سرمقاله محمد عسلی ۲ شهریور ۱۳۹۹
به بهانه روز پزشک
یکی جان می دهد، دیگری جان می گیرد! یکی زخم می زند، دیگری مرهم می گذارد. یکی شفا می دهد، دیگری جفا می کند. نه فقط جهان و هر آنچه در آنست اسیر تضاد و دوگانگی اند، بلکه هر حرکتی که در دل جماد، نبات، حیوان و انسان بروز و ظهور دارد ناشی از تضاد است. کار اصلی پزشکان و داروسازان در واقع مقابله با تضادهاست در فرهنگ ما ایرانیان پزشکان یا اطباء از اعتبار و شخصیتی کم نظیر برخوردار بوده اند.
بوعلی سینا قبل از آنکه به عنوان فیلسوف و ادیب و نویسنده در یادها ماندگار شود دانش پزشکی او را شهره عام و خاص کرد تا آنجا که کتاب قانون وی در طب توسط ژراردو کرمونایی فرانسوی ترجمه و به مدت ۴۰۰ سال در دانشگاه های اروپا تدریس شد.
دانش پزشکی سنتی پایه دانش پیشرفته و نوین طب جدید است.
در گذشته اطباء معروف در دربار شاهان از قرب و منزلت قابل توجهی برخوردار بودند. برزویه طبیب در مقدمه کتاب کلیله و دمنه که یکی از کتاب های قدیم به جای مانده است می گوید!
«… چون سال عمر به هفت رسید مرا بر خواندن علم طب تحریض نمودند. چندانکه اندک وقوفی افتاد و فضیلت آن بشناختم به رغبت صادق و حرص غالب، در تعلم آن می کوشیدم تا بدان صنعت شهرتی یافتم و در معرض معالجت بیماران آمدم، آنگاه نفس خویش را میان چهار کار که تکاپوی اهل دنیا از آن نتواند گذشت مخیر گردانیدم. وفور مال و لذت حال و ذکر سایر و ثواب باقی و پوشیده نماند که علم طب نزد همه خردمندان و در تمامی اینها ستوده است…»
و اما امروز که دانش پزشکی در بسیاری از موارد تشخیص و درمان جان بخش است و تجهیزات و فنآوری های پیشرفته ای در خدمت پزشکی درآمده اند، پزشکان از احترام و محبوبیت ویژه ای برخوردارند. به ویژه پزشکانی که دانش و تجربه آنها در خدمت دانشجویان دانشگاه ها و علوم پزشکی است.
در گذشته نه چندان دور که مردمان زندگی ساده ای داشتند و با طبیعت و کار یدی دل مشغول بودند بعضی از بیماری های فعلی که ناشی از زندگی ماشینی است به ندرت رخ می نمود. اما امروز کافی است دفترچه بیمه ای در دست باشد تا برای سردرد و سرماخوردگی جزیی هم روانه مطب پزشکان شوی.
به ویژه آنکه داروهای شیمایی علاوه بر آنکه بعضاً شفابخشند، عوارض جانبی هم دارند که برای رفع آنها داروی دیگری تجویز می شود که همان داروی دوم هم باز عوارض جانبی دارد.
با این وصف پزشکان فعلی را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
دسته اول محققان و پژوهشگران علوم پزشکی که وقت و حال را صرف تدریس در دانشگاه ها می کنند و بیشتر به پژوهش و تحقیق می پردازند و بعضاً گهگاه سری هم به مطب می زنند.
دسته دوم پزشکانی هستند که دانش و تجربه خود را برای کسب درآمد بیشتر به کار می گیرند و گاه تا آنجا پیش می روند که در یک نوبت صبح یا عصر بین ۵۰ تا ۷۰ بیمار را ویزیت می کنند.
در گزارشی خواندم که درآمد قابل توجه بعضی پزشکان علاوه بر دریافت نسخه نویسی «ویزیت» درصدی از داروخانه ها، پرتونگاری ها و بیمارستان هایی است که توسط آنها بیمارانی چند به آنجا اعزام می شوند به ویژه آنکه بعضی از پزشکان به هنگام نسخه نویسی به بیمار تأکید می کنند که حتماً دارو را از فلان داروخانه بگیرد و یا گهگاه دیده شده که روابط بین متولیان داروخانه و پزشک تا به حدی نزدیک است که داروخانه ها به پزشکان توصیه می کنند فلان دارو را که تاریخش در شرف اتمام است برای بیمار نسخه کند.
این زد و بندها و حرص افزایش درآمد تا حدودی به اعتبار بعضی پزشکان صدمه زده و آنها را از رسالت پزشکی دور کرده است.
شاید که نه حتماً این نوع رفتارها ناشی از نگاه های مادی گرایانه ای است که زندگی ماشینی امروز به انسانها تحمیل نموده و آنها را از خدا و اخلاق و دیانت به دور داشته است.
به هر حال آنچه مهم است ضرورت وجود پزشکان حاذق و با رسالت است و حفظ اعتبار دانش پزشکی که به واقع در بسیاری موارد جان بخشند و از مرگ و میرهای زیاد پیشگیری و یا درمان می کنند.
اگر امروز علاقه و گاه آرزو برای بسیاری از جوانان تحصیلکرده توسل و راهیابی به دانش پزشکی است می تواند انگیزه های درآمدزایی بیشتر نسبت به سایر مشاغل را سبب شود.
به نظر می رسد دانشگاه های علوم پزشکی قبل از آنکه به انتقال اطلاعات و معلومات پزشکی به دانشجویان توجه کنند و هدف گذاری نمایند می باید اخلاق و نحوه روابط و تعاملات با بیمار را عملاً در ذهن و زبان دانشجویان نهادینه نمایند.
وقتی دانشجو به استاد نگاه می کند که چگونه با حرص و ولع بیشتر به دنبال کسب درآمد است بی شک او هم به همین راه می رود مگر در موارد استثناء که استثناء قاعده نمی شود. ناگفته پیداست که اپیدمی بیماری مادی گرایی بیشتر از همه گیری بیماری های دیگر است که بشر را تا این حد از اخلاق طبیعی دور کرده است.
روزگاری بود که سعدی هم می سرود:
«چهار طبع مخالف سرکش
چند روزی شوند با هم خوش
چون یکی زین چهار شد غالب
جان شیرین بر آمد از قالب
اما امروز به لطف پزشکان حاذق و آزمایشگاه های مجهز این چهار طبع که، خون، سودا، صفرا و بلغم خوانده می شد قابل کنترلند و مداوای آنها با داروها و دستورات غذایی امکانپذیر شده است.
لذا جا دارد از تلاش محققان و پژوهشگران دانش پزشکی قدردانی نمود و حرمت آنها را حفظ کرد و به کار آنها ارج گذاشت.
مضافأ اینکه در شرایط فعلی ویروس واگیر کرونا مردم جهان را از زندگی عادی و کار و کاسبی انداخته و کار پزشکان و پرستاران و ابواب جمعی بیمارستان ها را بیش از حد توان و طاقت آنها نیز افزایش داده است.
مسلمأ مردم قدر شناس ما برای حفظ جان و سلامتی پزشکان و همکاران آنها با رعایت فاصله ی اجتماعی و استفاده از ماسک مساعی خود را بکار گرفته و علی رغم مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم و گرانی و هجوم ویروس کرونا به این مهم توجه دارند که حفظ جان خود و خانواده و سایر هموطنان یک وظیفه دینی ، اخلاقی و اجتماعی است.
منابع:
۱-کلیله و دمنه ترجمه نصرالله منشی
۲-گزارش و اخبار روزنامه ها
۳-مشاهدات نگارنده
- شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲ شهریور ۱۳۹۹