سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۵ مرداد ۱۳۹۹
از نگاه شکلی تا نگاه محتوایی
برخی رویدادها این توانایی را دارند که فرصت ها را به تهدید تبدیل کنند . به جرات می توان گفت بیماری کووید ۱۹ در حال حاضر چنین نقشی را ایفا می کند . به طوری که اغلب رفتارهای هنجارمند اجتماعی از کار و تفریح و مسافرت و ازدواج گرفته تا دورهمی های فامیلی و آیین های دینی و مذهبی که پیش از همه گیری این بیماری دستاویزی برای رهایی از روزمرگی و تجدید قوای روحی بود تحت تاثیر الزامات بهداشتی و رعایت پروتکل های ابلاغی به رکود کشیده شده و از این رهگذر آسیب های فراوانی به اقتصاد ، نشاط اجتماعی و برخورداری های معنوی وارد کرده است . از آنجایی که برنامه های رایج خصوصا در دهه ی اول محرم محوری ترین آیین مذهبی است که حتی اقلیت های مذهبی نیز بعضا در آن شرکت می کنند و این آیین بهانه ای برای همگرایی ، مهرورزی و ابراز همگامی با شعارهای آزادیخواهانه است به نظر می رسد تصمیم گیری در خصوص تعطیلی آن در راستای رعایت پروتکل های بهداشتی و پیشگیرانه با اما و اگرهایی همراه باشد مگر این که صاحبان تریبون که نفوذ قابل توجهی روی هیئات مذهبی دارند و می توانند با بهره گیری از ساز و کارهای اندیشیده شده برای اداره این تشکل ها ، به افراد پیشکسوتی که تعزیه گردان تلقی می شوند تفهیم کنند که حفظ محتوا در بحث بزرگداشت نهضت اباعبدالله الحسین به مراتب مهمتر از حفظ شکل است . مطالعه ی پیشینه ی آیین های عاشورایی به ما می فهماند که سینه زنی ، زنجیر زنی ، تعزیه و طبق گردانی رفتارهایی نمادین هستند که بعضا جنبه ی عاریه ای دارند و سالها بعد از نهضت حسینی رواج پیدا کرده اند . در واقع این آیین ها برای شیعیان از زمانی که امکان ابراز وجود پیدا کرده اند پس از درآمیخته شدن با آیین های سوگواری ایرانی (سووشون ) و آیین هایی که در جنوب اروپا و غرب آسیا توسط مسیحیان در عزای به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح برگزار می شد به تدریج رواج یافته و به نماد حمایت از نهضت حسینی تبدیل شده است . آنچه اکنون به عنوان زنجیر در دست عزاداران می چرخد در واقع چیزی است که جایگزین شمشیر شده و رژه ای مسلحانه برای اعلام آمادگی جهت ادامه راه سیدالشهداء بوده که به این صورت تغییر شکل داده است . طبق گردانی در واقع حمل نمادین خیمه های سپاه امام حسین است که در گذشته به صورت ثابت در محله ها برپا می شد و بعدها با افزوده شدن چراغانی ، پهلوانان محله آن را برای نشان دادن ارادت خود به شهدای کربلا در محله های دیگر هم می چرخاندند و این طبق ها در طول روزگار به اندازه ای سنگین شده که دیگر کسی قادر به حمل آن نیست و بعضا به وسیله خودرو جابجا می شود . در میان آیین های سوگواری ویژه سیدالشهدا سینه زنی اصالت بیشتری دارد و به شکل واقعی عزاداری نزدیکتر است و در هر شهر و روستایی با خرده فرهنگ ها عجین شده و نمود پیدا کرده است . فرضا بندرنشینان به همان شیوه ای که ماهی می گیرند و برای یکپارچه کردن زور خود دست و کمر یکدیگر را می گیرند ، عزاداری می کنند . یزدی ها به گونه ای ، آذری ها به گونه ای و افاغنه نیز به گونه ای که با هنجارهای خودشان تناسب دارد سینه زنی می کنند و این آیین مانند نماز نیست که در تمامی ممالک اسلامی از لحاظ شکلی به یکدیگر نزدیک باشد بلکه در هر جایی به گونه ای خاص عزاداری صورت می گیرد که نشان دهنده ی ترجیح محتوا بر شکل است .
ضمن این که برخی با سینه زنی به شهدای کربلا اظهار ارادت می کنند و برخی با نمایش تعزیه و راه انداختن نمادین کاروان و عده ای نیز با نذر و اطعام عزاداران و عده ای نیز با ساختن حسینیه و مدرسه و بیمارستان و درمانگاه و ورزشگاه به نام شهدای کربلا به ساحت بلند حسین ابن علی اظهار ارادت می کنند . بنابراین تغییر شکل عزاداری در برهه ای خاص که شرایط ویژه ای حاکم است ، لطمه ای به این آیین نمی زند . چیزی که به فرهنگ حسینی لطمه وارد می کند این است که به دنبال برگزاری چنین مراسمی که تجمع یکی از مولفه های اصلی آن است کسانی بیمار شوند و به افزایش آمار مبتلایان منجر گردد و در دنیا بپیچد که عزاداری برای امام حسین چنین دستاوردی داشته است .
ممکن است کسانی از بن دندان بگویند که سر و جان ما فدای امام حسین و یا خوش بینانه تصور کنند که هیچ کس در این آیین آسیبی نمی بیند زیرا امام حسین اجازه ی چنین اتفاقی را نخواهد داد . در پاسخ چنین افراد ساده لوحی باید گفت : اگر چنین بود مراجع و علمای دینی که سالها درس دین شناسی خوانده اند با صراحت تبعیت خود را از پروتکل های بهداشتی اعلام نمی کردند . از این رو کاسه ی داغ تر از آش بودن در چنین موقعیتی آثار منفی تبلیغاتی زیادی برای تشیع به دنبال دارد . یک روحانی نما که مشخص بود به کجا متصل است و از کجا پول گرفته در گفتگو با شبکه بی بی سی می گفت : ما همان گونه که باید قمه بزنیم و به تبعات آن کار نداشته باشیم ، باید آیین عزاداری امام حسین را مانند سالهای گذشته برگزار کنیم . این شخص و نظایر او مطمئنا در چنین روزی در جمع عزاداران حاضر نمی شوند اما مردم را جلو می اندازند و خودشان دورادور می ایستند و آهسته با دست سینه ی مبارک خود را به نشانه ی عزاداری لمس می کنند یا تباکی می کنند یعنی خود را گریان نشان می دهند تا به اصطلاح همراهی کرده باشند . ما هرگز چنین آدم هایی را در حال زنجیر زدن به طوری که شانه را سیاه کند ندیده ایم . بنابراین حرف چنین آدم هایی مسموع نیست ، چون اینها چاهی می کنند که برای خودشان نان دارد ولی برای مردم مطابق معمول آب ندارد . از این رو مردم باید تابع علمایی باشند که در مقابل عقل وخرد موضع نمی گیرند و مردم را به رعایت پروتکل های بهداشتی ترغیب می کنند . اصولا یکی از آفاتی که فرهنگ عاشورایی را تهدید می کند نگاه شکلی به آیین های عزاداری است . ایراد نگاه شکلی این است که همه چیز در دهه ی محرم خلاصه می شود و طبل شوری موقتی را به صدا درمی آورند در صورتی که فرهنگ عاشورایی که بر آزادگی و حقگویی مبتنی است باید در تمامی روزهای سال جاری و ساری باشد . آنچه در عاشورا اتفاق افتاد صورتی از امر به معروف و نهی از منکر بود که جامعه را نقد پذیر می کند. متوقف شدن در نگاه شکلی در بزرگداشت نهضت حسینی بدون توجه به محتوای آن دستاوردی ندارد . امام حسین شخصیتی فرامذهبی و انسانی است که داستان زندگی او برای هر کسی با هر دین و مذهبی می تواند الهام بخش باشد . محرومیت از بهره معنوی در ایام سوگواری سیدالشهدا ، بیانگر فاصله ای است که بین نگاه شکلی و نگاه محتوایی به نهضت حسینی وجود
دارد .
- جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی ۲۵ مرداد ۱۳۹۹