• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ مرداد ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی

چرا خبرنگار خوب حکم کیمیا دارد

استعداد و خلاقیت قبل از آنکه اکتسابی باشد نیرویی درونی و فطری است .انسان اصالتاً موجودی جستجوگر و کنجکاو است حس کنجکاوی وقتی با دانش و تجربه به میدان می آید، زمینه و شرایط بروز خلاقیت و استعداد ها را فراهم می کند .عشق نیروی محرکه تمایلات نفسانی است که آدمی را تا سرحد موفقیت و یا جنون و ناکامی پیش می برد کسی که تن به خطر برای تحقق خواسته هایش می دهد از نیروی عشق برخوردار است حس کنجکاوی همراه با مسئولیت پذیری به قصد هشدار و اطلاعرسانی است که فردی خواسته یا ناخواسته پا در میدان قلمفرسایی میگذارد قلم وسیله ای است که به فرمان دل و عقل به حرکت در می آید .دل همان نهانگاه عشق است و عقل چراغ راه .خبرنگار دلداده به تنویر افکار عمومی می تواند هم زنگ خطر باشد و هم پیام رسان شادی و امید و هم چراغی روشن برای نور انداختن برسایه ها و تاریکی هایی که معمولاً از چشم بسیاری پنهان است.
در قرآن کریم می خوانیم که خداوند به پیامبر صلی الله میفرماید..( انا ارسلناک شاهدا ومبشراو نذیرا و داعیا الی الله به اذن و سراجا منیرا) [به راستی تو را فرستادیم که در میان مردم گواه باشی و بشارت دهنده و دعوت کنی مردم را به سوی خدا با اذن و اجازه او و چراغی روشن باشی ] این آیه شریفه در واقع نه فقط رسالت پیامبری را بیان میکند بلکه رسالت هر خبرنگار و روزنامه نگار متعهد را که قصد تنویر افکار عمومی دارد در بر می گیرد به این معنا که ما از یک خبرنگار و روزنامه نگار با رسالت چه توقع و انتظاری داریم آیا جز این است که هم باید در میان مردم شاهد و گواه باشد و هم به مردم بشارت و امید دهد و هم به موقع زنگ های خطر را به صدا درآورد اینک سوال این است که با کدام بضاعت علمی ؟از چه طریقی ؟و در مسیر کدام قانون؟ خداوند در همین آیه راه و روش را هم نشان داده و گفته است باذن من و با قانون من تو می توانی چراغی روشن باشی .چراغ تاریک جایی را روشن نمی کند هر چند پر از مواد آتش زا باشد بعضی از خبرنگاران که دوبال پرواز دانش و آگاهی و قانونمندی و وفاداری به ملت را دارند چراغشان روشن است و بعضی چراغ تاریک اند نه خود جایی را میبینند و نه دیگران از نور آنها بهرهمند میشوند . چراغ روشن نور .سوزش و گرمایی دارد و نور و به همان نسبت خطرناک هم هست برای چراغ دار دلهره آور است. اضطراب و دلشوره دارد و خبرنگار را مقابل دادگاه پاسخگو می کند گاهی نباید و نشاید هر آنچه را میداند و می بیند بر زبان و قلم آورد .امنیت ملی حکم میکند خوددار باشد گاه باید بداند و نداند و گاهی هم حتماً باید بنویسد و اطلاع رسانی کند رسالت به این معناست که فهم کند از آنچه می نویسد چه میزان نفع یا ضرر به جامعه می رسد . هم می تواند چشم و گوش دولت باشد وهم تکیه گاه امید روشنگری ملت هر چند در این میان گاه پارادوکس و تناقض هم پیش میآید. خبرنگاری فقط دویدن در پشت سر وزیران و مدیر و کارگزار نیست بلکه برعکس بسیار اتفاق می افتد که پلیس و کارگزار می باید پشت سر خبرنگار دارای چراغ روشن به دست راه بروند تا از آنچه در جامعه می گذرد اطلاع پیدا کنند یک خبرنگار خوب که حکم کیمیا دارد همیشه باید مطالبه گر و سوال کننده باشد که چرا چنان و چنین شده یا می شود وگرنه چراغش خاموش است و اصالتاً شاید چراغی نداشته باشد و راه را عوضی آمده است متاسفانه مشکل عمده اصحاب مطبوعات و رسانه ما این است که یا چراغشان خاموش است و یا چراغشان به یک فوت بند است گاه ترس و ارعاب بعضی خبرنگاران ترسو و محافظه کار را از میدان به در میبرد گاه قانون به گونهای تنظیم شده که در بعضی موارد ترس آور است و خط قرمز هایی راه عبور را می بندند یا خبرنگار پشتوانه حمایتی ندارد و برای مدیران روزنامه های اجاره ای کار می کند که صرفاً هدفشان کسب درآمد برای گذران زندگی مطبوعاتی است متأسفانه در فضای مطبوعاتی ما بسیاری از کمکها و یارانه ها و حمایتهای مالی دولت به هدر می روند و دولت و ملت از آنها نفعی نمیبرند چون هدفمند نیستند نگاه مسئولان به مطبوعات نگاه حمایتی به دولت است و نه روشنگری . نگاه حمایتی پرتوی بر سایه ها و تاریکی ها نمیاندازد و همه چیز را خوب و عالی گزارش میکند مثل گزارش وزیران به شخص شاه سابق که مدام به او میگفتند خاطر عالی مشوش نباشد همه جا در امن و امان است و اوضاع آرام… خبرنگاری با تعارف و تملق مناسبتی ندارد با جاروجنجال و امنیت و آتش بیار معرکه شدن هم به رسالت نمی رسد کار خبرنگاری در واقع نوعی اطلاعرسانی حرفه ای
است که هم میتواند نوشدارو باشد و هم بازگشایی سر زخمی که چرکین شده و می باید قبل از فاسد شدن التیام یابد را گوشزد می کند سعدی بر این باور است که در تربیت میباید درشتی و نرمی در کنار هم باشد
درشتی و نرمی به هم در به است
چو رگزن که جراح و مرهم نه است
کار خبرنگار جراحی هم هست که دراصطلاح، ما آنرا تحلیل خبرمی گوییم .
امید افزایی زمانی جواب می دهد که شرایط و زمینه های امید فراهم باشد .در تاریخ آمده است که وقتی روس ها تا دروازه شهرهای شمالی نفوذ کرده بودند به فتحعلیشاه خبر میدهند برسید که روس ها دارند به شهرها نزدیک می شوند شاه قاجار وزرا و کارگزاران خود را صدا میزند و در حالی که شمشیر بلندی حمایل داشته ونوک آن بر روی زمین کشیده می شده فریاد برمی آورد که اگر قبله عالم شمشیر از نیام در آورد به حال روس چه خواهد آمد؟ متملقان یک صدا می گویند بدا به حال روس بدا به حال روس حتی یک نفر در آن جمع جرأت نمیکند به شاه بگوید شمشیر را قبل از آنکه روس ها به کشور نفوذ کنند باید بیرون می آوردید و از حرمسرا بیرون می آمدید
حرمت خبرنگاران و سختی کار انها به همین شجاعت ها. درایت ها و خبررسانی های به موقع است و گرنه مفهومی به جز سیاهی لشکر ندارند آن هم لشکری که برای شمشیر زنی و جنگجویی آماده نشده باشد حرفه ی خبرنگاری ایجاب میکند که به زبانی حرفت را بزنی که سر سبزت را به باد ندهد و اگر به باد رفت ارزش حرفت به گونهای باشد که به سر دادن بیارزد .
کفار و منافقین پیامبر اسلام صلی الله و هم دیگر پیامبران را اذیت ها و آزار های بسیاری کرده اند پیامبران گاه تا پای قتلگاه رفته اند و گاه در آتش نمرود افتاد ه اند وگاهی هم در غار پنهان شده اند وقتی باران سنگ به سر و صورت آنها روان شده زمانی به زندانهای مخوف افتادهاند گاه با طوفانهای مهیب جنگیده و امت خود را نجات دادهاند …
هرچند خبرنگاران و اصحاب مطبوعات و رسانهها پیامبر نیستند اما پیغام آور هستند هم پیغام خوب میآورند و هم پیغام بد. مهم این است که دولتمردان چراغ می خواهند یا تاریکی
والسلام

Comments are closed.