم قرار دادهاند. گویی هنر در خدمت تکنولوژی پای روی گردن اخلاق گذاشته تا نفس نکشد. این نه پای پلیس بر گردن فلوید سیاهپوست است بلکه پای نهیلیسم و آنارشیسم بر روی گردن اخلاق است.
والسلام
- دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۷ خرداد ۱۳۹۹