• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۸ آذر ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۱۸ آذر ۱۳۹۹
پس از باران و آسیب پذیری ها

باران هم مانند خودمان خاصیت افراط و تفریطی دارد. گاه آنچنان می بارد که رحمت را به زحمت تبدیل می کند و گاه چنان خسیس و کم که از ترس خشکسالی ها پیوسته دستمان به سوی آسمان بلند است.
ما هم مثل بارانیم زمانی از دروازه بیرون نمی رویم و وقتی هم از سوراخ سوزن عبور می کنیم همانند باران که اگر میلش باشد در کویر هم چنان می بارد که سیل راه می اندازد. سالهاست شاهد سیل های بنیان کن هستیم، چنانکه از در و دیوار خانه ها هم وارد می شود و اتومبیل های ریز و درشت را می بلعد و خسارات مالی و جانی بسیار به بار می آورد. اما هنوز هم هر سال در موضع دفاعی به درد چه کنم گرفتار می شویم.
چه بایدمان کرد در این تکرار اشتباه مدیریتی بی حاصل و نارضایتی هایی که به آن دامن می زنیم. بررسی های باستان شناسی حکایت از آن دارند که ۲۵۰۰ سال قبل تخت جمشید دارای فاضلاب و اگو زیرزمینی بوده و علیرغم اینکه در کنار و دامنه های کوه احداث شده هیچ سیلی آن را تهدید نمی کرده است.
ما که از چنان دانش معماری در گذشته های دور برخوردار بوده ایم چرا در عصر فضا و الکترونیک با این همه دانش های نوین معماری و سازه، شهرهایی بنا کرده ایم که در برابر باران یک روزه هم آسیب پذیرند؟
آیا نمی توان همانند شهرهای پیشرفته اروپا و آسیا که باران های سیل آسای بیشتری در تمامی فصول دارند شهرها را از آسیب پذیری نجات دهیم؟
آیا نمی توانیم همانند تونل های زیرزمینی در اعماق که برای عبور مترو بنا کرده ایم با تونل های زیرزمینی دیگری آب و فاضلاب ها را به سوی رودخانه ها و دریاها عبور دهیم؟
آیا نمی توانیم از ساخت و سازهای غیر اصولی در مسیر رودخانه ها پیشگیری کنیم تا بدهکار مردم نشویم؟
آیا این همه خسارت های مالی و جانی و حیثیتی که چشم دوربین های رسانه ها را به روی آسیب پذیری شهرهای ما باز کرده و مدام مورد انتقاد مدیریتی هستیم کافی نیست؟
راستی مدیران و برنامه ریزان ما در هر دولت اصلاح طلب یا اصولگرا کی می خواهند از این وقایع ناگوار پیشگیری کنند؟
کدام کار اصولی در حفظ از جان و مال انسانها اولویت دارد؟
ما در موضع دفاع نظامی و امنیتی برای حفظ جان، ناموس، مال و آبرو میلیاردها بل بیشتر دلارها که هزینه نکرده ایم که هزینه احداث تونل های آب رو زیرزمینی درصدی از آنها بیشتر نمی شود چرا باید با اتومبیل های آبپاش به دفع سیلاب روی آوریم که مضحکه دست این و آن شویم و به نارضایتی های عمومی دامن بزنیم.
همین دو روز پیش بود که سیل در بعضی شهرستان های استان از جمله کازرون و استان های جنوبی مانند خوزستان، بندرعباس و بوشهر خسارت های زیادی به بار آورد و در سال گذشته استان گلستان و لرستان را زیر آب برد و تلفات جانی هم به بار آورد. از آن تاریخ تا به امروز و امسال برای پیشگیری از سیلی دیگر چه کرده ایم؟
ما سرمایه گذاری های کلانی در استانهای جنوبی برای کشف، آماده سازی و استخراج نفت، گاز و پتروشیمی داشته ایم. این سرمایه گذاری های استراتزیک شرایطی را می طلبند که توجیه اقتصادی و امنیتی توأمان داشته باشند. چرا اجازه می دهیم مدام و به کرات شبکه های ماهواره ای مخالف و دشمن ما را مورد شماتت قرار دهند و مدیریت افکار عمومی را به دست گیرند و بگویند استان خوزستان نفت خیز و انبار غله ایران به روز سیاه زمستان گرفتارند و سیلاب به خانه های آنان راه پیدا کرده است؟
مگر بهتر از این می توان مخالف و یا دشمن درست کرد؟
اگر بهانه به دست دشمنان دهیم که گاف های ما را به تصویر و صدا بکشند در هر مسئولیت مدیریتی که باشیم مقصریم و باید پاسخگو باشیم.
ارزیابی عملکرد مدیران صرفا در موضع دفاع و تلاش برای رفع معضلات و مشکلات پیش آمده نمره قبولی نمی گیرد. بلکه پیشگیری ها و عدم آسیب پذیری ها نشانه ای از مدیریت خردمند و کارآمد و مسئولیت پذیر است که تعهد قانونی و شرعی را تبیین می کند.
به عنوان مثال اگر گرفتگی و تعریض کانال آبرسان و آب رو زیر دروازه قرآن شهر شیراز همانند امروز، دیروز و دیروزها مهندسی می شد و اصلاح می گردید در سیل سال ۹۷ شاهد آن همه تلفات و خسارت های مالی و آبرویی نبودیم؟
اگر امروز در اندیشه فردا و فرداها باشیم چه در سیاست، چه در اقتصاد و چه در تعاملات و اعتلای فرهنگی بی شک رافع بسیاری از معضلات و مشکلات ارضی و سماوی و شغلی و کسب و کار خواهیم بود.
شاید که نه حتما به یک ساختارشکنی مدیریتی نیاز داریم. از انتخاب مدیران توصیه ای، رانتی، سفارشی، جناحی و ناکارآمد و کم تجربه که دانش مدیریتی ندارند دست برداریم و برای انتخاب مدیران ضوابط و مقرراتی قرار دهیم که فقط توانایان بتوانند از فیلترهای آن عبور کنند. صرف اینکه فلانی آدم خوبی است و در سیاست و عبادت همراهمان هست شرط کافی نیست. متأسفانه مدیران را چنان گرفتار تشکیلات بوروکراسی و کاغذبازی کرده ایم که بیشتر از مطالعه کاغذهای ارسالی و پاسخگویی به تقاضاها، کاری از آنها برنمی آید.
اگر بپذیریم که مدیریت هنر انجام دادن کارهاست توسط دیگران، نقش عمده مدیران در مرحله نخست نظارت، سازماندهی، هماهنگی، ارزشیابی و نگهداری است مراحلی که از آن غفلت کرده ایم.
فرزندان انقلابی ایران اسلامی خوب می جنگند، خوب عشق می ورزند و خوب دشمنان را می ترسانند اما از بعضی مدیریت های شهری چنان بخاری برخاسته نیست جز آنکه بیشتر سعی در حفظ موقعیت شغلی خود و همراهانشان داشته باشند و به رسانه ها آمار غلط بدهند. امید که چشمان تیزبینمان را باز کنیم و به نارضایتی ها دامن نزنیم.
والسلام

Comments are closed.