• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۶ تیر ۱۳۹۹

سرمقاله
محمد عسلی
چرا ارز گران شد؟
وقتی انقلاب پیروز شد، بانک مرکزی ایران یک لیست چند صد نفره از فراریان و خارج کنندگان ارز منتشر کرد و متعاقب آن اعلام خطر نمود. سران ارتش، وزرای دولت، صاحبان کارخانجات، طایفه هزار فامیل درباری و تمام کسانی که جمهوری اسلامی را برنمی تابیدند به میزان زیادی که سابقه نداشت ارز از کشور خارج کردند. شاه و برادران و خواهرانش هم قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ارزهای کلانی از کشور خارج نمودند.
در چنین شرایطی ارز ۸ تومانی تا ده برابر گران شد و ارزش پول ملی ظرف دو الی سه ماه به یک هشتم تقلیل پیدا کرد. وقتی سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام تسخیر شد و کارکنان و دیپلمات های آن به گروگان گرفته شدند، آمریکا تحریم های چندی بر علیه ایران اعلام کرد و نرخ ریال را شناور ساخت.
روند کاهش پول ملی گاه به سرعت و گاه به آرامی ادامه یافت. جنگ تحمیلی هشت ساله که بر اساس اعلام دولت وقت ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت بر جای گذاشت تقریباً تمام ذخایر ارزی ایران را بلعید و به قول یکی از دست اندرکاران بانکی آن زمان یکی از دلایل قبول قطعنامه ۵۹۸ به ته دیگ خوردن کفگیر بود.
بعد از پذیرش قطعنامه، نخست نرخ ارز روند نزولی گرفت و سازندگی شروع شد اما تحریم های دولت آمریکا به مرور و به بهانه های مختلف از جمله مخالفت با فراوری های انرژی هسته ای همه گیر شد و دولت های اروپایی هم به آن پیوستند. این روند اقتصاد ایران را نشانه رفت و چون دولتمردان ایرانی را نتوانستند به سازش بکشانند فشارهای سیاسی و اقتصادی را با جنگ نرم که همان جنگ رسانه ای باشد افزایش دادند تا آنجا که نرخ یورو در سال ۸۴ تقریباً به ۱۰۰۰ تومان رسید.
در دولت آقای احمدی نژاد دلار به ۳۰۰۰ تومان افزایش یافت و اینک در دولت آقای روحانی هر دلار آمریکا به ۲۲۰۰۰ تومان رسیده است. هر چند جنگ تحمیلی، تحریم های ۴۰ ساله و ضعف مدیریت های اقتصادی در افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی مؤثر بوده اند اما بیش از همه اینها جوسازی هایی مؤثر بوده اند که مردم را در شرایط و دفعات مختلف جلوی صرافی ها به صف کرده و بسیاری را تحریک کرده اند که چون ارزش پول ملی رو به کاهش است پس بهتر است نقدینگی های خود را به ارز خارجی تبدیل کنند.
نتیجه آنکه مثلث ارز، طلا و مسکن ذهن بسیاری از مردم را در حصار قرار داد و سرمایه های نقدی به سوی یک یا دو و یا هر سه ضلع این مثلث سرازیر شد. هر چند پیش پرداخت های سفر حج و خرید اتومبیل و ذخیره سازی نقدینگی در بانک های مسکن تا حدودی از خروج نقدینگی به بازار ارز جلوگیری کردند اما تب خرید سکه و ارز پیوسته در ایران بالا بوده و هر سال که دولت اقدام به افزایش حقوق کارمندان و کارگران کرده به نسبت بین دو تا سه برابر بازار دچار تلاطم تورم شده است.
یکی از تبعات تحریم ها عدم توانایی دولت های راست، چپ و به تعبیری دیگر دولت های اصولگرا و اصلاح طلب در انتقال ارز از بانک های خارج بوده است و دوم عدم انتقال ارز ناشی از صادرات به داخل کشور که متأسفانه زمینه سوءاستفاده بعضی از مدیران کارخانجات و صادرکنندگان کالاهای تولیدی را فراهم نموده است. اختلاس های کلان میلیاردی که منجر به خروج ارز به خارج از کشور شده نیز مزید بر علت بوده که جای بحث فراوان دارد.
اینک دیگر برای همه این سؤال جا افتاده که چرا دلار ۱۰۰۰ تومانی دوره آقای خاتمی در دوره احمدی نژاد به ۳۰۰۰ تومان و در دوره آقای روحانی با افزایش هفت برابری به ۲۲۰۰۰ تومان رسیده است. هر چند که در دولت آقای احمدی نژاد نفت تا بشکه ای ۱۰۰ دلار به پیش رفت و کشور را از نظر درآمدهای ارزی به عنوان یکی از دوران پردرآمد فروش نفت و میعانات گازی مطرح کرد و در دوره آقای روحانی گذشته از آنکه نرخ هر بشکه نفت تا ۶۰ دلار کاهش داشته صادرات نفت هم به یک چهارم یا کمتر تقلیل پیدا کرده و علیرغم توافق سران شش کشور در برجام که قرار بود تحریم ها به مرور برداشته شوند آمریکا به صورت یک جانبه از برجام خارج شد و به افزایش و شدت تحریم ها ادامه داد.
و اما بعد:
اینک کلید قفل بسته ارز از دست دولت خارج است و تنها امید به ملت است. ملتی که در دوره ۴۰ ساله انقلاب اسلامی از ایثار و مجاهدت و استقلال طلبی یک قدم پا عقب نکشیده و مدام پرچم عزت و اقتدار دشمن ستیزی را بالا نگه داشته است.
مردم باید در یک جهش انقلابی از خرید ارز خارجی امتناع کنند و سرمایه های نقدی خود را در جهت ایجاد اشتغال در بخش های صنعت، کشاورزی و خدمات به کار گیرند. در چنین شرایطی است که نرخ ارز کاهش پیدا می کند و به یک حد تعادل می رسد. به تجربه ثابت شده که تزریق ارز توسط بانک مرکزی به بازار هر چند در کوتاه مدت تا حدودی مؤثر بوده اما پس از وقفه ای کوتاه دوباره روند صعودی به خود گرفته و ترفندهای دشمنان ذی نفوذ در بازار نرخ ارز را بالا و بالاتر برده است.
آیا می توان حدس زد که چه مقدار ارز در اختیار مردمی است که خواسته اند ریال خود را به ارز خارجی تبدیل کنند؟
آیا می توان برآورد کرد که چه میزان سکه و طلا در اختیار مردم است؟
و آیا دولت حاضر است اعلام کند که چه میزان ارز در بانک های خارج دارد که آمریکا با تحریم ها آنها را بلوکه کرده و یا به بهانه های مختلف از آنها باجخواهی کرده است؟
آیا دولت اعلام می کند که چه میزان ذخایر ارزی و طلا در خزانه دارد؟
مردم ما امروز نیاز دارند که به لحاظ روانی بدانند کشورشان چه میزان ثروت اندوخته و بالفعل و بالقوه دارد تا امید به اصلاح اقتصاد در آینده نزدیک پذیرفتنی شود.
در هر صورت واقع این است که به هر دلیل نرخ ارز در ایران پیوسته در حال افزایش بوده است و متأسفانه این واقعیت به تردیدها در نقش ارزش پول ملی دامن زده و حرص خرید ارز را نه صرفاً به دلیل نیاز بلکه با هدف تبدیل ریال به ارز نسبتاً ثابت افزون و افزون تر کرده است.
ترامپ رئیس جمهور فعلی آمریکا و همچنین اسرائیل تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا قبل از انتخابات پیش روی مردم آمریکا، ایران و دولت ایران را به زانو درآورند زیرا موفقیت خود را در انتخابات مشروط به تسلیم شدن ایران می دانند.
و این مهم را دولت و هم مردم ایران به خوبی دریافته اند زیرا قمار ترامپ به دست آخر رسیده و برگ برنده ای در اختیار ندارد جز آنکه همانند قماربازان به بلوف متوسل شود.
و امروز مردم مدام سؤال می کنند چرا ارز گران شده است؟
والسلام

Comments are closed.