• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۸ بهمن ۱۳۹۹

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۸ بهمن ۱۳۹۹
پرسش اصلی

ظرف بیش از چهل سال کنشگری در حوزه های اجتماعی و هنری و سی سال فعالیت در حوزه ی روزنامه نگاری با فراوانی و پربسامدی برخی واژه ها و اصطلاحات برخورد داشته ام که عمدتا نگاه ها را به اقدامات اصلاحی و تجدید نظر طلبانه معطوف می کردند . نباید از نظر دور داشت که ما وقتی از لزوم وجود چیزی سخن می گوییم در واقع از نبود آن انتقاد می کنیم . زمانی که ما از خشونت زدایی سخن می گوییم بر ادعای وجود خشونت در جامعه مهر تایید می زنیم و زمانی که از فرهنگ سازی حرف می زنیم ، بی توجهی به چنین امری را نکوهش می کنیم . زمانی بود که بر لزوم آموزش ضمن خدمت مدیران تاکید می شد و بعدها که مدیران در حین انجام وظیفه و کسب تجربه ، موفق به اخذ مدارک تحصیلی دانشگاهی شدند و با سواد به حساب آمدند دیگر کمتر از چنین ضرورتی سخن به میان می آید ولی مشکل ناتوانی در چرخش امور همچنان به قوت خود باقی است . “قاطعیت” از جمله کلمات پر کاربردی بود که در سال های اولیه ی انقلاب جایگاه ویژه ای در تریبون های عمومی داشت که البته به تدریج لزوم تساهل و تسامح و انعطاف به خرج دادن در برخورد با برخی رفتارها که به زعم اداره کنندگان کشور ناپسند تلقی می شد ، جای قاطعیت را گرفت . سالهاست که دیگر از کاربرد عبارت ” جامعه ی بی طبقه ی توحیدی ” خبری نیست در حالی که زمانی این عبارت موتور محرکه ی طرفداران برخی از طیف های سیاسی بود ! این روزها در محافل سیاسی بیش از هر چیزی از شفافیت و لزوم دسترسی مردم به اطلاعات سخن به میان می آید و مخاطب را به این باور نزدیک می کند که گویا تاکنون غیر از این بوده است !
زمانی بود که تلاش می شد یافته های محقق شده در حوزه ی علوم تجربی با آموزه های دینی و مذهبی وفق داده شود اما با تغییر فضای جامعه و افزایش سطح برخورداری های علمی ، اغلب سخنوران تلاش می کنند برای توجیه احکام و دستورات دینی توجیه علمی دست و پا کنند ! و این هرم را فراخور انتظار افکار عمومی روی قاعده استوار سازند !
وقتی یک مبلغ از تبلیغ تاثیرگذارو نرم دفاع می کند به این معناست که تا پیش از آن تبلیغات روی ریل صحیح خودش قرار نداشته و عده ای با وجود صرف هزینه های فراوان و برنامه ریزی های مبتنی بر بزرگنمایی های کمی و نه کیفی به دنبال نشان دادن نتایج به دست نیامده بوده اند .
کسی که بتواند با حوصله روزنامه ها و مجلات منتشر شده ظرف چهار دهه ی اخیر را مطالعه کند و پربسامدترین واژه ها و اصطلاحات و تعابیر را از دل آنها بیرون بکشد احتمالا قادر به تدوین فرهنگنامه ای با تقریبا پنج هزار واژگان خواهد بود و اگر بخواهد نمودار فراوانی آنها را در بازه های زمانی گوناگون ترسیم کند متوجه می شود که تا پیش از پیروزی انقلاب برخی واژه ها در ستون های قد کشیده جلوه نمایی می کنند و پس از پیروزی انقلاب به تدریج شاهد جابجایی برخی واژه ها و اصطلاحات هستیم که در دوران جنگ هشت ساله با تغییراتی اساسی روبرو می شوند . پس از جنگ و دوران سازندگی نمودار سمت و سویی دیگر پیدا می کند و در دوره ی اصلاحات واژه هایی نشات گرفته از ادبیات رایج در فضاهای آکادامیک و دانشگاهی روزنامه ها را به تصرف خود درمی آورند و با آمدن آبادگران شاهد ویرانی برخی از این اصطلاحات و به محاق رفتن آنها و ظهور و بروز اصطلاحات و شعارهای جدید هستیم !
سخن بر سر این است که تغییر فضای گفت و گو تحت تاثیر رویکردهای جدید در بکارگیری واژه های سمت دهنده و دارای مفاهیم خاص از رسیدن به بن بست ها ، یافته های جدید ، بی تاثیری نوع خاصی از ادبیات ، سرخوردگی عمومی ، نیاز به ایجاد انگیزه های تجربه نشده و ایجاد مطالبه و انتظار در جامعه حکایت می کند .
این که برخی از جناح های اصلی کنشگر در دایره ی قدرت سعی می کنند با ایجاد زیرشاخه های جناحی و تاسیس احزاب و فراکسیون های جدید با عناوین پرطمطراق از گفتمان سنتی خود فاصله بگیرند به دلیل پالس های منفی است که در خصوص عملکرد خود از مردم دریافت می کنند . زمانی بود که ادعای مستقل بودن می توانست برطرف کننده ی حس رمنده گی مردم از جناح های مغضوب در عرصه ی سیاسی و اجرایی باشد ، اما اخیرا چنین عنوانی نیز کارکرد قبلی خود را از دست داده است .
چند روز پیش گفتگوی مناظره گونه ای را در شبکه چهارم صدا و سیما در برنامه ی مسیر دنبال می کردم که اگر آرم شبکه را نمی شناختم شگفت زده نمی شدم . در این برنامه دو طرف گفتگو که ظاهرا در صدد پاسخگویی به پرسش های مجری برنامه بودند از عدم استفاده از ظرفیت های قانون اساسی گلایه می کردند و یکی از این آقایان می گفت که پیامبر اکرم (ص) نیز نتوانستند به تمامی اهداف مورد نظر خود دست یابند . البته در درستی این سخن و مطابقت آن با واقعیت های تاریخی تردیدی نیست اما گوینده ی این سخن برای دولتمردانی که به دنبال الگویی کامل و بی نقص در بحث پای بندی به وعده های داده شده هستند ، پاسخی نداشت .
موضوعی که نباید از آن غفلت کرد ارزیابی تناسب و هم عنانی تعابیر و واژه ها و اصطلاحات رایج شده در یک بازه ی زمانی خاص و میزان آمادگی متولیان امر برای پاسخگویی به انتظاراتی است که تکرار واژه ها یی نظیر شفافیت ، عدالت ، کار و تلاش ، پاکدستی ، صداقت ، حقوق شهروندی ، قانونمداری ، خودکفایی ، اعتماد به نفس ملی و …. در مردم ایجاد می کند . پرسش اصلی همین است !

Comments are closed.