سرمقاله محمد عسلی ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
ایران و استعمار انگلیسی ها
جئوفری دولانگی (Geoffry dolangey) اولین جهانگرد انگلیسی بود که در عبور از ایران نامش ثبت تاریخ شده است. وی سفیر ادوارد اول بود که در سال ۱۲۹۰م به دربار ارغون خان پادشاه مغولی رفت تا حمایت مغول ها را در جنگ انگلستان علیه عثمانیان جلب نماید. اما سفر وی با موفقیت همراه نشد.
سه قرن بعد برادران شرلی به دربار شاه عباس راه یافتند که یکی از آنها تا سالهای متمادی در ایران ماند.
رابرت شرلی توانست شاه عباس را متقاعد کند که از تخصص های وی در ساخت تسلیحات نظامی و فروش ابریشم خام بهره مند شود.
براساس شواهد تاریخی هر زمان مسلمانها از قدرت نظامی و اقتصادی برخوردار شده اند دولت های اروپایی به سرزمین، ثروت و معادن آنها چشم طمع دوخته و سعی بر آن داشته اند کشورهای اسلامی را در جنگ های فرسایشی و بی حاصل به جان هم اندازند.
برای مثال سفر جئوفری دولانگی به منظور حمایت ارغون خان در جنگ انگلیسی ها بر علیه پادشاه عثمانی بود که همین اتفاق در زمان شاه اسماعیل هم افتاد و متأسفانه شاه اسماعیل در جنگ چالدران از سلطان سلیم پادشاه عثمانی شکست خورد و همین شکست قدرت شاهان صفوی را تضعیف نمود تا در زمان شاه سلطان حسین اشرف افغان بتواند اصفهان پایتخت شاهان صفوی را به تصرف درآورد تا به آنجا که شاه سلطان حسین تاج شاهی را از سر خود برداشت به سر اشرف افغان گذاشت. یکی دیگر از فرستاده های ملکه الیزابت به دربار شاه طهماسب آنتونی جینکنسون بود که در سال ۱۵۶۲م به دیدار شاه طهماسب صفوی نائل شد اما موفق به عقد قرارداد بازرگانی فی مابین نشد و شاه طهماسب براساس تقاضای ملایان درباری دستور داد محل هایی که آنتونی جینکنسون به داخل کاخ وارد شده بود را خاکبرداری کنند و دوباره ترمیم نمایند زیرا معتقد بودند که فرستاده انگلستان نجس است و قدم هایش نحس است.
چهار سال بعد ادواردز دیپلمات دیگر انگلیسی به اتفاق واتس جهت عقد قرارداد بازرگانی با دولت ایران به ملاقات شاه صفوی آمد و موفق به اخذ اجازه دولت ایران جهت فعالیت تجار انگلیسی شد. افراد دیگری از جمله سردر موکوتن در سال ۱۶۲۸ و هانوی در سال ۱۷۴۳ به ایران آمدند با توقف های کوتاه.
و اما نخستین دوره اقامت انگلیسی ها در ایران به قرن هفدهم میلادی برمی گردد که کمپانی هند شرقی توانسته بود حوزه اقتدار و فعالیت های تجاری و بازرگانی خود را تا بوشهر و دیگر بنادر جزائر خلیج فارس توسعه دهد. در سال ۱۷۷۸ کمپانی هند شرقی مرکز فعالیت های بازرگانی خود را از بصره به بندر بوشهر منتقل نمود و با سرعت بوشهر به مهمترین مرکز بازرگانی و سیاسی بریتانیایی ها در خلیج فارس تبدیل گردید.
هر چند گردانندگان کمپانی هند شرقی انگلیس در تجارت با ایران ابتدا فقط دارای انگیزه های مالی بودند اما با افزونی مشکلات در هندوستان و پیدا شدن رقبای دیگر به فکر حفظ قلمرو تجاری خویش افتادند. با توجه به حساسیتی که کشورهای روسیه و فرانسه نسبت به حضور انگلیسی ها در هند از خود نشان دادند انگلیسی ها برای حفظ مستعمره خود ایران را حایل قرار داده و موجب گردید از سال ۱۷۹۸ بریتانیا حضور خود را در ایران شدت بخشد.
ترس از روسیه باعث شد دو کشور ایران و انگلستان طی عقد قراردادهای نظامی و اعزام هیأت های نظامی انگلیسی جهت تعلیم سپاهیان ایرانی روابط کامل سیاسی میان دو کشور ایجاد شود.
از این تاریخچه مختصر درمی یابیم که استعمار انگلیس نه فقط بر شبه قاره هند بلکه تا سرزمین ایران در دوره پادشاهی سلسله قاجار گسترده شد. در دوره جنگ جهانی دوم هرچند دولت ایران اعلام بی طرفی کرد اما از شمال روس ها خاک ایران را مورد تجاوز و اشغال قرار دادند و از جنوب انگلیسی ها، تا از ایران برای ارسال اسلحه و مهمات به روسیه پل پیروزی بسازند.
دخالت های مستقیم و غیرمستقیم روسیه و انگلیس و هم در بعضی موارد فرانسه و آلمان به علت ضعف پادشاهان قاجار و پهلوی در زمان های حساس، ایران را به عرصه رقابت و تاخت و تازهای نظامی و غارت منابع به ویژه میراث های فرهنگی و آثار باستانی تبدیل کرد تا به آنجا که بخش عمده ای از آثار باستانی دوران های مختلف تاریخی ما در موزه های برییش میوزیم و لور فرانسه یکی از منابع درآمد بازدیدکنندگان در سالیان مختلف بوده است.
در جنگ ایران و عراق هم نقش استعماری دولت انگلیس مشهود بوده است به نحوی که دو کشور اسلامی ایران و عراق را به یک جنگ تحمیلی ۸ ساله الزام کردند و متأسفانه صدام فریب خورد و به ایران حمله نظامی کرد.
درخصوص انرژی هسته ای شیطنت های انگلیس، فرانسه و آمریکا و کمی هم آلمان مدتها ما را در تحریم های سخت قرار داد.
ناگفته پیداست که خوی استعماری در هر یک از کشورهای مهاجم و تمامیت خواه پایان ندارد و هر حرکت آنها به شیوه های نرم و سخت در جهت حفظ منافع آنهاست.
متأسفانه زمانه ما زمانه مادیگرایی و کسب درآمد بیشتر به هر وسیله قابل توجیه است و استعمارگران از هر نقطه ضعف ما سوءاستفاده های کلان می برند.
ما باید قوی بمانیم و جنگ را از سرزمین خود به دور داریم و با توانمندی های سیاسی، اقتصادی و انقلابی خود دشمنانمان را در سرزمین های دیگر شکست دهیم آنجا که دروازه ورود به ایران است و نه کاری کنیم که آنها بتوانند به راحتی وارد ایران شوند.
یکی از بی تدبیری های پادشاهان قاجار و پهلوی آن بود که سرنوشت کشور را به تصمیم آنها در امورات مختلف سپردند و سعی کردند تحت سایه آنها اقتدار خود را حفظ کنند.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
منبع: (انگلیسی ها در میان ایرانیان) نوشته (دنیس رایت)
- دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۱ شهریور ۱۳۹۹