• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۶ شهریور ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۱۶ شهریور ۱۳۹۹
مدرسه و کرونا

سیل های ویرانگر، زلزله های پی در پی، کشف اختلاس های کلان و نمایشی مستمر از دادگاه های رسیدگی کننده به جرائم اختلاس، کشف روزانه مواد مخدر و کالاهای قاچاق، شلوغی دادگاه های رسیدگی کننده به انواع جرائم، بیکاری و عدم اشتغال بسیاری از جوانان تحصیلکرده و کسانی که به حسب اجبار در مشاغل کاذب به دنبال درآمد ناچیزی برای گذران زندگی هستند، مهاجرت و فرار جمعی از نخبگان و سرمایه داران به دیگر کشورها، تحریم های چهل ساله در داد و ستدهای خارجی و جوسازی های مسموم شبکه های مجازی و رسانه های بیگانه از یک طرف و از طرف دیگر بیماری مسری کرونا در ابعاد جهانی هر کشور و ملتی را از پای درمی آورد اما علیرغم تمامی این بلایا ایران همیشه صبور و متحد در سکوی قهرمانی ایستاده و تجربیات مقاومت را ارزانی ملت های درگیر استعمار کرده است. در چنین شرایطی وزارت آموزش و پرورش درهای مدارس را به روی دانش آموزان گشوده تا تجربه ای دیگر در این آشفته بازار کسب کند.
اینک برای عده ای از تحلیلگران آموزشی و پزشکان، این سئوال به دنبال پاسخی صریح و سریع است که عواقب کار چه خواهد شد؟
آیا در چنین شرایطی حضور دانش آموزان در کلاس که ممکن است در رعایت دستورات بهداشتی اهمال نمایند منطقی و درست است؟
وزیر و دست اندرکاران آموزش و پرورش در پاسخ این سئوالات می گویند: «اجباری برای شرکت در کلاس نیست اگر مربیان و اولیاء دانش آموزان و مسئولان مدرسه به این نتیجه برسند که شرایط مدرسه به گونه ای است که بیم سرایت بیماری می رود.»
نکته مهم تر آنکه امکانات آموزش از راه دور برای همگان در اقصی نقاط کشور در دسترس نیست هرچند ساختار مدارس، نحوه آموزش و توانمندی معلمان هم در شرایط غیرکرونایی برای تمامی دانش آموزان کشور یکسان نبوده و نیست و عدالت آموزشی سالهاست رعایت نشده و علت محرومیت از تحصیل عده قابل توجهی از فرزندان ایران در نقاط دور افتاده روستایی و عشایری عدم مدرسه و معلم و فقر و ناتوانی والدین است.
و اما بعد؛
در جامعه ای که به علت فاصله های طبقاتی برای عده ای از والدین امکانات آموزشی در خانه به نحومطلوب میسر است و برای بسیاری از مردم حتی تهیه نوشت افزار و هزینه های تحصیل میسر نیست بالطبع عدالت اجتماعی که جای خود دارد. عدالت تحصیلی هم جاری نخواهد شد.
اگر دولت قصد دارد آموزش مساوی را در تمام نقاط کشور تسری دهد می باید هزینه های تحصیلی برای خانواده های فقیر و ناتوان را منظور نماید تا آنها تشویق شوند فرزندان خود را به مدرسه بفرستند زیرا در قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی آمده است که تحصیل در تمام مقاطع رایگان است.
تحقق رایگان بودن ملزومات و الزاماتی را می طلبد که مهمترین آن مدرسه، معلم، کتاب و تجهیزات آموزشی است و هزینه های حمل و نقل و نوشت افزار که اگر برای خانواده های فقیر منظور شود این امکان وجود دارد که همه بتوانند به مدرسه بروند و حتی یک بی سواد هم نداشته باشیم.
هرچند در شرایط تحریم و مشکلات و معضلات اقتصادی فعلی، این امکان برای دولت وجود ندارد اما می توان با برنامه ریزی صحیح و هوشمند درصدی از درآمدهای حاشیه ای دولت را به این کار اختصاص داد و کمک های مردمی را یک کاسه کرد و سازمانی را بدین منظور تأسیس نمود.
بالاخره کرونا دیر یا زود با تهیه واکسن از میان می رود و شاید بیماری دیگری از این نوع و یا نوعی دیگر بروز نماید اما تحریم ها، عمری چهل ساله دارند و معلوم نیست با توجه به سیاست های استراتژیک نظام و فشارهای آمریکا و کشورهای غربی به زودی پایان پذیرند اما آنچه در اختیار خودمان است استفاده معقول از منابع و امکانات است که اگر در یک تحول زیرساختی بتوان از شر مدیران ناکارآمد و رانتی خلاص شد و به حضور آقازاده ها در تصمیمات اقتصادی پایان داد، آنگاه می توان بدون چشمداشت به خارج روی پای خود ایستاد و اعتماد عمومی را برای کار و تلاش و امیدسازی افزایش داد.
در هر صورت آنچه مهم است بازگشایی مدارس اگر با مراقبت های ویژه ای همراه باشد موجب رونق اقتصادی برای کسبه، متولیان حمل و نقل و دست اندرکاران آموزش و پرورش می گردد.
ناگفته پیداست که آسیب پذیری دانش آموزان در برابر بیماری کرونا براساس آمارهای بیمارستانها به نسبت افراد میانسال به بالا بسیار کمتر است و به صورت موردی گزارش شده است.
این سخن بدان معنی نیست که همه از اعزام فرزندانشان به مدارس خاطرجمع باشند بلکه همه چیز بستگی به شرایطی دارد که از واگیری این بیماری جلوگیری می کند تا خدا
چه خواهد؟
و چه پیش آید؟
به قول حافظ:
تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند …
والسلام

Comments are closed.