• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۲ فروردین ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۲ فروردین ۱۴۰۰
حکایت آرد و الک

با توجه به در هم تنیدگی اقتصاد و سیاست و فرهنگ و امور اجتماعی به نظر می رسد که بر سر تعاریف نهادینه شده پیرامون دوستی و دشمنی در ذهن و زبان اداره کنندگان امور کشور نیازمند نقد و تحلیل هایی منطقی باشیم . در دنیایی که همه ی تلاش ها با هدف رشد و توسعه در ابعاد گوناگون آن صورت می گیرد ، دشمن واقعی کسی است که سد راه رشد و توسعه باشد . از این رو نباید دشمن یا به تعبیر بهتر رقیب را تنها در خارج از مرزهای جغرافیایی جستجو کرد . گاهی جهل و خرافه و تن پروری و باورهای نابجا تکمیل کننده تلاش رقبای خارجی ما برای سد کردن راه رشد و توسعه هستند . تفرقه و پراکنده گی در هدف گذاری ها ما را به ابزار مناسبی در دست دشمن تبدیل می کند به همین دلیل است که در دستگاه سیاست خارجی کشورهای بزرگ و توسعه یافته برای هر کشوری حسابی جداگانه باز می کنند . دشمنی در دنیای سیاست ذاتی و همیشگی نیست . ملت ها مانند افراد نیستند که قهر و آشتی آنها از جریحه دار شدن احساساتشان ناشی شده باشد . هر ملتی متاعی دارد و نیازی و تلاش می کند مشتری مناسبی برای متاع خود پیدا کند و نیاز خود را در سایه ی ایجاد ارتباط با سایر کشورها برطرف سازد. زمانی منافع آمریکا اقتضاء می کرد که مقابل آلمان و در کنار اتحاد جماهیر شوروی قرار گیرد و به هر شیوه ی ممکن به روس ها سلاح و امکانات برساند اما بلافاصله پس از جنگ دوم جهانی با ایجاد صف بندی های جدید زنگ جنگ سرد نواخته شد و شرق و غرب به یارگیری های جدیدی روی خوش نشان دادند و در این میان کشورهایی که محلی از اعراب نداشتند به کانون درگیری ها و تبادل پول و اسلحه و بازار مصرف کالاهای شرقی و غربی تبدیل شدند و این رویه بیش از نیم قرن ادامه پیدا کرد .
در حال حاضر که یکجانبه گرایی مورد نظر آمریکا به نتایج از پیش تعیین شده نرسیده و از طرفی روس ها به دنبال در هم شکستن حصاری که اعضای ناتو پیرامون این کشور کشیده اند ، هستند شاهد شکل گیری صف بندی های جدید و تغییر اولویت ها در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا با محوریت توجه به شرق هستیم . لذا دور از انتظار نیست که برخی از کشورهای در حال توسعه بخواهند در سایه ی چنین تقابلی خود را بالا بکشند و روی تغییر مصادیق دوستی ها و دشمنی ها کار کنند . زمانی بود که چین و شوروی به دلیل گرفتار شدن در تالاب رویکردهای بازدارنده ایدئولوژیک از قدرت مانور بالایی برای به گوشه ی رینگ کشانیدن رقبای غربی خود برخوردار نبودند اما هر دو کشور پس از مقایسه ی کیفیت وضعیت تولیدات اقتصادی خود نسبت به غرب به تجدید نظر در مانیفست های تابو شده ی خود روی آوردند . ترامپ که به دنبال قرار دادن هرم یکجانبه گرایی روی قاعده اش بود نه تنها نتوانست کاری از پیش ببرد بلکه از رفقای اروپایی خود هم فاصله گرفت و به همین دلیل توسط قدرت در سایه حذف شد و اکنون بایدن با شیوه ای متفاوت همان هدف را دنبال می کند . در دنیای سیاست نمی توان روی شعارها و ادعاها حساب باز کرد . اردن هاشمی که گردانندگانش خود را از بازماندگان خاندان پیامبر و هاشمی می دانند و زمانی متولی اداره کعبه و مسجد النبی و بیت المقدس بودند هم اکنون بهترین رابطه را با آمریکا و اسرائیل دارند و تولیت کعبه را هم سالهاست که به سعودی ها واگذار کرده اند و نقش یک کشور پوشالی و ضربه گیر را در خاورمیانه ایفا می کنند و آب هم از آب تکان نخورده است !
مطالعه ی تاریخ صد ساله ی اخیر خاورمیانه بیانگر این واقعیت است که اقتصاد و موقعیت ژئوپولیتکی و منافع ابرقدرتها توجیه کننده ی تمامی رویدادهایی است که ظرف این مدت در این منطقه رخ داده است . از آنجایی که قابلیت بالای ساکنان این منطقه برای رودررویی های مذهبی و قومی و قبیله ای راهنمای نفوذ شرق و غرب برای سمت دهی به رویدادهاست بعید به نظر می رسد که به این زودی ها شاهد برقراری صلح و امنیت در این بخش از جهان باشیم ، هر چند امید می رود با دستیابی دانشمندان به منابع جدید و کم هزینه ی انرژی و کم اهمیت شدن نفت تا حدودی از حجم توطئه های زنجیره ای کاسته شود اما جایگاه خاورمیانه به عنوان یک بازار بزرگ مصرف کالاهای شرقی و غربی همچنان به قوت خود باقی است . بدیهی است که دم زدن از استقلال عمل برای کشورهایی که به سمت توسعه خیز برداشته اند و در عین حال بین دو سنگ آسیای قدرت های شرقی و غربی در هم ساییده می شوند در خوشبینانه ترین حالت بسیار هزینه بر است و به همین دلیل چنین کشورهایی ناگزیر به اتخاذ سیاست ها بینابینی هستند که البته ریسک بالایی هم دارد ، زیرا همین که اروپا و آمریکا به چین و روسیه گوشه چشمی نشان دهند چنین کشورهایی قربانی خواهند شد ، مگراین که از فرصت های کوتاه به وجود آمده در سایه ی چنین سیاستی برای برخاستن اززمین استفاده کنند و آرد خود را ببیزند و الک خود را بیاویزند . بهترین گزینه برای شرق و غرب قدرتمند مشغول کردن کشورهای منطقه ی خاورمیانه به یکدیگر است تا فرصت سر خاراندن هم نداشته باشند . مدتی است که زنگ شکل گیری ائتلاف های منطقه ای با نگاه نیابتی به صدا درآمده که می تواند به عنوان بزرگترین مانع توسعه ی فرهنگی و اقتصادی برای کشورهای قرار گرفته دراین منطقه مطرح باشد . کشورهای باد شده و ورم کرده ای که با شلیک یک سوزن تخلیه می شوند و مانند اسب عصاری پس از مدت ها گردش و سرگردانی تازه می فهمند که گندم دیگران را آسیاب کرده اند .

Comments are closed.