سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۷ مرداد ۱۳۹۹
این رشته سر دراز دارد
همواره این پرسش در اذهان دنبال کنندگان رویدادهای خاورمیانه وجود داشته و دارد که مسئله ی فلسطین را باید از چه منظری دنبال کرد تا به نتیجه رسید ؟ آیا همان گونه که برخی از سران عرب ادعا می کنند موضوع فلسطین یک مسئله ی عربی است و این حق برای سایرین وجود ندارد که به موازات مواضع جانبدارانه ، نگاهی راهبردی در پیوند با دیدگاه های خود به این موضوع داشته باشند
علی رغم چنین دیدگاهی برخی موضوع فلسطین را دغدغه ای اسلامی می دانند و همه چیز را به جایگاه مسجدالاقصی در چشم و دل مسلمانان ارجاع می دهند و بر این باور هستند که تمامی کشورهای اسلامی باید برای بازگرداندن حقوق فلسطینی ها با یکدیگر هم جهت شوند .
عده ای دیگر از منظر انسانی به موضوع آوارگی فلسطینی ها و داستان اشغالگری چند ده ساله می نگرند . طبیعتا این عده نگاه سیاسی ، منطقه ای و اقتصادی به داستان فلسطین ندارند و در خوش بینانه ترین حالت خواستار ارجاع موارد اختلافی به مصوبات سازمان ملل و شورای امنیت و نهادهای حقوق بشری در باب مسئله ی فلسطین هستند.
ناگفته نماند که نگاه به حقوق فلسطینی ها هم یکسان نیست به طوریکه اغلب دولت های عربی و اسلامی عمدتا به دنبال راه حل دو کشوری هستند و اختلاف نظر تنها بر سر قدس شرقی وبیت المقدس و کرانه ی باختری است . حتی حماس به عنوان جدی ترین گروه دنبال کننده ی حقوق فلسطینی ها بیشتر توجه خود را به قدس شرقی معطوف کرده است !! .
از جمله گروه های مبارزی که در شعارهایش محکم پای کار اخراج اشغالگران صهیونیست ایستاده حزب الله لبنان است که چون بخشی از حاکمیت لبنان محسوب می شود نمی تواند تصمیمی غیرهمسو با سیاست خارجی لبنان اتخاذ کند لذا وظیفه ی اصلی خود را دفاع از مرزهای جنوبی لبنان می داند و افتخارات و جایگاهش نیز به همین ویژگی برمی گردد لذا این که در عرف سیاسی بتواند رفتاری غیرتدافعی داشته باشد محتمل نیست مگر این که شاهد شکل گیری ائتلافی عربی یا اسلامی نظیرجنگ اکتبر ۱۹۶۷ باشیم تا زمینه ای برای ایفای نقش حزب الله در کنار چنین ائتلافی فراهم شود .
ایران به عنوان تنها کشوری که اگر چه ظاهرا از لحاظ اقتصادی ذینفع نیست و مانند فلسطین ،مصر، سوریه ، لبنان و اردن خاکش توسط اسرائیل اشغال نشده که داعیه ی دفاع از خود را داشته باشد اما چون از بعد اسلامی و انسانی و خصوصا ایدئولوژیک به مسئله ی فلسطین می نگرد ، ظرف ۴ دهه ی گذشته بیشتر از تمامی کشورهای اسلامی برای دفاع از حقوق فلسطینی ها هزینه کرده که جنگ هشت ساله ، تحریم های سریالی ، شهدای فراوان ، واگذاری فرصت های متعدد برای قهرمانی در رشته های ورزشی ، انسداد کانال های مالی در بانک هایی که صهیونیست ها در آن نفوذ دارند و خسارات ناشی از دسیسه های متعدد تنها بخشی از آن است .
آنچه مسئله ی فلسطین را غیرقابل حل جلوه می دهد تبدیل شدن آن به دکانی برای اعراب ، کشورهای توسعه یافته و برخی دولت های مدعی اسلامی بودن است . از منظر اقتصاد سیاسی حل مسئله ی فلسطین مفهومی جز کسادی بازار اسلحه و از رواج افتادن مناسبات مبتنی بر منفعت طلبی و غارت منابع نفتی ندارد به همین دلیل علی رغم این که تاکنون افراد زیادی در پیوند با تلاش برای موضوع فلسطین جایزه صلح نوبل گرفته اند ، چنین صلحی هرگز محقق نشده است ! پراکنده گی یهودیان ثروتمند در سراسر جهان و کنشگری لابی صهیونیستی در بسیاری از کانون های صنعتی و علمی ، اتخاذ هر گونه سیاستی بر علیه اسرائیل را دشوار کرده است . از جمله دستاوردهای آمریکا از لولو تراشی و ایران هراسی ، انعقاد قراردادهای میلیاردی ، احداث پایگاه نظامی در برخی کشورهای عربی و به دست گرفتن کنترل قیمت نفت است .کار به جایی رسیده که از قول مقامات اماراتی گفته می شود ما از ترس ایران به اسرائیل پناه برده ایم! با این توصیف چگونه انتظار داریم همه چیز به خیر و خوشی ختم شود ؟
اگر استقبال های صورت گرفته از اقدام اخیر امارات را فهرست کنیم متوجه عمق نفوذ اسرائیلی ها در منطقه وجهان می شویم . بسیاری از کشورهای عربی انگیزه ی زیادی برای دفاع از حقوق فلسطینی ها ندارند و حتی اگر چنین اراده ای هم داشته باشند اختلاف بر سر تعیین حقوق فلسطینی ها مسئله ی بعدی آنها خواهد بود از این رو دیری نخواهد پایید که به تدریج روابط زیرپوستی خود با اسرائیل را علنی خواهند کرد . همین قطر اگر بخواهد برگزار کننده ی مسابقات جهانی فوتبال باشد جرات نمی کند مانع سفر اسرائیلی ها به کشور خود شود و چه بسا اگر تیم رژیم صهیونیستی با همان فرمولی که به قطر میزبانی دادند به جام جهانی راه پیدا کند تمامی تیم های عربی ناگزیر با او مسابقه خواهند داد و پرچم این کشور در اطراف ورزشگاه ها به اهتزاز در خواهد آمد .
حکومت خودگردان فلسطین نیز به دنبال راه حل دو کشوری است و طرح الحاق نیز در واقع گونه ای به مرگ گرفتن برای راضی شدن به تب است ؛ ضمن این که اردن که به راحتی پایگاه های خود را در اختیار آمریکا قرار می دهد در حد و اندازه ای نیست که بخواهد مدافع فلسطینی ها باشد و تنها مشکل اردنی ها آوارگان فلسطینی است !
فشارهای بین المللی بر روی ایران حتی از جانب روسیه و چین در پیوند با شعارهایی که در راستای نابودی اسرائیل مطرح شده بود مسئولین را ناگزیر کرد تا بگویند به دنبال نابودی هیچ کشوری نیستند و اگر سخن از نابودی اسرائیل به میان می آید بر نوعی پیش بینی متکی است که در آینده با نقش آفرینی خود فلسطینی ها محقق خواهد شد .
نباید از نظر دور داشت که عضویت اسرائیل در سازمان ملل الزاماتی برای سایر اعضاء ایجاد می کند که بحث جنگ و تهدید به نابودی را به بهانه ای نظیر هولوکاست برای مظلوم نمایی اشغالگران تبدیل خواهد کرد .
ظاهرا عراق تنها پازل باقیمانده ی داستان از نیل تا فرات است زیرا بر اساس منطق حاکم بر مناسبات اقتصادی ، دیگر هیچ کشوری برای غارت منابع ، نیاز به اشغال کشور دیگر ندارد و همین که بتواند برنده بازی در رقابت های اقتصادی باشد برایش کافی است .
از منظر اقتصادی کشوری که ثروتش به انحاء گوناگون توسط سایر کشورها غارت می شود عملا اشغال شده به حساب می آید و اکنون چنین اتفاقی در اکثر کشورهای نفت خیز عرب رخ داده است . چه کسی می تواند منکر نفوذ شرکت های نفتی چند ملیتی که اسرائیل هم در آنها سهم دارد درآرامکو عربستان یا تاسیسات نفتی بحرین و قطر و کویت شود . این که ترامپ می گوید باید سربازانمان را از کشورهای اسلامی بیرون بکشیم به این معناست که نیاز اقتصادی چنین کشورهایی به ما برای حکومت بر آنها کافی است . وقتی یک سخنرانی ترامپ قیمت نفت را پایین می آورد و بسیاری از کشورهای صادر کننده نفت را با کسری بودجه مواجه می کند ، چه نیازی به حمله ی نظامی و اشغال خاک است ؟ نباید داستان فلسطین را ساده تعریف کنیم . این رشته سر دراز دارد .
کشورهایی دشمن واقعی آمریکا و در حال جنگ با این کشور هستند ! که جنس پیروزی آنها اقتصادی است. به همین دلیل از میان تمامی خاک سوریه تنها مناطق نفتی کماکان در دست معارضان تحت حمایت آمریکاست . همه ی دعواها بر سر لحاف ملانصرالدین است و نیازی به قصه های هزار و یک شبه نیست !
توجه به جنبه های غیرانسانی و ضد حقوق بشری اسرائیلی ها در توفان تلاش برای توسعه ی اقتصادی و تامین رفاه ملت ها توسط دولت ها گم می شود و محلی از اعراب ندارد و بیشتر به تفریحی عاطفی می ماند که عده ی محدودی از روشنفکران و آزادیخواهان در قالب تجمعات سامان یافته توسط NGO ها راه می اندازند اما دقیقا همان کسانی که دراین راهپیمایی ها بر علیه اسرائیل شرکت می کنند چه بسا خریدار سهام شرکت هایی باشند که بیش از ۵۰ درصد آن به صهیونیست ها تعلق دارد .
کشورهایی نظیر امارات و قطر که در حال تبدیل برخی از شهرهای خود به جهان شهر هستند و پا به پای کانادا و استرالیا در تدارک صید شهروندان غیربومی ثروتمند می باشند نمی توانند چنین سیاست منفعت طلبانه ای را با آینده ی فلسطین گره بزنند لذا امارات برای عوام فریبی ادعا می کند که مشروط به لغو طرح الحاق به چنین کاری دست زده است ! مشکل اصلی فلسطین ، خود فلسطینی ها هستند که عده ای از آنها فارغ از آرمانهایی که لقلقه ی زبانشان است در کشورهای ثروتمند منطقه و سراسر جهان به کارو تحصیل اشتغال دارند و اگر روزی به فلسطین بازگردانده شوند حتی قادر به اتخاذ رویه ای واحد برای دفاع از حقوق خود نیستند وهر کدام برای خود سازی می زنند . کمک های مالی اعراب به فلسطینی ها از ۱۹۶۷ تاکنون می توانست چندین ملت را احیاء کند اما چه کسی پاسخگوی چند و چون هزینه کرد این کمک هاست. دلارهای دریافتی توسط یاسر عرفات پس از معاهده ی کمپ دیوید چگونه هزینه شد ؟
کشورهای بی ریشه ای نظیر امارات که هویت خود را گدایی می کنند پیش از آن که خاکشان اشغال شود ، ذهن و اراده ی خود را تسلیم اشغالگران کرده اند و به اندازه ای نقطه ضعف حقوق بشری و اخلاقی دارند که خالی کردن زیر پای آنها ، هزینه ی چندانی برای آمریکا ندارد . بی گمان اسرائیلی ها از هم اکنون به فکر ایجاد شغل و درآمد برای خود در بحث بازسازی بندر بیروت هستند و ابزار آن ها برای مشارکت در چنین طرحی سهمی است که در شرکت های چند ملیتی دارند .
در جهان کنونی ، مناسبات بین المللی به نحوی تنظیم شده که هیچ اقدامی بدون توجیه و پیوست اقتصادی راه به جایی نخواهد برد .
- یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۷ مرداد ۱۳۹۹