• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۰ شهریور ۱۳۹۹

سرمقاله اسماعیل عسلی ۱۰ شهریور ۱۳۹۹
آموزه های نهضت حسینی

انقلاب های مبتنی بر نگاه ایدئولوژیک همواره در معرض بانگری و تجدید نظر قرار دارند و در دراز مدت هنگام مواجهه با ناکامی ها و بحران های ناشی از تحلیل های غلط به راهکارهای متفاوت می اندیشند تا برای عبور از تنگناهای ایجاد شده ناگزیر به پرداخت هزینه های بیشتر نباشند .
از جمله مسائل مبتلا به انقلاب اسلامی قائل بودن به پیوست های تاریخی به عنوان منبع الهام بخش است که نظریه پردازان با نگاه انطباقی سعی در بازآفرینی آن دارند . طبیعتا انتظار می رود وجه معنا گرایانه و محتوایی نگاه به رویدادهای الهام بخش نظیر واقعه ی عاشورا بر جنبه ی شکلی آن غلبه داشته باشد.
نهضت حسینی و سیره ی علوی ظرف چهار دهه ی گذشته بیشترین ارجاعات تاریخی را در پیوند با تحلیل و توجیه رویدادها داشته است . از آنجایی که وجه ممیزه ی مکتب تشیع نسبت به سایر مذاهب و فرق اسلامی بحث شایسته سالاری است ، انتظار می رود که چنین نگاهی در تمامی عزل و نصب ها و گزینش ها و ریزش ها و رویش ها جاری و ساری بوده و شمولیت نگاه به مکتب علوی و نهضت حسینی تحت تاثیر خویشاوند سالاری و بازی های مشمئز کننده ی جناحی و باند بازی ها قرار نگیرد . زیرا آنچه امام حسین (ع) برای تبیین و دفاع از آن هزینه های گزافی پرداخت و خود و خانواده را در تیررس انواع شداید قرار داد ، دفاع از جوهره ی دین و شایسته سالاری بود .
این که ما با برشی از زندگی امام حسین در یک مقطع کوتاه زمانی به دنبال تشریح ابعاد گوناگون نگرش ایشان به سلوک دینی باشیم نمی تواند به ارائه ی الگویی قابل تاسی در شرایط گوناگون منجر شود چرا که ایشان از زمان شهادت امام حسن (ع) تا دهم محرم سال ۶۱ هجری مسئولیت زعامت معنوی شیعیان را بر عهده داشته اند به طوری که در شرایط گوناگون عکس العمل های متفاوتی از خود بروز داده اند . هر چند در نقل رویدادهای این مقطع تاریخی کوتاه نیز شاهد تحریف های شگفت انگیزی هستیم که شهید مطهری از جهاتی به آن پرداخته اند .
بر اساس نقل های تاریخی با وجود این که امام حسین تلاش داشتند اهداف خود از این حرکت را برای همگان تشریح کنند اما هیچ اثری از ناگزیر سازی دیگران برای تبعیت ازایشان وجود ندارد بطوری که آن حضرت حتی غلامان خود را قبل از روز واقعه آزاد می کنند تا غلام بودن تاثیری بر تصمیم آنها در همراهی کردن امام حسین نداشته باشد !
نکته ی دیگری که از نهضت حسینی می توان آموخت این که ایشان در مقابل افراد پشیمان رفتاری سلبی و دفعی از خود نشان نمی دهند و در تمامی لحظات حتی زمانی که دیگر یاوری برایشان باقی نمانده به دنبال تواب سازی هستند . رفتار ایشان با حرابن یزید ریاحی که بهترین فرصت ها را برای انتخاب راه حل های گوناگون از ایشان گرفت اتهام و تاوان طلبی نیست .باید دید در این زمینه تا چه اندازه تابع ایشان بوده ایم .
از دیدگاه امام حسین (ع) این که کسی از گذشته ی خود اظهار ندامت کند برای برخورداری او از تمامی حقوق انسانی و شهروندی اش کافی است زیرا توبه یکی از مولفه های اصلی در معرفت دینی است به طوری که اگر توبه را از باورهای دینی منها کنیم هیچ انسانی به بهشت راه پیدا نمی کند چرا که بنی آدم همواره در معرض لغزش و خطاست .
موضوع بعدی منطق حسینی است و ارزشی که ایشان برای رای و نظر مردم قائل است . ایشان در تمامی سخنرانی ها در توجیه حرکت خود به سمت کوفه دعوت سران قبایل را مطرح می کند یعنی می گوید من بر اساس خواست و دعوت شما حرکت کرده ام چون شما پیشوایی مرا خواستار شده اید . در واقع امام حسین با منطقی که اکثریت مردم در آن زمان به آن باورمند بودند با آنها سخن می گوید و در مواجهه با لشکریان دشمن سخنی از انتخاب خود از جانب خداوند برای پیشوایی و معصومیت و حواشی و الزامات آن به میان نمی آورد چرا که می داند این قوم غرق در مناسبات قبیله ای با چنین مفاهیمی بیگانه هستند .
بحث اصلی ایشان این است که اولا معاویه بر اساس قرارداد صلح با امام حسن حق انتخاب جانشین نداشته و در ثانی نحوه ی بیعت گرفتن برای یزید با تطمیع و تهدید همراه بوده که با سنت پیامبر و شیوه ی خلفای راشدین همخوانی نداشته و گونه ای بدعت تلقی می شده است .
اما منطق حسینی توسط نخبگان و خواص آن زمان سر بریده می شود . علت آن هم این است که متاسفانه در آن زمان به هرکسی که سابقه ای در نبردها و فتوحات اسلامی داشته یا اهل شعر و سخنوری بوده و یا در ردیف اشراف قرار می گرفته نخبه می گفته اند . لذا نخبه در آن زمان به معنای عالم به مسائل دینی و علمی و اجتماعی و آگاه به مصالح عموم اطلاق نمی شده است . بدیهی است وقتی چنین کسانی در فهرست نخبگان و پیشوایان قبایل باشند نتیجه ی رایزنی و همگرایی آنها چه خواهد بود ! کسانی که امام حسین را به شورش و خروج متهم می کنند و حتی نماز او را مقبول درگاه حق نمی دانند در واقع بر نحوه ی انتصاب یزید و شیوه ی بیعت گرفتن برای او مهر تایید می زنند . در حالی که اگر خداوند می گوید دست خدا با جماعت است منظور جماعتی است که با تطمیع و تهدید به یک تصمیم واحد نرسیده باشند و انتخاب آنها تابعی از انتصاب دیگری نبوده باشد !
بدون تردید امام حسین به دنبال حکومت نبوده هر چند اگر مردم یاری می کردند و به انتخاب ایشان رضایت می دادند همانند پدر و برادر خود به این مسئله تن می دادند و شانه از زیر بار چنین مسئولیت خطیری خالی نمی کردند . ایشان در تمامی منازل و به هر شهر و دیاری که می رسیدند علت حرکت خود به سمت کوفه را دعوت مردم می دانستند . بدیهی است اگر از طرف مسلم ابن عقیل نامه ای به این مضمون می آمد که کوفه حاضر به همراهی نیست تصمیم دیگری اتخاذ می کردند و اساسا اعزام مسلم و چند پیک دیگر به کوفه هیچ دلیلی جز حصول اطمینان از همراهی مردم کوفه نداشته است .
امام حسین در شب عاشورا تاکید می فرماید کسانی که دینی بر گردن دارند یا ناگزیر به بازگرداندن امانتی هستند و یا انتخاب دیگری غیر از شهادت دارند بروند . چنین تاکیدی یعنی تعهد اجتماعی و آزادی انتخاب در هیچ شرایطی نباید مورد غفلت قرار گیرد .
موضوع دیگری که معمولا در نقل ماجراها مورد غفلت قرار می گیرد ادبیات در جنگ مکتبی است حتی در شعارها و مبارز طلبی ها ؛ به طوری که تمامی کسانی که به میدان می روند منطقی مشترک با امام حسین دارند . لذا باید ببینیم منطق حسینی چه جایگاهی در ادبیات انقلاب ما دارد ! گاهی به نظر می رسد که برجسته کردن برخی مسائل هر چند واقعی عملا به حاشیه نشین شدن متن واقعی عاشورا می انجامد .
رعایت اخلاق در نهضت حسینی یک اصل است زیرا اگر هم آغوشی سیاست و دین فرزندی جز اخلاقمداری داشته باشد به انحراف رفته است در واقع دشواری حکومت دینداران در همین جا خود رانشان می دهد چرا که آنها برای رسیدن به هدف به هر وسیله ای چنگ نمی زنند و اخلاق را زیر پا له نمی کنند  و به هر قیمتی به دنبال حفظ آنچه به دست آورده اند نیستند که اگر چنین بود مسلم ابن عقیل ابن زیاد را در خانه  هانی می کشت.
ما باید د رجستجوی رد پایی از نهضت حسینی در انقلاب خود باشیم و اگر بناست انطباقی صورت گیرد باید ملهم از دستاورد های این نهضت باشد . این که در صف یاران امام حسین از هر قبیله و سن و جنس کسانی پیدا می شوند مفهومی جز این ندارد که انتخاب امام حسین از سوی آنها به عنوان پیشوا در اوج اختیار و آگاهی بوده و بزرگترین آموزه ی نهضت حسینی احترام به انتخاب آزاد و رها از قید و بندهای جاهلی است .

Comments are closed.