• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳۰ مرداد ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۳۰ مرداد ۱۳۹۹
سلام بر حسین(ع) سلام بر آزادی

روح متعالی در کشمکش تضادی که جان آدمی را در بر گرفته روایتگر حماسه هایی است از انسان های تکامل یافته ای که تاریخ با نام و نشان آنها جان می گیرد.
مبارزه، جدال و جهاد برای حق طلبی و عدالت خواهی به اشکال مختلف در طول تاریخ رخ نموده است.
گاه قلم این رسالت سنگین را عهده دار بوده و گاه قدم.
ایرانیان از جمله ملت هایی هستند که با سوابق کهن در تمدن سازی و عدالت خواهی مجبور به جنگ هایی شده اند تا دشمنان این آب و خاک زرین را وادار به شکست نمایند. از این تهاجمات گاه پیروز و گاه شکست را پذیرفته اند.
جان پرورش یافته در مکتب عدالتخواهی میراث قَدر ماست که توانسته با عبور از سختی های بسیار و گدارهای پرمشقت تاریخ، روحی بالنده و عزمی استوار را برای تحقق عدالت و مقابله با ستمگری در فرهنگ و تاریخ نهادینه کند.
امام حسین(ع) از آن جهت برای ما ایرانیان و هم شیعیان جهان اسوه حسنه مقاومت و عدالتخواهی است که جدای از زبان و نژاد و فرهنگ اشاعه دهنده روح متعالی ظلم ستیزی و حق طلبی است.
ظلم ستیزی امام حسین و یاران باوفایش ریشه در مکتب اسلام دارد. مکتبی که کتاب آسمانی اش قرآن است و دستاورد سنت آزادیخواهانه اش زندگی پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع)
محرم در فرهنگ و باور ما یادآور حماسه ای است که در تاریخ بشریت نظیر ندارد. مقاومت ۷۲ تن انسان حق طلب آزادیخواه و خداباور در برابر یزید ملعون با هزاران لشکر مجهز به تیر و کمان و نیزه و تجهیزات جنگی آن هم در شرایطی که زن و فرزند را همراه دارند در صحرای سوزان کربلا فقط با یک ایمان کامل برآمده از خداباوری می تواند رخ نماید. روح متعالی امام حسین(ع) در طول صدها سال چنان آثاری به جای گذاشته که در ذهن و زبان شیعیان آن حضرت با ظلم ستیزی، کفرستیزی و عدالت محوری عجین شده است.
اینک ما وارث چنین نهضتی هستیم و در طول تاریخ توانسته ایم از این بن مایه ارزشمند نهضت ها به پا کنیم و حماسه ها بیافرینیم. سهم نهضت امام حسین(ع) و اصحاب با رسالت ایشان در انقلاب اسلامی و پیروزی ملت ایران سهم بسزایی است.
گاندی رهبر فقید هند که توانست در مبارزه با استعمارگران انگلیسی پیروز شود در بیان خاطرات خود گفته است از حماسه امام حسین(ع) درس ظلم ستیزی گرفته است. طرفداری از چنین مکتبی و باور به آن بیشتر محتوایی است تا شکلی. بدین معنا که سینه زنی، زنجیرزنی، روضه خوانی و لباس سیاه به تن کردن در ایام محرم و صفر صرفاً یک نشانه وفاداری است و تعهدی برای تبعیت از مکتب امام حسین(ع) ایجاد نمی کند. آنچه می باید تعیین کننده باشد رویکرد محتوایی به نهضت امام حسین(ع) است. روح عدالتخواهی و ظلم ستیزی ریشه در صداقت، پاکدامنی، مسئولیت پذیری اجتماعی و آگاهی از شرایط زمانه دارد.
وزیر و وکیل و رئیس جمهور و بالاتر هم که نمایندگان و کارگزاران و هادیان ملتند می باید جزء پیشقراولان عدالتخواهی باشند و راه و روش آنها عدالت محوری باشد. هر چند در زمانه کنونی که مکر و فریب و ریاکاری و دروغ و دغل بازی اسباب گذر از سختی های اقتصادی است بسیار مشکل می نماید بتوان راست حسینی کار کرد ولی می توان نسبت خوبی ها را به نسبت بدی ها و زشتی ها افزایش داد.
می توان عشق به امام حسین(ع) و بزرگداشت محرم را در وفاداری، به جای آوردن تعهدات، پرهیز از تشریفات و فقیرنوازی عملی کرد.
می توان به جای چانه زنی برای برپایی مراسمی که بیم ضرر به جان و مال مردم می رود در شرایط کرونایی عاقلانه اندیشید و فتیله چراغ عقل را روشن کرد و از احساسات ناروا پرهیز نمود.
می توان هزینه های سنگین برپایی بعضی مراسم سنتی را در حل مشکلات اقتصادی جوانان و دستگیری از بیچارگان صرف نمود.
می توان امام حسین(ع) و یارانشان را در دل عزیز داشت و در زبان یادآور شد بی آنکه تظاهرات و راه پیمایی ها موجب ضرر و زیان شود.
مردم عدالت محور به جامعه ای که در آن عدالت اجتماعی و فردی متبلور است می توانند افتخار کنند. آزادیخواهی، ظلم ستیزی و عدالت محوری امری دستوری و بخشنامه ای نیست. بلکه خواستنی، خودجوش و عقلانی است. زیرا با فطرت آدمی رابطه ای مستقیم دارد.
اگر اداره ای یا مغازه ای و یا سازمانی عَلم امام حسین(ع) را در محرم بر سر در ورودی آویزان کند اما نداند که امام حسین(ع) برای چه اهدافی شهادت را انتخاب کرد. و زن و فرزند و یاران را فدا نمود دردی را دوا نمی کند که هیچ بلکه ضرر به نهضت امام حسین(ع) هم وارد می کند.
اگر مسئولی دروغ گفت و ریا کرد اما در عزای امام حسین(ع) به سر و سینه زد بدبینی و تردید در مخاطبان را تشدید می کند هرچند حسینی بودن قائم به شخص نیست.
آنچه مهم است این است که متولیان حکومت و دولتمردان بسیار بیشتر از مردم عادی می باید مقید به اسلام و نهضت حسینی در عمل باشند.
روایت تاریخ گواه این حقیقت است که گرچه شاهان مطرح تاریخ ایران و جهان در کشورگشایی و حفظ مرزها بعضاً از جان مایه گذاشته اند، اما اندیشه و عمل آنان در جهت رفاه و آسایش ملت هایشان نبوده بلکه بیشتر از آنان بهره کشی کرده و روابط ارباب و رعیتی را برقرار کرده اند پس نمی توانسته اند عادل باشند و عدالت محور.
نشانه آنها کاخ های استوار و بلندی است که در کنار کوخ های از میان رفته سر به افلاک کشیده اند و من به یاد ندارم در سوگ پادشاهی، مردم به معنای یک ملت بر سر و سینه زده باشند و در طول سالها بل قرنها خاطره او را پاسدارند.
این است تفاوت عدالتخواهی امام حسین(ع) و بی عدالتی و خودخواهی شاهان.
سلام بر حسین(ع) سلامی به روح متعالی کمال یافته که توانست در تمامی عصرها و نسل ها چنین آثار باشکوهی از جهاد را به یادگار گذارد.
سلام بر آزادی که روح بالنده هویت انسانی است.
والسلام

Comments are closed.