• print
سرمقاله “محمد عسلی” و یادداشت طنز سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۷ اسفند ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۱۷ اسفند ۱۳۹۹
همه مشکلات ما

نقل کرده اند که برای ناصرالدین شاه آرایشگری از فرنگ آوردند که سر و سبیل و چهره اش را پیراست و آراست، شاه قاجار از تردستی او جمالی متفاوت از گذشته یافت. در برابر آئینه ایستاد و چون خود را دیگرگونه دید، جمله ای گفت که برای همیشه در تاریخ ماند و ضرب المثل شد. «به راستی که همه چیزمان به همه چیزمان می آید» در آغاز سلطنت رضاشاه مدارس جدید با شکل و شمال غربی به جای مکتبخانه ها دائر شدند. دروس ریاضی، علوم تجربی، تاریخ و جغرافیا و معارف با معلمانی که بعضا فرنگ رفته و یا آموزش فرنگی دیده بودند در تهران تدریس شد و سپس به سایر مراکز استانها و دیگر شهرستان ها کشیده شد. برای تربیت معلمان دانشسراهای مقدماتی دائر شد و سپس در سطح بالاتر دانشسرای عالی، معلمانی در رشته های مختلف آموزش دیدند و از مقطع ابتدایی تا دبیرستان آموزش دروس علمی و تخصصی شروع و ادامه یافت. این یک تحول مدرسه ای بود و نتایج پرباری به بار آورد اما با افزایش و رشد جمعیت و تحولات شگرفی که در حوزه علوم و فنآوری در جهان و به ویژه در اروپا و آمریکا به وجود آمد رژیم پهلوی دوم نتوانست در تربیت معلم و تأمین نیازهای علمی و مالی معلمان و تأسیس مدارس مطلوب به خوبی عمل کند. نتیجه آنکه کیفیت آموزش و پرورش و هم انگیزه معلمی به مرور کاهش یافت و معلمان از شغل معلمی ناراضی شدند و روستاها و بعضاً شهرستانها از داشتن مدارس دارای تجهیزات آموزشی محروم ماندند اما در مدارس ، همان اهداف اولیه آموزش و پرورش دنبال می شد در دانشگاه ها، رشته های پزشکی، مهندسی، علوم و اقتصاد طرفداران بیشتری داشت و معمولا از طریق کنکور افراد باسوادتر و بااستعداد بالاتر در این رشته ها پذیرفته می شدند و سرریز دانشگاه ها جذب دانشسراهای مقدماتی، کشاورزی، فنی و حرفه ای و یا دانشسراهای راهنمایی تحصیلی می شدند. نتیجه آنکه معلمان کم استعداد که موفق به ورود به دانشگاه ها نشده بودند جذب آموزش و پرورش می شدند و کمی با استعدادتر جذب دانشسرای عالی.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی طرح شبانه روزی کردن مراکز تربیت معلم اجرائی شد و سعی بر آن بود که در مراکز شبانه روزی اعم از دانشسراهای مقدماتی و راهنمایی تحصیلی که بعدها به مراکز تربیت معلم و اخیراً به آموزشکده های تربیت معلم تغییر نام یافتند معلمان آماده تری جذب مقطع ابتدائی و راهنمایی شوند.
شروع کار همانند تأسیس مدارس اولیه خوب بود به ویژه آنکه به علت انقلاب فرهنگی چند سالی دانشگاه ها تعطیل و تق و لق شدند، سیل متقاضیان معلمی به سمت کنکور و گزینش مراکز تربیت معلم سرازیر شد.
اما به دلایلی چند از جمله پائین بودن حقوق و مزایای معلمی و عدم آموزش مطلوب در مراکز تربیت معلم تعداد قابل توجهی از دانشجویان یا در حین تحصیل و یا بعد از آن عطای معلمی را به لقایش بخشیدند و راهی دانشگاه ها شدند که می توانم یکی از شاخص ترین آنها را نام ببرم آقای دکتر رحیمی استاندار فعلی فارس که ابتدا دانشجوی مرکز تربیت معلم شهید مطهری آب باریک شیراز بود اما چند ماه بعد راهی دانشگاه شد.
رشد بی رویه جمعیت، کمبود فضاهای آموزشی، کاهش انگیزه و عشق معلمی؛ تغییرات سلیقه ای در تدوین کتاب های درسی، گزینش های جانبدارانه به اصطلاح انقلابی با رویکرد پرس و سئوال های مذهبی و تکیه بر گزینش مدرسانی که بیشتر فعالیت مذهبی و انقلابی داشتند و عدم تأمین نیازهای به حق معلمان و نیز جنگ تحمیلی هشت ساله که منجر به اعزام تعدا قابل توجهی از دانش آموزان ، دانشجویان و معلمان به جبهه ها گردید سبب شد تا بدنه آموزش و پرورش روز به روز ضعیف و ضعیف تر شود و یک نارضایتی عمومی در معلمان و مدیران و دبیران به وجود آید.
حاصل چنین روندی موجب گردید آموزش و پرورش به صورت دوقطبی اداره شود و اقلیتی با توان مالی به سمت و سوی مدارس نمونه دولتی و غیردولتی بروند و از آموزش و دانش بیشتری بهره مند گردند و اکثریتی با ساز ناکوک و ناهماهنگ معلمان بی انگیزه و کم انگیزه مواجه شوند.
برگزاری امتحانات و کنکور تیزهوشان خود به وضعیت دوقطبی شدن آموزش و پرورش دامن زد و برگزاری المپیادهای دانش آموزی در رشته های علمی و تخصصی فاصله طبقاتی را بیشتر در سطح مدارس افزایش داد به گونه ای که دانش آموز عالی ، خوب و بد را شاخص نمود و موجب شد با شناسایی بهترین ها راه برای خروج بعضی از آنها از کشور و تحصیل یا کار در دیگر کشورهایی که با امکانات مالی و تجهیزات بیشتری جذب می کردند باز شود.
با یک بررسی آماری به این نتیجه می رسیم که مدارس کشور نتوانسته اند به خوبی از پس نیازهای علمی، فنی و فرهنگی برآیند.
هرچند ظرف ۴۲ سال گذشته از طریق بودجه های دولتی و سرمایه گذاری خیرین مدرسه ساز فضاهای آموزشی مطلوبی تأسیس گردد اما کیفیت آموزش و پرورش متناسب با آن از رشد چندانی برخوردار نشد.
اگر امروز شاهدیم بازنشستگان آموزش و پرورش دست از پا درازتر برای تأمین نیازهای مالی دست به اعتراض و تجمع مقابل مجلس زده اند نتیجه همین بی توجهی ها به اهمیت آموزش و پرورش است که از ابتدای تأسیس مدارس جدیده تا به اکنون بودجه کافی برای پرداخت حقوق و تأمین فضاهای آموزشی مناسب به هر دلیل تصویب نشده و متأسفانه بعضی از روستاهای محروم از داشتن مدرسه هم محرومند و زیر سقف آسمان درس می خوانند.
وقتی بناست شاهد افزایش جمعیت باشیم که به علت پیر شدن یک ضرورت است می باید قبل از آن برای آموزش، بهداشت، تربیت بدنی، تغذیه، مسکن، مدرسه و دیگر نیازهای دانش آموزان که مهم ترین آن تربیت معلم علاقمند و با انگیزه است برنامه ریزی داشته باشیم.
باید تدوین کنندگان کتب درسی بهترین دانش آموخته های دانشگاه ها در سطوح بالا باشند. در چنین شرایطی است که می توان امید داشت در آینده نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی باهوش ترین و بااستعدادترین منتخبین باشند. و یا مجریان قانون و اداره کنندگان کشور از دانش و تجربه سیاسی و اداری قوی برخوردار باشند. و در قوه قضائیه ما فارغ التحصیلان حقوق در سطوح بالا مشغول به کار باشند.
در پایان ذکر این نکته و نتیجه گیری از بحث ما را به این مهم توجه می دهد که امروز همه مشکلات ما از درون مدارس و دانشگاه ها بیرون آمده و من بعد هم بیرون خواهد آمد.
والسلام

 

 

یادداشت طنز سردبیر “اسماعیل عسلی

به ذودی مضاکرح می کنیم

 

ننه ی سلندر که نخواست نامش فاش شود در مصاحبه با روزنامه درخشان که در شرایط کرونایی فعلا به دیوار خانه ی خودش آویزان می شود گفت که ایران به زودی تیم مذاکره کننده ی خود متشکل از حاشیه نشینان گود سیاست را به قطب شمال می فرستد تا در باره ی آزاد سازی دلارهای بلوکه شده ایران در اقیانوس منجمد شمالی با خرس های قطبی مذاکره کنند . وی بدون اشاره به نحوه ی جابجایی تیم مذاکره کننده که با سورتمه ی موتوری صورت می گیرد یا سورتمه گوزن کش خاطرنشان کرد که من شب گذشته مخالفانم را درخواب دیده و حسابی به آنها توپیده ام و از چهره ی رنگ و رو رفته  آنها متوجه شدم که حساب کار دستشان آمده و لذا با خودم قرار گذاشتم که عنقریب در یک عقب نشینی تاکتیکی یک جانبه آرد خود را با استفاده از فرصت تعیین شده توسط آژانس بیخته والک خود را طی مراسم باشکوهی به سقف آسمان بیاویزم . ننه ی سلندر در پاسخ به اعتراض مقامات رسمی کشور که تو چه کاره بودی که پیرامون چنین موضوع مهمی که ما چندین سال است با آن دست و پنجه نرم می کنیم اظهار نظر کردی گفت : چون من به پیشنهاد گیشنیز خانم و مامان مهتاب قصد نامزدی در انتخابات شورای محله خودمان را دارم ، خواستم قبل از ورود به این عرصه ی پر چالش ، توپی به رسم گربه کشی دم حجله در کرده باشم . وی در ادامه افزود : من برخلاف کسانی که با احساس تکلیف وارد انتخابات می شوند به دلیل بلاتکلیفی مردم قصد دارم در یک سلسله عملیات شترگاوپلنگی خودم را به میانه ی گود عمیق سیاست که بیشتر به چاه شباهت دارد بیندازم و پیشنهاد من هم این است که نمایندگان مجلس با قید سه فوریت انتخابات را ۴ ماه جلو بیندازند تا بتوانم ضمن موافقت با مذاکرات ربع ساعته ، سر و ته داستان کشدار برجام را ظرف یک صبح تا ظهربه هم بیاورم و بعد از توافق با اعضای ۱+۵ آب گوشت کله نذری را به اتفاق دوستان جون جونی ترید کرده نوش جان کنیم . وی در واکنش به کج دهنی یکی از خبرنگاران که صلاحیت او را برای نفس کشیدن در فضای سیاسی زیر سئوال برده بود گفت : من با شنیدن قانون حالی به حالی می شوم و ممکن است در شرایط کمای ذهنی کار دستتان بدهم . وی در حالی که اتاق مصاحبه با خبرنگاران را ترک می کرد یادداشتی مکتوب از خود به جا گذاشت که در آن نوشته بود : به ذودی مضاکرح می کنیم .

Comments are closed.