• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ بهمن ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۲۱ بهمن ۱۳۹۹
برای آنان که انقلاب کردند

از دل کویر خسته تا دانشگاه های پَر شکسته، از اتاقک های کلاس های بی در و پیکر کوهستانها و روستاها تا مدرسه های متراکم شهرها، از شوش و کشتارگاه و جوادیه و نازی آبادها تا خیابان انقلاب و دانشگاه تهران.
از فاصله های دور و نزدیک جنوب تا شمال و شرق تا غرب. شما بودید که آمدید! شما مردم، زن و مرد، کوچک و بزرگ، پیر و جوان. شما بودید که زمین زیر پایتان می لرزید و آسمان در انعکاس صدایتان و برق نگاهتان آذرخش ها را به یاد می آورد.
شما بودید که درِ زندانها را گشودید، از نرده های دانشگاه ها بالا رفتید، بلندگوها را به خیابانها آوردید و در دست هر یک از شما پرچمی بود و بیرقی از جنس تاریخ، تاریخ ستم شاهی ، تاریخ نهضت های مسلمانان، تاریخ زجر و شکنجه های قرون وسطایی ساواک در زندان های شاه و بیدادگاه های فرمان پذیر.
آری شما بودید که کفن پوش آماده شهادت شدید و دیدید که چگونه خواهران و برادرانتان را با تیربار کشتند، شما بودید که جنازه های خون آلود را به بهشت زهرای تهران و دارالرحمه شیراز و قبرستان های شهرهایتان بر دوش کشیدید، فریاد زدید، گریستید، زجر کشیدید و در غمی جانکاه چشم بر پیروزی داشتید.
شما بودید که از بامداد تا شام و از شام تا پگاه فریاد زدید: «مرگ بر شاه» در خیابان ها و کوچه ها تا پشت بام ها شما بودید که فریاد آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی سر دادید و برای تحقق آن سر، دادید.
شما بودید که گفتید: شاه نمی خواهیم. شاه باید برود، و شاه رفت، انقلاب پیروز شد. شما بودید که به جمهوری اسلامی رأی دادید. رأیی قاطع (۲/۹۸ درصد).
شما بودید که به قانون اساسی رأی دادید. شما بودید که به نمایندگان مجلس خبرگان مجلس شورای اسلامی، نخست وزیری مرحوم بازرگان و ریاست جمهوری در مقاطع مختلف رأی دادید.
دانشجویان دانشگاه تهران بودند و دانشگاه¬های دیگر که روی دیوارها و بدنه دستشویی ها به هنگام خفقان می نوشتند: «کسی می آید، کسی خوبتر، کسی بهتر…»
و می خواندید و به یکدیگر حواله می دادید شعرهای انقلابی شاعران روشنفکر را که سروده بودند:
«من نمی دانم چرا؟
مردم محله کشتارگاه
که حوض خانه شان هم خونی است
و کف پاهایشان هم خونی است
کاری نمی کنند!
تا آن کس که به خواب من آمده است
آمدنش را جلو بیاندازد…»
مردم محله کشتارگاه آمدند، جوانانشان را در برابر سربازان تا دندان مسلح قرار دادند، شهید دادند. معلول شدند و سر از پای نشناخته آرزوی پیروزی انقلاب داشتند و فریادگر آزادی بودند.
انقلاب پیروز شد، جنگ و تحریم پاداش انقلاب شما نبود، جنگیدید، از آغاز تا پایان و هم اینک می جنگید با فقر، رانتخواری، اختلاس، جاسوسی، جهل، خیانت، کلاهبرداری، قانون ستیزی، تحریم و فرصت طلبی بعضی وارثان انقلاب و آقازاده هایی که آقازاده نبودند فرصت زاده بودند.
راستی شما از انقلاب چه می خواستید؟
چرا انقلاب کردید؟
برای شهداء چه پیامی دارید؟
تا کی می خواهید انقلابی باشید؟
هان! ای مردم! شما آئینه عبرت شدید، شما بت شکن شدید، شما مقابل سرسخت ترین و قدرتمندترین کشور جهان ایستادید! شما پیوندهای وحدت را علیرغم ۴۲ سال سم پاشی و جوسازی های مسموم دشمنان حفظ کردید.
حالا می خواهید چه کنید؟
آیا به قول مخالفان و ضد انقلابی های خارج نشین پشیمانید؟ اگر انقلاب نمی کردید و تن به همان اوضاع و احوالی می دادید که بر علیه آن شوریدید، امروز راضی بودید؟
شما می دانید که انقلاب اسلامی از بطن مردم، از بطن شما زائیده شد. آنان که درد تسلیم را از جانتان بیرون کردند دردی نیفزودند. آنها انقلابی واقعی بودند. مطهری ها، مفتح ها، خامنه ای ها و…
درد شما از وارثانی است که میراث خوار خون شهداء شدند و فراموش کردند که این انقلاب با چه بهایی تا به امروز دوام آورده است.
اینک دو راه پیش روی شماست. راه مقابله با تمام ضدیت هایی که به آرمان های ملی و مذهبی شما لطمه می زند. و راه تسلیم و بازگشت به گذشته، گذشته ای که سرنوشت کشور، ملت و انقلاب در گرو آمریکا بود، یعنی دوباره استعمار، دوباره استثمار و دوباره استبداد خارجی.
ما از ورطه تحریم و جوسازی های سیاسی بیرون می آئیم مشروط بر آنکه به قانون اساسی پایبند باشیم و رضایت مردم انقلابی را در جهت رفع تنگناهای اقتصادی و معضلات اجتماعی مدنظر قرار دهیم.
با دیپلماسی قوی و به دور از جناح گرایی، می توان هم رفع تحریم کرد و هم آنها را خنثی نمود. مردم ایران امروز آنقدر اقتدار دارند که حریت، هویت و روحیه انقلابی خود را حفظ نمایند و تسلیم زیاده خواهی های آمریکا نشوند.
سالگرد شکوهمند انقلاب اسلامی ایران را گرامی می داریم و به روح پرفتوح شهداء جنگ و انقلاب و رهبر کبیر انقلاب درود می فرستیم.
والسلام

Comments are closed.