• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲ آذر ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۲ آذر ۱۳۹۹
سهم ایران در وقایع تاریخی عصر نو

ایران ما امروز بیش از هر زمان دیگری بر سر زبانهاست و این نام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون یکی از بیشترین نام هایی است که در رسانه های مکتوب و مجازی خبرساز و تاریخ ساز بوده است از زمان به قدرت رسیدن کشوری مانند آمریکا تاکنون هیچ کشوری و ملتی به اندازه ایران در طول ۴۱ سال موی دماغ آمریکا نبوده است. بت آمریکای جنایتکار و تروریست دولتی در چند مقطع تاریخی توسط مردم انقلابی ایران شکسته شد.
یکم وقتی که سیل خروشان مردم مسلمان و انقلابی ایران به خیابانها ریختند و مرگ بر شاه را همراه با مرگ بر آمریکا فریاد زدند و آمریکا و کشورهای اروپایی نتوانستند برای ماندن قوی ترین دوست خود یعنی محمدرضا شاه معزول کاری از پیش ببرند و تسلیم انقلاب اسلامی شدند.
دوم وقتی سفارتخانه آمریکا در تهران توسط دانشجویان پیرو خط امام جاسوسخانه خوانده و تسخیر شد و به مدت ۴۴۴ روز گروگان های آمریکایی در ایران ماندند تا آمریکا نتواند شاه را برگرداند. یا کودتای نظامی کند و یا به ایران حمله نظامی کند.
سوم وقتی متجاوزان آمریکا در خلیج فارس دستگیر و به ایران آورده شدند به آن صورت تحقیرآمیز
چهارم وقتی بیش از سه سال و چند ماه رئیس جمهور آنها «ترامپ» هر اندازه تلاش کرد نتوانست ایران را به پای میز مذاکره بکشاند و یکی از دلائل شکست وی در انتخابات اخیر ناتوانی او در مذاکره با ایران بود.
علیرغم تصوراتی که شبکه های مجازی تلقین می کنند که ایران امروز ضعیف شده و می توان در مذاکرات آتی از آن امتیاز بیشتری گرفت برعکس ایران امروز هم به لحاظ نظامی نسبت به زمان انعقاد قرارداد برجام بسیار قوی تر شده و هم به لحاظ دستاوردهای علمی و رسیدن به خودکفایی در بسیاری از نیازهای صنعتی و خدماتی و کشاورزی.
مشکل عمده ایران امروز به لحاظ اقتصادی کاهش درآمد نفتی به علت تحریم های بانکی و عدم دسترسی ایران به ذخائر ارزی و پول های بلوکه شده در بانک های خارجی است که اگر هر یک از تحریم های به اصطلاح کمرشکن در کشور دیگری اجرایی می شد دولت آن کشور را از پای درمی آورد.
ایران امروز نه فقط در حال حل مشکلات داخلی است و بخش عمده ای از وقت خود را صرف مبارزه و مقابله با کرونا می کند بلکه در کشورهای سوریه، عراق، افغانستان، یمن، لبنان، فلسطین اشغالی، نیجریه و بعضی کشورهای مسلمان دیگر در تلاش است تا از مظلومان و ستمدیدگان آنها دفاع کند به ویژه در مقابل داعش خونخوار دست پرورده آمریکا که اگر ایران به فریاد مردم سوریه، عراق و یمن و لبنان نرسیده بود داعشی ها از مرزهای ایران می گذشتند و ما مجبور بودیم در استان های جنوبی و غربی با آنها مقابله کنیم.
مهمتر از همه دشمنان شناخته و ناشناخته داخلی که به خودزنی روی آورده اند مرتبا در فضاهای مجازی همانند اتومبیل های ترمز بریده در سراشیبی سقوط بر علیه ایران زبان درازی می کنند و مدام ضعف کشور خودشان را به رخ یکدیگر می کشند تا امیدواران را ناامید و نامیدان را ناامیدتر کنند. آنها تصور نمی کنند و یا نمی دانند که کشورهای مرزی ما در چه شرایطی هستند.
از پاکستان فقیر و متعصب با آن قومیت های در حال نزاع گرفته تا افغانستان و ارمنستان و آذربایجان تا ترکیه و عراق و امارات و دورتر عربستان و سوریه همه به نوعی گرفتار جنگ و گریزند و در مقابل فشارهای آمریکا و باجخواهی های آن تسلیم.
وقتی تمام بدبختی های کشورهای مسلمان را به جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی نسبت می دهند از دو حال خارج نیست:
یکم اینکه ایران و انقلاب آن به حدی در منطقه تأثیرگذار بوده که بیداری ملت ها را بدبختی آنها می دانند که در واقع اگر بتوانند از زیر بار یوغ استعمار و استثمار درآیند انقلاب بزرگی رخ داده است.
اینک مصر و لیبی هم چالش قیام های عظیمی را پشت سر گذاشته اند و بعضی کشورهای مسلمان دیگر مانند مراکش و تونس آبستن حوادث ناگواری هستند.
آنچه خانم کلینتون در زمان تبلیغات انتخاباتی صراحتا بیان کرد و کمتر کسی متوجه صحبت های ایشان شد همان خاورمیانه جدید بود. یعنی خاورمیانه ای که یا باید باج بدهد یا در جنگ های فرسایشی خسارت های جانی و مالی را به جان بخرد.
ما از ۸ سال جنگ عبور کردیم، ۴۱ سال تحریم را پشت سر گذاشتیم. خسارت های مالی و جانی بسیار دیدیم. اما همانند مصر و عراق و افغانستان و لیبی گول نخوردیم و پای آمریکائیان خودخواه و جنایتکار را به ایران قطع کردیم. در بسیاری موارد به خودکفایی رسیدیم. در جنگ هم شکست نخوردیم بلکه جنگ با تمامی مصیبت هایش به ما تجربه و قدرت نظامی داد که بتوانیم آمریکا را بترسانیم که فکر حمله به ایران را از سر خود بیرون کند.
این مطالب را برای خوش آمد یا ناخوش آمد این و آن ننوشتم. بدان باور دارم و در طول ۴۰ سال کار مطبوعاتی و فرهنگی با تمام وجود لمس کرده ام.
اقتصاد مهم است اگر وابسته و دلبسته به خارج نباشد. ارتباطات معقول که بتواند منافع کشورها را به صورت عادلانه و متعادل تأمین کند ضرورت مبادلات تجاری و داد و ستدهای مالی است.
صلح با هر کشوری حتی با کشور دشمن هم پسندیده است و منافع آن از جنگ حتی اگر برنده باشیم بیشتر است. مشروط به آنکه این صلح وسیله تحقیر، تضعیف و استعمار و استبداد خارجی نباشد.
ما در حالی که به صلح فکر می کنیم می باید برگ های برنده مان را در بازی های سیاسی و دیپلماسی به موقع به کار بگیریم.
دشمن نباید دست ما را بخواند. اختلافات سیاسی جناح ها و احزاب اگر برای حفظ منافع ملی باشد و از فساد و ضرر و زیان پیشگیری کند خوب است. اما اگر جنگ قدرت باشد و منیت ها مطرح باشند دشمن از آن سوء استفاده می کند و دست ما را می خواند تا به موقع توسط خود ما ضربه کاری را وارد کند.
به هوش باشیم و بدانیم که در کجای تاریخ ایستاده ایم و سهم ما در تأثیرگذاری انقلابی و سیاسی در جهان تا چه میزان مهم است.
والسلام

Comments are closed.