یادداشت سردبیر اسماعیل عسلی ۵ آبان ۱۳۹۹
تا کی آرام گیرد

دوزخی که از ژرفای زمین تفتیده سر برآورده چونان اژدهایی دهان گشوده ، زبانه های سیاه و زهرآگین خود را به نشانه ی تهدید به سوی چشم های نگران پرتاب می کند و هنگام خزیدن از کمینگاه لجن آلود خویش به ماسک های رها شده در آبراهه های عفن چشم می دوزد و مانند سگی به استخوان رسیده دم می جنباند .
پژواک دهشت انگیز غریو هیولایی مهیب ، پس از یک رودررویی سخت با صخره های سنگدل راه خود را از میان دره ها ی محاصره شده با دیواره های تسخیر ناپذیر باز می کند و پیکر فسیل شده ی درختان سرخس و پنجه گرگ را که از هول ریشه کن شدن سر در گریبان یکدیگر فرو برده اند به رعشه ای موحش وامی دارد . (ادامه…)