سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
به همین سادگی
نوع شناخته شدهای از اقتصاد وجود داشت و شاید هم وجود دارد که در آن چیزی به نام آشغال، پسماند و دور ریز نداریم. بهترین نمونهی الگوی اقتصادی که در آن تولید و مصرف چرخهای کامل را تشکیل میدهند اقتصاد عشایری است. در این نوع از زندگی حتی غباری که از حرکت گله به هوا برمیخیزد و سپس بر زمین مینشیند پس از درآمیختن با مدفوع حیوانات اهلی موجب غنای خاک میشود و به عنوان پساندازی که حاصلخیزی را به دنبال دارد عمل میکند.
در زندگی عشایری، کشاورزی و دامداری همآغوشی و پیوندی ناگسستنی با زندگی دارند. آنچه به صورت طبیعی در محدودهی حرکت و سکونت ایل میروید و محصولی که پس از کاشت و داشت و برداشت حاصل میشود توسط اهالی ایل و حیوانات اهلی و گیاهان مصرف میشود. از شیر حیوانات اهلی ماست و کره و پنیر و دوغ و قره و سرشیر میگیرند و از پوست و روده حیوان نیز استفاده میکنند. حتی استخوان حیوانات هم توسط سگ گله مورد استفاده قرار میگیرد و با موی بز، سیاه چادری میبافند که پاسخگوی سبک زندگی در ییلاق و قشلاق است. پسماند میوهجات و سبزیجات مصرف شده توسط جامعهی عشایری سهم حیوانات اهلی میشود. پشم گوسفندان به قالی و زیرانداز و انواع صنایع دستی تبدیل میشود به طوری که عشایر حتی در فصل زمستان نیز بیکار نیستند و تولید متوقف نمیشود. مازاد محصولات تولیدی عشایر در شهرها به فروش میرسد و پول حاصل از آن به خرید مایحتاجی اختصاص مییابد که امکان تولید آن در کوه و دشت و بیابان وجود ندارد. (ادامه…)
- چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
- سرمقاله
