• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۴ بهمن ۱۳۹۹

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۴ بهمن ۱۳۹۹

شاید ، اگر

پاسخ به این پرسش نخ نما شده که توافق برجام خوب بود یا بد ، سهل و ممتنع است . از این رو هر گونه شتابزده گی برای داوری پیرامون این موضوع نشان دهنده ی تلاشی ناموفق برای به نمایش گذاشتن قدرت سیاست ورزی است که اغلب چهره های شناخته شده که زاویه دید یکسانی ندارند ، یکدیگر را به فقدان برخورداری از چنین توانی متهم می کنند . این پرسش نیازمند دو گونه پاسخ است ؛ پاسخی که آیندگان از تاریخ دریافت می کنند و دسترسی به جزئیات آن در فضای غبارآلود فعلی میسر نیست و پاسخی که موافقان و مخالفان این توافق در آستین دارند . بی گمان پاسخی که با محوریت نگاه شخصیت ها ، احزاب و نظریه پردازان فارغ از دلبستگی های جناحی به این پرسش داده می شود در یک راستا قرار ندارد و نباید هم داشته باشد زیرا معیار های مطرح شده از سوی اشخاص ، احزاب و نظریه پردازانی که نگاه علمی و عمل گرایانه به سیاست دارند ممکن است در مواردی با شاخص های مطمح نظر کنشگران سیاسی و یا با منافع ملی همسویی نداشته باشد. اثبات این که یک تصمیم با منافع ملی همسویی دارد یا ندارد در گرو ارزیابی آثار اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آن است . کسانی هستند که در سایه ی امنیت حاصل از شکست اتئلاف بین المللی علیه ایران که پس از پذیرش برجام به دست آمد با خاطری آسوده به این توافقنامه می تازند و در مقابل این افراد کسانی در حالی با افتخار از کلیت برجام سخن می گویند که این توافقنامه خالی از ایراد هم نیست ولی نباید از نظر دور داشت که ظرفیت دیپلماسی ایران با توجه به نقطه ضعف های اقتصادی کشور بیش از این نمی تولند باشد . در حالی که اگر ایران هم می توانست در برابر تحریم ها مقابله به مثل موثری داشته باشد ، با چنین وضعیتی مواجه نمی شدیم . دور از انتظار نیست که همین داستان پس از رفتن ترامپ جمهوریخواه و آمدن بایدن دموکرات نیز به شکلی دیگر تکرار شود ، زیرا عده ای خواستار بازگشت به برجام و بهره گیری از فرصت جابجایی قدرت در آمریکا هستند بدون این که از چشمداشت های تازه ی دموکرات ها در قبال چنین بازگشتی سخن بگویند و عده ای دیگر همچنان بر طبل مخالفت شدید با مذاکره و نزدیکی به آمریکا می کوبند و با پیش فرض هایی متکی بر واکنش متقابل ، احیای برجام در همان چارچوب توافق شده را دور از انتظار نمی دانند . عده ای موافقان برجام را ترسو و بی توجه به پتانسیل های داخلی برای مقابله با تحریم ها توصیف می کنند و عده ای مخالفان برجام را به تخطئه ی دولت و بهره برداری از آثار سوء تحریم ها برای انتخابات پیش رو متهم می کنند . از یک سو مجلس که ظاهرا باید در راس امور باشد خود را بی اطلاع از آنچه در طول مذاکرات برجام رد و بدل شده می داند و از سویی دیگر دولت مدعی است که مذاکرات را با هماهنگی مولفه های موثر در اداره ی کشور پیش برده و به نتیجه رسانیده است .
در این میان البته همسایگان ایران به دلیل کاسبی های کلانی که از رهگذر تحریم های درهم شکننده بر علیه ایران داشته اند ، خیلی خوشحال هستند به زبانی دیگر می توان گفت که تحریم های آمریکا بیشتر به نفع کاسبان داخلی تحریم و همسایگان ایران در غرب و شرق و شمال و جنوب شده است . کشوری مانند عراق در مواردی که از رهگذر تحریم ها علیه ایران با مشکل مواجه شده از آمریکا خواستار تمدید مهلت لغو برخی تحریم ها می شود اما هیچ کدام از همسایگان ما حاضر نشدند به خاطر سودی که به این بهانه نصیبشان شده به آمریکا اعتراض کنند . کشورهای حاشیه ی خلیج فارس که زمانی حیاط خلوت ایران به حساب می آمدند در سایه ی تحریم های سریالی علیه ایران جای ایران را در صنعت گردشگری و حمل و نقل هوایی و صادرات نفت گرفته اند و ترکیه که ظرف ۴ دهه ی گذشته با بهره گیری از قرار گرفتن ایران در تنگناهای گوناگون ، موفق به بازسازی و پروار اقتصاد خود شده است و همواره پذیرای بخشی از سرمایه ی ایرانیان برای ساخت وساز و تاسیس شرکت و گردشگری بوده است!!
بالیدن به دستاوردهایی که پیوندی هدفمند با رفاه و معیشت عموم مردم ندارد و دورنمای روشنی نمی توان برای آن ترسیم کرد مورد انتقاد برخی از جناح های سیاسی است و این عده نمی پذیرند که به بهانه ی رهایی از وابستگی به درآمدهای نفتی ، فرصتی طلایی برای رقبای منطقه ای ایران در بحث صادرات و فروش نفت ایجاد گردد !
آنها این گونه استدلال می کنند که پول حاصل از صادرات نفت بدون این که بخواهد سهمی در هزینه ی اداره ی کشور داشته باشد می تواند نقش مهمی در افزایش ذخایر ارزی ایفا کند . به هر تقدیر در حال حاضر این مهم تحت الشعاع سیاست های مبهمی قرار گرفته که دولت و منتقدان دولت بر سر آن با یکدیگر چانه زنی می کنند. برخی می گویند مذاکره در دنیای سیاست وسیله است نه هدف ، وسیله ای که به یاری آن می توان فرصت آفرینی کرد یا زمان خرید و رقبای منطقه ای را برای اتخاذ سیاست های بازدارنده دچار تردید نمود لذا مذاکره الزاما نباید به پذیرش توافقی بر خلاف مصالح ملی بیانجامد و به همین دلیل نباید تلقی رفتاری ممنوعه از آن داشت !
آمریکا و شرکای غربی و هم پیمانان اقتصادی اش ، تلاش ایران برای حفظ و گسترش جایگاه منطقه ای اش را بلند پروازانه توصیف می کنند لذا زمانی که بحث بازگشت به برجام مطرح می شود به پیش شرط هایی اشاره می کنند که در معاهده ی برجام مورد اشاره قرار نگرفته و همین نقطه ضعف به دستاویزی برای مخالفان داخلی و خارجی برجام تبدیل شده است . در واقع می توان گفت که معیشت مردم عملا با موضوع برجام گره خورده و به نظر نمی رسد که در دوران کوتاه باقی مانده از ریاست جمهوری روحانی گشایشی در این خصوص حاصل شود چرا که با توجه به برنامه های اعلام شده از سوی بایدن این موضوع در اولویت کاری دولت او قرار ندارد!
گروهی از سیاستمداران آمریکایی معتقدند با خروج آمریکا از برجام توان ایران برای حمایت اقتصادی از کانون های مقاومت در منطقه پایین آمده و با ایجاد محدودیت برای صادرات نفت ایران به رقبای منطقه ای که اغلب صادرکننده نفت و هم پیمان با آمریکا هستند امتیاز داده شده و از سرعت توسعه ی اقتصادی ایران کاسته است . طبیعتا دموکرات ها نمی توانند به سادگی چنین برگ برنده ای را از دست بدهند . روند کنونی سازش با رژیم صهیونیستی که برخی از کشورهای عربی در پیش گرفته اند از ائتلافی زیرپوستی بر علیه ایران حکایت دارد .
از دید اغلب تحلیلگران غربی ایران باید بین توجه به معیشت مردم و رفاه عمومی و تداوم ایفای نقش منطقه ای با محوریت حمایت از خط مقاومت یکی را انتخاب کند . هر چند برخی بر این باور هستند که نزدیکی به روسیه و چین می تواند تا حدود زیادی از فشارهای اقتصادی وارده از سوی هم پیمانان جهانی و منطقه ای آمریکا بکاهد !
شاید ، اگر شاهد رویدادی مشابه همه گیری کرونا و اتفاقات غیرمنتظره دیگر که تا حدودی روی تغییر معادلات سیاسی تاثیرگذار بود نباشیم ، اداره کنندگان کشور پس از ارزیابی کم و کیف مشارکت مردم در انتخابات خردادماه سال ۱۴۰۰ به نتایج معناداری دست یابند که روی تمامی شئونات کشور تاثیر مثبت داشته باشد . از این رو باید تا انتخابات ۱۴۰۰ صبر کرد .

Comments are closed.