سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۴ شهریور ۱۳۹۹
برداشت دهم
خبر این است که ” ۱۵ هزار نفر از صادرکنندگان ، ارز حاصل از صادرات را بازنگردانده اند “. این یک خبر خام است و فاقد تحلیل که تنها برخی از افراد قادر به اظهار نظر پیرامون چند و چون آن هستند . اما باید دید یک فرد غیر متخصص مثل من که کار خبری می کنم از همین خبر خام چه برداشت هایی می تواند داشته باشد .
برداشت اول : وقتی در یک خبر عدد می بینیم به این معناست که چنین عددی حاصل محاسبه و بررسی است . یعنی چندین دستگاه اجرایی و نظارتی در جریان آن هستند . بنابراین کسانی هستند که اسامی این صادر کنندگان را در اختیار دارند .
برداشت دوم : وقتی گفته می شود پانزده هزار نفر ارز حاصل از صادرات خود را بازنگردانده اند به این معناست که عده ای بازگردانده اند که با توجه به مسئله ساز شدن عدم بازگشت ارز حاصل از صادرات کالاهای گوناگون برای دولت و مردم تنها عده ی کمی ارز حاصل از صادرات خود را بازگردانده اند .
برداشت سوم :چگونه کشوری مانند ایران که با تحریم و بی ثباتی ارزش پول مواجه است و تورمی کمرشکن و فروپاشنده دارد و بسیاری از کشورها نیز نمی توانند با ما تبادل بازرگانی داشته باشند چیزی نزدیک به بیست هزار بازرگان دارد حتما تعداد بازرگانان کشورهای توسعه یافته ای چون آمریکا ، چین و ژاپن و کره و اتحادیه اروپا باید نزدیک به چند میلیون برسد که البته ندارند . بنابراین نتیجه می گیریم که بسیاری از بازرگانان ایرانی از طریق رانت و امتیاز گیری مجوز صادرات گرفته اند یا از کارت موقت برای صادرات بهره برده اند و اساسا این کاره نیستند .
برداشت چهارم : وقتی ۱۵ هزار نفر جرات می کنند ارز حاصل از صادرات خود را برنگردانند و همچنان به عنوان بازرگان فعالیت کنند مفهومی جز این ندارد که بسیاری از این بازرگانان تحت حمایت برخی نهادها فعالیت می کنند یا این که برای بازنگرداندن ارز دلایلی منطقی دارند از جمله عدم وجود ساز و کارهای مالی مورد تایید بنگاه های اقتصادی بین المللی که دراین خصوص مخالفان با تصویب قوانین مربوط به پولشویی باید پاسخگو باشند .
برداشت پنجم : از آنجایی که دولت و قوه قضائیه و قوه مقننه بابت عدم بازگشت ارز حاصل از صادرات شاکی و پیگیر هستند به این نتیجه می رسیم که بحث صادرات از کانال های قانونی دنبال نمی شود و یا قوای سه گانه از صلابت و قاطعیت لازم برای برخورد با تخلفات رخ داده در این حوزه برخوردار نیستند .
برداشت ششم: وقتی شاهد هستیم که تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی برای واردات برخی کالاها نتیجه بخش نبوده و دولت نتوانسته بر حسن اجرای روند واردات نظارت کند ، بدیهی است که در امر صادرات نیز با چنین مشکلاتی مواجه باشیم !
برداشت هفتم: وجود مشکلات عدیده در حوزه بازرگانی نشان دهنده ی این واقعیت تلخ است که چیزی تحت عنوان اتاق بازرگانی از نگاه مافیای صادرات که گفته می شود در انحصار تعداد انگشت شماری افراد و نهادهای با نفوذ است محلی از اعراب ندارد زیرا چهره های مغموم و سرشار از شگفتی کله گنده های اتاق بازرگانی در کشور و استان ها از این مسئله حکایت دارد که همه ی آنها از روند فعلی شاکی هستند و معتقدند عده ای افراد رانت خوار و انحصار طلب در حال نابود کردن زیرساخت های قانونی تجارت و بازرگانی هستند . همان اتفاقی که در حوزه ی مسکن و ارز و خودرو رخ داد و مردم را به روز سیاه نشانید .
برداشت هشتم : با توجه به شرایط حاکم بر وضعیت صادرات و واردات و این که هم قوای سه گانه و هم اتاق بازرگانی و از همه ی اینها گذشته مردم از چنین وضعیتی شاکی هستند به این نتیجه می رسیم که عناوین و منصب ها هیچ ارتباطی با وظایف و اختیارات ندارد. زیرا دقیقا همان کسانی که باید به مردم بابت اتفاقاتی که می افتد توضیح بدهند ، خودشان هم شاکی هستند دقیقا تصور کنید که عده ای در محکمه ای تجمع کرده و شاکی هستند و قاضی و بازپرس و دادستان و دادیار هم در صف شاکیان ایستاده اند و معلوم نیست چه کسی باید به داد آنها برسد .
برداشت نهم : شاید با توجه به وضعیت گل سنبلی کشور بتوان به این نتیجه رسید که برای حل بسیاری از مشکلات باید به سراغ کسانی که کاره ای نیستند و در سایه حرکت می کنند برویم. که صد البته آنها نیز چون کاره ای نیستند نمی توانند و نباید پاسخگو باشند و وقتی دقیقا نگاه می کنی حتی یک نفر را در صف پاسخگویی نمی بینی
برداشت دهم : از آنجایی که به قول ناصرالدین شاه همه چیزمان به همه چیزمان شباهت دارد احتمال این که پیگیری چنین موضوعی هم مثل سایر موضوعات منتج به هیچ نتیجه ای نشود دور از ذهن نیست . لذا به نظر می رسد که اگر خود را به همین برداشت دهم قانع کنیم آرامش بیشتری خواهیم داشت . همین که بپذیریم همه چیزمان به همه چیزمان شباهت دارد بنابراین باید منتظر بمانیم که همه چیز با هم درست شود تا نامزدهای انتخابات هم برای تبلیغ کارآیی خود و تعیین شعارهای پر ملاط دستاویزی داشته باشند . زیرا وقتی همه چیز درست است که دیگر نیاز به جابجایی افراد نیست .
- یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۴ شهریور ۱۳۹۹