سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۶ شهریور ۱۳۹۹
حکایت کاخ و کوخ
گاهی اوقات نمایندگان مجلس که با انبوهی از مطالبات مردمی مواجه هستند در خوشبینانه ترین حالت از روی احساس وظیفه با انتخاب یکی از مطالبات برای پاسخگویی مبادرت به ارائه طرح می کنند . مثلا برخی نمایندگان تصور می کنند با اختصاص بخشی از سهام پتروشیمی ها و پالایشگاه ها به فرزندان سوم و چهارم می توان یک بسته تشویقی برای فرزند آوری ارائه داد . در صورتی که قبل از هر چیز باید تمامی دلایل مرتبط با کاهش زاد و ولد را به ترتیب اهمیت مورد بررسی قرار داد و سپس با ارائه ی طرحی جامع در صدد رفع این مشکل برآمد .
ناگفته پیداست که مسئله ی کاهش زاد و ولد تنها به تصمیم و عملکرد زوج های جوان باز نمی گردد که بخواهیم دلایل آن را صرفا در رفع مشکلات اقتصادی این طیف دنبال کنیم . مسئله ی کاهش زاد و ولد بیشتر سر در آبشخور دلایل فرهنگی دارد . نشان به آن نشان که این معضل در خانواده های کم سواد و سنتی کمتر به چشم می آید .
عواملی که دست به دست هم داده اند و کاهش زاد و ولد را به دنبال داشته اند قبل از هر چیز ریشه در بالارفتن سن ازدواج دارد . ممکن است کسانی با شنیدن این سخن بگویند بنابراین باید مانند گذشته به ازدواج کودکان کم سن و سال تن بدهیم . نخیر منظور این نیست زیرا هیچ آدم با شعوری راضی به ازدواج کودکانی که از لحاظ عقلی به سن بلوغ نرسیده و صلاحیت انتخاب همسر ندارند و نیازمند این هستند که پدرشان برای آنها تصمیم گیری کند نیست . این روش در محیط های بیابانی و نزدیک خط استوا که رشد جسمی دختران بالاست رواج داشته و در جوامع توسعه یافته تقریبا منسوخ شده است و رفتاری ضد حقوق بشری تلقی می شود که امروزه هم اگر با زور و فشار عملی شود ، اغلب به طلاق می انجامد ! بلکه منظور این است که سن ازدواج در دختران بالای ۱۸ سال هم بالا رفته به طوری که آمار دختران بالای سی سال که هنوز ازدواج نکرده اند به چند میلیون می رسد. طبیعی است دختری که بالای سی سال سن دارد حتی توسط پزشکان متخصص به کم فرزند آوری توصیه می شود . ضمن این که با تغییر سبک زندگی ، ماه عسل به سالهای عسلی و دوران ارزیابی زوحین از یکدیگر تبدیل شده به طوری که بخشی از ازدواج ها قبل از بارداری به طلاق ختم می شود .
بر اساس آمار رسمی تعداد دختران و پسران ازدواج نکرده ۹ میلیون و هفتصد و شصت و نه هزار نفر است .
ما یک میلیون و دویست و سی و دو هزار نفر ازدواج کرده ی مجرد داریم که طلاق گرفته یا همسر خود را از دست داده اند .
به روشنی چشم آقازاده هایی که در اروپا و آمریکا به خوشگذرانی و حیف و میل بیت المال مردم بیچاره مغبون شده اشتغال دارند و به ریش ارزش های انقلاب می خندند ، یازده میلیون و هشتصد هزار نفر در سن ازدواج و سیصد و بیست هزار مجرد قطعی داریم .
این آمارها هستند که از عمق فاجعه حکایت می کنند نه شعارهایی که از سر دل سیری بر لب جاری می شوند !
حالا آن آقای نماینده می خواهد برای نوزاد سهام پالایشگاه و پتروشیمی در نظر بگیرد . نوزادی که قبل از به دنیا آمدن نیازمند این است که به مادرش تغذیه کمکی برسد ، پدرش سرپناه داشته باشد و از این خانه به آن خانه کشیده نشوند و در میانه ی راه کارشان به جدایی نینجامد!
جوانی که برای یافتن شغل و مهاجرت تغییر کیش می دهد تا به او پناهندگی و غذا و مسکن بدهند کجا می تواند زن بگیرد و صاحب فرزند بشود ؟ نمایندگان ابتدا بروند و آماری در این خصوص پیدا کنند و در نطق های پیش از دستور از روی آن بخوانند تا هم حزبی ها و رفقای سیاسی شان در جریان واقعیت های تلخ کشور قرار گیرند و این همه شعار ندهند !
شما چه می دانید زیر پوست شهر چه می گذرد ؟ کار به جایی رسیده که مردم برای بزه کاران دل می سوزانند و دلایل بی توجهی به ارزش ها را در عملکرد مسئولین ادوار گوناگون جستجو می کنند !
اظهار شگفتی و تعجب کردن از شرایط حاکم بر کشور نشانه ی بی اطلاعی از دلایل و انگیزه های فروپاشی اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی است.. چه فرقی می کند ما آمار بدهیم یا اظهار تاسف کنیم ؟ هر دو یکی است . وضعیت جامعه ی ما حکایت کاخ و کوخ است که نقطه مقابل فرهنگ شایسته سالاری است . می گویید نه بفرمایید و آمارها را در کنار یکدیگر بگذارید . آمار خانه های خالی و آمار بی خانمان ها ، آمار ولگردی ها و چند زنی ها و خوشگذرانی ها با آمار مجرد ها ، آمار غارت ها و جارو کردن بیت المال با آمار فقر و زیر خط فقر ، آمار بدهکاران و بزه کاران زندانی با آمار دزدهای فراری و … وقتی خوب دقیق می شویم به راحتی می توانیم بفهمیم که یک جا کاشته ایم و جایی دیگر درو کرده ایم . انکار آقازاده ها توسط پدرانشان و تغییر اسم و فامیل و رواج اسم مستعار هم مشکلی را حل نمی کند چون میراث شومی که این طیف از خود بر جای گذاشته یادآور همان حکایت کاخ و کوخ است . لذا اگر قرار است برای بهبود وضعیت زاد و ولد تدبیری اندیشیده شود و سونامی پیری جامعه ی ما را با خود نبرد طرح های ارائه شده توسط مجلس باید جامع و مانع باشد و به موازات کار فرهنگی در بحث مسکن و تامین شغل تحصیل کرده های بیکار و راه اندازی کارخانه ها و بهبود فضای کسب و کار و ثبات اقتصادی و حفظ ارزش پول ملی و پیشگیری از مهاجرت بی رویه جوانان تحصیل کرده به صورت موازی و همزمان ایده هایی گره گشا ارائه شود . نمایندگان نباید این مردم را با مردم چند دهه پیش مقایسه کنند . در حال حاضر زاویه نگرش مردم تغییر کرده و دانسته های آن ها بیشتر شده و روی سمت و سوی مطالبات آنها تاثیر گذاشته است .بنابراین ادبیات مسئولین نیز باید تغییر کند و بوی قیمومیت از آن به مشام نرسد و آحاد مردم را ببینند نه توده ی مردم را و تلاش کنند به تشکل های مردم نهاد بها بدهند و خودشان تشکل راه نیندازند و به جای آن که حرف در دهان مردم بگذارند ، گوششان به دهان مردم باشد و سعی نکنند چیزی که خوشایند خودشان است را بشنوند و آن را بزرگنمایی کنند و نقد و نظرها را پشت گوش بیندازند و خلاصه این که از رفتارهای نخ نما شده و لو رفته اجتناب کنند تا آب رفته را به جوی بازگردانند .
- سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۶ شهریور ۱۳۹۹