• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۵ آذر ۱۳۹۹

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۱۵ آذر ۱۳۹۹
پرسش هایی تشنه ی پاسخ

کمترین تاثیر تزریق بحران به جامعه تغییر اولویت هاست . چرا که بحران های اجتماعی واکنش جمعی را به دنبال دارند . وقتی یک نفر ورشکسته می شود این مسئله می تواند روی خانواده ، شغل ، محل سکونت و حتی سلامت فردی او تاثیر گذار باشد اما زمانی که جامعه دچار بحران اقتصادی می شود باید منتظر تاثیر چنین بحرانی بر ارکان خانواده ، ازدواج ، فرزند آوری ، مهاجرت ، شغل و دغدغه های اجتماعی در سطح گسترده ای بود . مردم ما ظرف ۴ دهه ی گذشته بحران های زیادی را از سر گذرانیده اند که مهمترین آنها انقلاب ، ، اختلافات داخلی ، جنگ و تحریم های زنجیره ای بوده و هم اکنون نیز با کرونا دست و پنجه نرم می کنند .
وقتی ما از تغییر اولویت ها سخن می گوییم یعنی این که زندگی تحت تاثیر یک رویداد از مسیر طبیعی خود خارج شده و توجه مردم صرفا به مسائل خاصی معطوف می گردد . برای نمونه دغدغه ی اصلی مردم در سال های ۵۶ و ۵۷ پیروزی انقلاب به هر قیمتی بود چرا که تمامی گروه های سیاسی با جمع بندی تجارب تاریخی ۲۰۰ ساله در یک بازه ی زمانی کوتاه به این نتیجه رسیده بودند که برای رسیدن به آرمان های بزرگ ملی نیازمند یکپارچگی تمامی گروه ها و احزاب سیاسی هستند و باید شرایط ویژه ناشی از برقراری حکومت نظامی ، کمبود سوخت ، تعطیلی بازار و اداره جات و … را تحمل کنند . به هر حال تمامی گروه های سیاسی اعم از مذهبیون و ملی گراها و حتی گروه های چپ با کنار گذاشتن اختلافات ریشه ای خود بر سر تغییر رژیم از سلطنت به جمهوری اسلامی به توافق رسیدند و اگر چه بعدا بر سر این که چه کسانی در راس قدرت باشند دچار سوء تفاهماتی شدند اما به هر حال کسانی که از قدرت سمت دهی به اکثریت توده ها برخوردار بودند گوی سبقت را از دیگران ربودند و ظرف مدت کوتاهی با تاسی به شیوه های رایج و تجربه شده در این سرزمین بر چالش های ناشی از رویکردهای تجزیه طلبانه و تفرقه افکنانه نیز فائق آمدند و با شروع جنگ و تغییر اولویت ها از بحث مهره چینی در دایره ی قدرت به دفاع از سرحدات کشور و حفظ مرزهای جغرافیایی رسیدند و بدین ترتیب بسیاری از موضوعات از متن به حاشیه منتقل شد . پس از جنگ نیز موضوع سازندگی و تنظیم سیاست های منطقه ای به اولویت اصلی تبدیل گردید که چندان به درازا نکشید و سرنوشت کشور با تحریم های پر نوسان گره خورد که تاکنون نیز به صورت جسته و گریخته ادامه داشته است . در تمامی این مدت موضوع فرهنگ ، آموزش و پرورش و همچنین کیفی سازی دانشگاه ها و زیرساخت های اقتصادی و برخی از اصول و بندهای قانون اساسی در اولویت های بعدی قرار داشته است و فرصتی برای اندیشیدن به اقتصاد مقاومتی ، تحولات بنیانی در آموزش و پرورش و ارتقاء کیفیت دانشگاه ها ایجاد نگردیده است .
تلاش ایران برای دست یابی به تکنولوژی هسته ای به موازات سیاست هایی که در راستای افزایش قدرت دفاعی صورت می گرفت و ایفای نقشی منطقه ای با محوریت دفاع از فلسطین که جمهوری اسلامی به دنبال آن بوده و هست ، واکنش کشورهای عربی نفت خیز و ثروتمند و همچنین کشورهای مدعی رهبری جهان عرب نظیر مصر را به دنبال داشت ضمن این که اسرائیل هم حاضر به تحمل تهدیدهای جاخوش کرده در شعارهای نشات گرفته از موضع گیری های آرمان طلبانه ایران نبوده و نیست . از این رو مخالفت با سیاست های منطقه ای ایران نهایتا به شکل گیری ائتلافی عربی ، عبری و غربی انجامیده که تحریم های نفتی و اقتصادی از دل آن بیرون آمده و گاهی نیز در قالب جنگ های نیابتی چنگ و دندان نشان داده و به تغییر اولویت ها دامن زده است ! هم اکنون نیز نزدیک به یک سال است که کرونا و تحریم ها دست به دست هم داده اند و تلاش برای زنده ماندن را به اولویت اصلی مردم تبدیل کرده اند . پر واضح است که نه اروپا و نه آمریکا و نه بسیاری از کشورهای منطقه تمایلی به همراهی با ایران ندارند و چنین رویکردی را به انحاء گوناگون و با زبان های مختلف به نمایش گذاشته اند و هزینه زندگی را برای مردم ما بالا برده اند و داستان کنار آمدن آنها با ما هم به این سادگی ها نیست و باید اذعان داشت که تریبون های سیاسی و بین المللی فرصتی برای انتشار پند و اندرز و موعظه فراهم نمی کند و باید با زبان قدرت و اقتصاد و سیاست سخن گفت و لاغیر !
پر واضح است تا زمانی که کشورهایی ثروتمند نظیر عربستان و امارات حاضر به پرداخت هزینه ی مبارزه با سیاست های منطقه ای ایران باشند ، غربی ها رغبتی به تغییر رویه نخواهند داشت چرا که آنها بر خلاف جمهوری اسلامی از تحلیل های مبتنی بر رویکردهای عقیدتی و مذهبی مبادرت به اتخاذ موضع گیری های سیاسی نمی کنند و منافع ملی و بهره ی اقتصادی برای آنها در اولویت اول قرار دارد و در عمل هم ثابت کرده اند که معیارهای اخلاقی در میدان سیاست در نگاه آنها محلی از اعراب ندارد و نخواهد داشت ، حتی جناح های سیاسی در غرب خصوصا آمریکا نیز در وهله ی اول به وعده های انتخاباتی که تضمین کننده ی نتایج مثبت اقتصادی باشد می اندیشند زیرا باید پاسخگوی کسانی که به آنها رای داده اند باشند. سیاست یک علم است که فرمول ها و قوانین حاکم بر آن با تغییر روسای جمهور دچار دگردیسی نمی شود . مهمترین وظیفه ی سیاستمداران اجتناب از ایجاد شرایطی است که به تغییر اولویت ها می انجامد . تغییر اولویت ها یعنی به محاق رفتن مطالبات مردمی و به محاق رفتن مطالبات مردمی یعنی به تعویق افتادن آرمان ها و تغییر جای متن و حاشیه که فلسفه ی وجود همه چیز را زیر سئوال می برد  و هزاران پرسش را مطرح می کند که پاسخ می طلبند .

Comments are closed.