سرمقاله محمد عسلی ۱۸ فروردین ۱۴۰۰
ایدئولوژی و امنیت
هیچ جامعه ای بدون ایدئولوژی، قانونمندی و نظام به امنیت نمی رسد. ایدئولوژی همان باور و اعتقاد راهبردی است که از آن قانون و نظم بیرون می آید. باورهای دینی از هر نوعی که باشند ضمانت اجرائی شان در خودشان است.
جنگ بدون پشتوانه باور به پیروزی به هرج و مرج تبدیل می شود و نتایج آن هرچه باشد وحدت جامعه را خدشه دار می کند.
مسلمانان در جنگ بدر پیروزی را در دو خواسته به دست آوردند. شکست دشمن که موجب تقویت روحیه و باور آنها شد و کسب غنائمی که قدرت نظامی و مالی آنها را افزایش داد.
نتیجه آنکه پیامبر(ص) توانست در حفظ وحدت و تقویت باور مسلمانان نوظهور با موفقیت و قاطعیت عمل کند.
انقلاب اسلامی ایران از دو مقوله قدرت پیروزی در جنگ نظامی و قدرت مالی در تسلط بر کشور بهره مند شد.
جنگ داخلی پیدا و پنهان احزاب و گروهک های سهم خواه و بعضاً تمامیت خواه که مبلغ و مروج ایدئولوژی های مادی گرا و یالائیک «نفی روح دینی» بودند حاکمیت انقلابی پیروز را به چالش کشید و حاکمیت مجبور به تصفیه سازمان امنیت، ارتش و نهادهای سلطنت فرو ریخته شد.
جنگ تحمیلی در شرایطی ایران انقلابی را در موضع دفاع قرار داد که به لحاظ اقتدار نظامی کشور نه توان نظامی بالقوه و نه توان نظامی بالفعل داشت. آنچه ۸ سال جنگ را به درازا کشید تا وجب به وجب خاک کشور آزاد شود و ساختار ارتش و سپاه و بسیج را از نو بسازد و مصونیت بخشد، رفع نیازهایی بود که در جنگ تجربه شد اما تحقق هر یک از نیازها به یک روحیه انقلابی نیاز داشت که از یک باور قوی دینی و مسلمانی برخوردار بود.
امنیت امروز کشور علیرغم فشارهای سیاسی، تحریم های کمرشکن اقتصادی و تهاجم فرهنگی جهانی و منطقه ای به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و حمایت کشورهای اروپائی ناشی از یک باور قوی و ایدئولوژی وحدت گراست که گرچه چاشنی آن حس ناسیونالیستی هم هست اما قدرت مرکزی کشور بر سه پایه همسو و متوازن توانسته در دفاع از دستاوردهای انقلاب و استقلال طلبی مقابل مخالفان و دشمنان کوتاه نیاید. آن سه پایه «اسلام، ملت و رهبری» است. زیرا هر جا لازم بوده و کم آورده ایم یا از اسلام خرج کرده ایم یا از ملت و یا از رهبری حتی وقتی مجلس، قوه قضائیه و قوه مجریه با گره ها و مشکلاتی مواجه شده اند دست به دامان همین سه اهرم حرکت شده اند.
نتیجه آنکه از دیرباز تاکنون اگر رسانه های دشمنان جهانی و منطقه ای مدام این سه محور حرکت را مورد عتاب و خطاب قرار داده اند ناشی از قدرت و میزان تأثیرگذاری اسلام، ملت و رهبری بوده است هرچند در مصاف هایی یا نخواسته یا نتوانسته ایم به خوبی از آنها استفاده کنیم و تداخل سلایق شخصی و کج فهمی ها بهانه هایی به دست برهم زنندگان امنیت سیاسی و اقتصادی داده است. اگر امنیت را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن این سئوال را مطرح کنیم که در کدام مقوله کشور و ملت ما امنیت دارد به پاسخی جداگانه دست نمی یابیم. زیرا امنیت نتیجه همسویی و هماهنگی سیاست، اقتصاد، قدرت نظامی و انتظامی و وزنه فرهنگی است. وقایع و رویدادهای طبیعی و انسانی همیشه مخاطراتی برای امنیت جامعه داشته اند که گریز از آنها حداقل در کوتاه مدت میسر نشده اما آنچه امنیت پایدار را رقم می زند صرفا نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی نیستند هرچند آنها وسیله اقدامات ضد امنیتی هستند.
جامعه یکدل و یکدست و باورمند به اصول و قوانینی که یک ایدئولوژی قوی آن را ضمانت و تضمین کرده در هر شرایطی در امنیت خواهند بود. زیرا در مقابل تهاجم سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی دشمنان در سایه وحدت می ایستند و در حال جنگ هم احساس امنیت می کنند.
ایران اسلامی و انقلابی تمامی این گزینه ها را تجربه کرده، جنگ، تحریم، بلایای طبیعی، توطئه، خشکسالی و هم خیانت ها را…
امروز ایران و مردم آن از چنان هوشمندی و تجربه ای برخوردارند که بسیاری از کشورهای منطقه از آن غافل مانده اند.
به قول ناصرخسرو:
آندم که بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پدید که نام و مرد کیست»
اگر جنگی در منطقه رخ دهد یا قحط سالی شود و یا مصیبت هایی شبیه بیماری کرونا رخ دهد در شرایط تهدید نظامی و تحریم و کمبود منابع مالی آن وقت مشخص می شود تا چه میزان می توان امنیت کشورهای دیگر را شاهد بود؟
عامل همبستگی خودجوش و اصیل زمانی تحقق می یابد که وفاداری به رهبر، غرور ملی و شور و حرارت دینی به قوت خود باقی باشد.
فن نمی تواند بدون علم مدت درازی پیشرو باقی بماند و علم در حالی که آزادی اندیشه نباشد به ثمر نمی رسد در کشورهایی که باور ایدئولوژیک از نوع دینی یا غیر دینی آن ضعیف باشد، اصرار بر یکدستی در اعتقاد عمومی، حتی در مباحثی که ربطی به جنگ نداشته باشد در عصر علم سرانجام دستگاه نظامی کشور را از توان می اندازد.
اشتباه ناپلئون در آغاز جنگ واترلو این بود که خطاب به سربازان خود گفت: «سعی نکنید در راه وطن شهید شوید، بلکه تلاش کنید دشمنانتان در راه وطنشان شهید شوند. وقتی انگیزه شهادت جای خود را به حفظ جان می دهد، گریز از جنگ و فرار مطلوب می نماید.
اگر در جنگ تحمیلی ۸ ساله سربازان و دلاوران ارتشی، سپاهی و بسیجی ما از شهادت هراس داشتند در جنگ شکست می خوردیم. مقوله امنیت به یک زیرساخت ایدئولوژی دینی نیاز دارد تا با از دست دادن جان چند سرباز بتوان جان¬های میلیون¬ها نفر را حفظ کرد. این سخن نگارنده نیست، بلکه یک تجربه تاریخی است که انسانهای باورمند چه مسیحی و چه مسلمان رقم زده اند.
والسلام
- سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۸ فروردین ۱۴۰۰