• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ اسفند ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۱۹ اسفند ۱۳۹۹
گر مسلمانی همین است که…
به بهانه عید مبعث

خاتم سلسله پیامبران کتبخانه هفت ملت را شست*۱ دینی آورد که در آن تبعیض نژادی نباشد، حقوق زن و مرد را معین کرد، بساط جاهلان و بت پرستان را برچید و انسانها را اشرف مخلوقات نامید و پیوند آنها را به خدا نزدیک تر از رگ گردن گفت. زنجیر عبودیت و بندگی را از دست و پای بردگان باز کرد و همه انسانها را از سفید و سیاه و زرد و سرخ در برابر خداوند یکسان شمرد و دریچه ای از نور و معرفت را به روی بشریت گشود.
حضرت محمد(ص) در مدیریت انسان های مظلوم و ستمدیده، چنان هوشمندی و خلاقیت به خرج داد که ویرژیل گئورگیور نویسنده لهستانی در اهمیت هوشمندی و مدیریت وی کتابی نوشت به نام “محمد پیغمبری که از نو باید شناخت.”
بزرگ ترین اعجاز پیامبر اسلام(ص) قرآن کتاب آسمانی است که در آن راه رستگاری و صراط مستقیم برای تمام انسان های حق طلب تعریف شده و عشق به زندگی سالم در آن تصویر شده است.
مسلمانان با تکیه بر قواعد و قوانین اسلام و روح متعالی متجلی در آن که همان روح الله است توانسته اند منشاء بسیاری از افکار و اعمال نیک باشند و با جهاد و شهادت بسیاری از ستمگران و استعمارگران قهار و با قدرت را سر جای خود بنشانند.
اینک از پس گذشت ۱۴۰۰ سال در ایران، انقلابی به نام اسلام به ظهور پیوسته و از آن نظامی پا گرفته به نام جمهوری اسلامی، در قانون اساسی آمده که جمهوری شکل حکومت و اسلامی محتوای آن است.
یکی از موارد مهمی که در قانونگذاری به آن توجه شده است دمیدن روح اسلام در کالبد قوانین جزایی و حقوق عمومی است. اما تحولات و تغییرات ناشی از پژوهش های علمی و فنآوری های جدید موجب شده که در قانون تجارت، قانون کار و مواردی از آئین های دادرسی کماکان از قوانین برآمده از پژوهش های حقوقی و قضایی کشورهای دیگر استفاده شود که بعضا با روح اسلام و خواسته علمای دینی همخوانی ندارد. مانند سود بانکی (ربا) و امثالهم.
آنچه امروز در تعاملات اجتماعی و بعضا در سیستم های اجرائی و اداری دیده می شود با روح عدالت خواهی و راستی و درستی و پاکدستی همخوانی ندارد.
پیامبر اعظم آمد تا به ما بگوید: دروغ نگوئید، کج دستی و دزدی نکنید، یکدیگر را فریب ندهید، حقوق یکدیگر را پاس دارید، یتیمان را بنوازید، از پا افتادگان را دست گیرید، در راه ماندگان را یاری رسانید، بدگوئی دیگران و هرزه زبانی نداشته باشید و خمس و زکات را برای کمک رسانی و حمایت از پاافتادگان به هر سال پرداخت کنید تا جامعه شما از فقر دور بماند.
پیامبر اعظم(ص) بارها فرمودند “کادالفقر اَن یکون کفرا” [همانا که فقر به کفر و انکار خدا می انجامد]
اگر در فرهنگ و اندیشه و رفتار مسلمانان خواسته های اسلام که با فرمان خدا رقم خورده است نهادینه شده باشد ما نباید شاهد این همه نابسامانی، فقر، بی عدالتی، تبعیض، رانتخواری و دشواری های زندگی باشیم.
کار و تلاش برای رفع نیازهای خانواده امری ستودنی است که حلال را از حرام جدا می کند و دسترنج آدمی را قوت زندگی توأم با امنیت و آرامش می سازد. عبادت که موجب پاکدستی، پاک چشمی و پاک نیتی می شود وسیله ای برای تقرب است.
هزاران بل میلیون ها کتاب و بیشتر سخنرانی ها، موعظه ها و سفارشات پژوهشگران اسلامی برای آن است که یک اسلام شفاف و پوست کنده به جهان معرفی شود و مسلمانان وظایف خود را در برابر دینی که پذیرفته اند بدانند و آگاه گردند. اما متأسفانه چنین نیست. همه ساله هزاران پرونده حاکی از تجاوز به حقوق دیگران و مال و ناموس و جسم آنان در محاکم دادگستری برای صدور حکم ارجاع و تقاضا می شوند.
هزاران نفر به زندان محکوم می شوند و یا برایشان حکم تعزیراتی صادر می شود. هزاران نفر ناشناخته و ناپدید شده با بار سنگینی از گناهان از دید قانون و قانونگذاران پنهان می مانند.
چه بی عدالتی هایی که از مسلمانی بر مسلمانی دیگر روا نمی شود؟ چه فریبکاری هایی که در حال به اصطلاح خدمت برای دست درازی به بیت المال اعمال نمی شود؟ با این وصف جای یک سئوال باقی است و آن اینکه ما تا چه میزان مسلمانیم؟ چقدر حقوق اسلامی را در حق خود و دیگران رعایت می کنیم؟
آیا می توان گفت که ضمانت اجرای دینداری ترس از پلیس و قاضی و زندان است؟ پس باور اسلامی چه می شود؟ اعتقاد به خدا، پیامبر و روز جزا چه دستاوردی دارد؟ آیا زمانه با دینداری سازگار نیست و یا دینداری با زمانه؟
آیا مسلمانی با نام ها، شناسنامه ها، ریش و تسبیح ها و ظاهرآرایی ها مشخص می شود؟ هرچند اسلام حکم به ظاهر دارد و باطن را به خدا می سپارد اما ظاهری که در آن باور نباشد به پوست خشکی می ماند که خون در آن جاری نیست و سلول های آن مرده اند.
روح متعالی اسلام تکیه گاه امنیت و آرامش است، بسیاری از بیماری های روحی و روانی ناشی از بی تفاوتی به شرایط دینداری و وظیفه مسلمانی است.
به قول حافظ:
“گر مسلمانی همین است که حافظ دارد
وای اگر از پی امروز بود فردایی… *۲
اعتقاد به روز بازپسین و ترس از عقوبت خداوندی، باوری اسست که ضمانت اجرائی اعمال ماست و در چنین شرایطی است که می توان به اسلامی بودن خود افتخار کرد و مبعث پیامبر اعظم(ص) را نوید دلشادی و دلجوئی قلبی داد.
امید که بیدار شویم و کسانی را در سرنوشت خود دخیل کنیم که مسلمانی را از خانه و مدرسه و دانشگاه تمرین کرده باشند.
والسلام
منبع: ۱ و ۲ دیوان حافظ

Comments are closed.