• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۴ فروردین ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۴ فروردین ۱۴۰۰
قرن امپراتوری رسانه ها

اگر از کارشناسان حوزه رسانه بپرسند چه کسی در جهان حکومت می کند قریب به یقین خواهند گفت : کسی که بیشترین مخاطب را دارد . به همین دلیل رقابت در جذب مخاطب بزرگترین دغدغه ی کسانی است که هزینه ی فرمانروایی آنها در عصر اقتدار فضای مجازی روز به روز بالاتر رفته و به چالش کشیده شده است . کافی است نوع ادبیات مردم و مناسبات و تعاملات رایج شده در زمان کنونی را با آنچه در چهاردهه پیش رواج داشت مقایسه کنیم . انقلاب واقعی یعنی همین اتفاقی که کم و کیف ارتباطات را تغییر داده و به هدایت و سمت دهی افکار عمومی پرداخته و تمامی معادله های مبتنی بر شیوه های سنتی ارتباط را بر هم زده و رشته های زیادی را پنبه کرده است ؛ درست به همین دلیل برخی از ابزارهای نهادینه شده که در گذشته موارد استفاده ی فراوانی داشتند در حال حاضر به دلیل کم اثر بودن و عدم کارآیی نه تنها حاشیه نشین شده اند بلکه موجودیت خود آنها نیز نیازمند تبیین و جانمایی در ذهن و زبان مردم است . رفتار بسیاری از شخصیت های مذهبی و سیاسی و اجتماعی که تا چند دهه پیش قدرت بالایی برای جهت دهی به نگرش مردم داشتند نشان می دهد که دیگر آن توانایی سابق را در خود سراغ ندارند . حتی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها که در کانون توجه خانواده ها قرار داشتند و رای نظر آنها می توانست تعیین کننده باشد به دلیل استحاله های فرهنگی صورت گرفته تحت تاثیر فضای مجازی و شکاف های بین نسلی ، قادر به ایفای نقش سنتی خود مانند گذشته نیستند و بار فرهنگ شفاهی که بر دوش آنها بود نیز به نهادهای جایگزین منتقل شده است !
با همین مقیاس ، رسانه های مکتوب که جای خود دارد بلکه حتی رسانه های شنیداری و دیداری که به آنها یارانه ی زیادی هم در بحث کمی و کیفی پرداخت می شود و برای بینندگان و شنوندگان خود جایزه تعیین می کنند نیز اذعان دارند که خروجی برنامه هایشان با آنچه انتظارش را داشته اند فاصله ی زیادی دارد .
تصور کنید اگر بنا باشد در چنین فضایی انتخابات برگزار شود ، چه اهرم هایی می توانند کارکرد تعیین کننده ای داشته باشند . ممکن است گفته شود هنوز وجود رسوباتی از تعصبات قبیله ای و طایفه ای می تواند دستاویزی برای گرم کردن تنور انتخابات در بحث شورای شهر و روستا داشته باشد اما تضمینی برای کارکرد مشابه آن در انتخابات ریاست جمهوری وجود ندارد مگر این که به بهانه گل ، آبی هم به رازیانه برسد .
برخورداری از آبشخور صنفی مشترک هم برای نامزدهای شوراهای شهر و روستا کارکرد مشابهی دارد یعنی ممکن است یک پزشک یا مهندس و کارمند بتواند به آرای هم صنفی های خود در انتخابات شوراهای شهر و روستا امیدوار باشد اما نامزدهای ریاست جمهوری نمی توانند روی زادگاه و خاستگاه بومی خود از این منظرحساب باز کنند
در جوامع غربی که شیوه های گوناگونی برای گرم کردن فضای انتخابات ملحوظ نظر قرار می گیرد ، نامزدها برای بالا بردن آرای خود روی موج محبوبیت سلبریتی ها اعم از ورزشکاران ، هنرمندان وشخصیت های علمی حساب باز می کنند و در همین راستا ارتباطی تنگاتنگ با تشکل های به معنای واقعی مردم نهاد دارند به طوری که با راه اندازی کمپ هایی در کانون های علمی و ورزشی و هنری و نهادهای خیریه کار خود را پیش می برند و حتی از کمک های مالی چنین کانون هایی نیز بی نصیب نیستند .  شاید در این دوره از انتخابات که مشکلات معیشتی ، کرونا و دلزده گی مردم از سیاست بازار انتخابات را به سمت کسادی سوق داده و تاکنون هیچ یک از شگردهای تجربه شده نتوانسته یخ و رکود ایجاد شده در سلیقه های عمومی را با ایجاد حرارت باز کرده و به حرکت درآورد بتوان از این پتانسیل ها بهره گرفت اما چنین رویکردی در گرو وجود مناسبات خوب و دو طرفه با سلبریتی هاست که نشانه های آن به چشم نمی خورد زیرا گرمی رابطه با کسانی که سلایق عمومی را نمایندگی می کنند مشروط به لحاظ کردن مطالبات آنها در برنامه های انتخاباتی است که صرفا با طرح آنها و تصدیق چنین مطالباتی مشکل حل نمی شود بلکه باید نشانه هایی از باورمندی به سلایق مد نظر عموم مردم در عملکرد نامزدها مشاهده شده باشد . برخی بر این باور هستند که داستان مذاکرات و نتایج عینی آن شاید بتواند تا حدودی ایجاد امید کرده و شرایط را به نفع کسانی که به دنبال برگزاری مشارکت حداکثری هستند تغییر دهد. برخی نیز بدون توجه به این مسئله روی تاثیر نوع تحلیلی که از مذاکرات صورت می گیرد کار می کنند ! قابل کتمان نیست که میدان داری رسانه ها برای گرم کردن تنور انتخابات در گرو وجاهت اجتماعی آنهاست که تکلیف آن با توجه به آمار و ارقام مربوط به مطالعه نشریات در شرایط کرونایی مشخص است و آبی از شعله ی آن گرم نمی شود . زمانی بود که مردم از اخبار داغ و انتقادی با خمیرمایه ی “فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم” استقبال می کردند و تغییر شرایط اجتماعی و قبض و بسط هایی که در برخورد با سلیقه ها صورت می گرفت ، با هدف دادن نشانی مدینه ی فاضله مورد نظر مردم دنبال می شد اما هم اینک تعلیمات فضای مجازی که کم کم خود را به صورت یک مکتب مطرح کرده ، پالس هایی را به جامعه مخابره می کند که حتی اقدامات ترمیمی و اصلاحی مبتنی بر تحقیقات میدانی را نیز تخطئه کرده و به عنوان دانه ریزی در دام زیر سئوال می برد .
البته باید اذعان داشت که بعد از چند دوره سیاست زدگی و تزریق هیجان به جامعه در گرماگرم انتخابات ، باید شاهد چنین رکودی باشیم.
مشکل اساسی نامزدها و مجریان انتخابات در این دوره ، چگونگی شکارمخاطب است آن هم در شرایطی که هر ساله به تعداد قرق گاه ها افزوده می شود و برخی از طیف ها از گروه های تاثیرگذار منها می شوند
به هر حال داستان مدیریت افکار عمومی در عصر اقتدار فضای مجازی بر ذهن و زبان مردم حکایتی متفاوت است که تدبیری فراخور شان خود را می طلبد
باید بپذیریم قرنی که وارد آن شده ایم قرن امپراتوری رسانه هاست که بیست و چهارساعت مشغول جابجا کردن مخاطبان و ربودن و به گروگان گرفتن آنها هستند . شاید بستری که به دنبال رواج فضای مجازی ایجاد گردیده و چراغ تعامل جهانی را روشن ساخته در دهه های آینده دورنمای امیدوارکننده ای از جهان را ترسیم کند اما در حال حاضر بلبشوی حاکم شده بر فضای تبادل اخبار ، شرایط متفاوتی را در جهان ایجاد کرده و حتی روی ذائقه ی ماهی ها نیز تاثیر گذاشته به طوری که دیگر به هر طعمه ای نوک نمی زنند  .

Comments are closed.