سرمقاله محمد عسلی ۲۵ فروردین ۱۴۰۰
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید …
حقیقت جویی و کشف مجهولات رویکردی ذاتی است که انسانها به نسبت فهم و آگاهی هایشان به دنبال آن بوده و هستند. کمال یابی در سه بعد دانش جویی، عقل گرایی و پرهیزگاری خصیصه انسان حقیقت جوست.
کشفیات علمی، اختراعات و فنآوری هایی که آدمی را به فضا برده و به کنجکاوی و کنکاش کشانده ، به موازات آن پاسخ سؤالات روحی و معنوی را به دنبال داشته که مطلوب طبع همه انسانهاست، کم یا زیاد، عالم و عامی و عارف و جاهل به نسبت ، عکس العمل مثبتی نشان می دهند.
وقتی مولانا در قرن ششم اندیشه پرسان خود را در قالب این شعر بیان می کند که:
«روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود
به کجا می بری آخر ننمایی وطنم…»
به دنبال فلسفه وجود خود است. وجودی که در برابر آفرینش ، هزاران سئوال در درون اندیشه را باید پاسخ دهد.
مسیری که انسانها از بدو خلقت تاکنون طی کرده اند پیوسته به دنبال حقیقت و تحلیل واقعیتها بوده است، زهدگرایی، عرفان، خداباوری، دانش پژوهی و صنعت و هنر مولود نوعی حقیقت یابی و کشف علت ها و بررسی معلول هاست که اجتناب از این خواسته ها ، تلاش آدمی را از هویت وجودی خود دور می کند. ما چه راستگو باشیم و چه دروغگو، چه ریاکار یا پاکدامن و پرهیزگار در برابر وجدان و دل و درونمان قاضی پرسشگر و پاسخ دهنده ای هستیم که نمی توانیم به خودمان دروغ بگوئیم زیرا ذهن نقاد ما به نسبت فهمی که از جهان و پیرامون آن دارد ناراستی ها را پس می زند.
با این مقدمه به موضوع نوشتار می پردازم.
حقیقت و مجاز دو خط متنافر هستند که به هر میزان ادامه پیدا کنند از یکدیگر دور می شوند. هرچند ترازوی سنجش برای مقایسه و سنگ الوزنند.
امروز علیرغم کشفیات و اختراعاتی که توانسته بسیاری از کارهای دستی را از گردن انسانها ساقط کند، ابزاری به دست و پای آنان بسته که حرکت به سوی کشف حقیقت را کند نموده و آدمی را دلبسته مجاز کرده است.
مجاز که از حقیقت و واقعیت به دور است همانند همان سایه های مثُل افلاطونی است که گرچه حرکت دارند و واقع می نمایند اما وجود خارجی ندارند و بازتاب و انعکاس واقعیت دیگری هستند.
فضاهای مجازی که با ابزارهای ارتباطی چندی همگان را به خود مشغول کرده اند تصاویر و سایه هایی مجازی اند که در بسیاری موضوعات ارائه شده ما را از تشخیص کنه و حقیقت اشیاء و اعمال دور می کنند.
دانشی که زندگی مجازی را به ما تحمیل نموده و نوعی اسارت داوطلبانه را دامن زده ، دوری از طبیعت و واقع نگری را به مرور عادتمان کرده تا در کنج خانه و اداره و خیابان در توقفی بلند و یا کوتاه در فضایی دل مشغول شویم و جهانی را سیر کنیم که چه بسا با حقیقت و واقعیت فاصله ها دارد.
اگر حافظ به امید فردایی نشسته که پیشگاه حقیقت پدیدار گردد و می ترساند کسانی را که عمل بر مجاز می کنند. در قرن هشتم به مخاطبان خود تفهیم می کند که حقیقت نه آن است که ما بدان توسل کرده ایم. بل فردا و فرداهایی باید و قیامتی و روز حشری که پرده ها کنار روند و آدمی از این بازی های کودکانه فارغ شود و ببیند که ظواهر دنیا و مجازها چه بر سر او و اندیشه و باورهایش آورده اند.
«فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد…»
مجاز از دیدگاه حافظ راه ناراست و کجی است که آدمی را به مقصد نمی رساند. و من این شعر را به موضوع بحثی اختصاص دادم که امروز جهان ماشینی مبتلا به آنست. دوری و فرار از حقیقت و پناه بردن به مجاز.
روزگاری بشر در جاهلیت محض به دنبال هدایتگری می گشت و خود را سرگشته و تنها احساس می نمود. ماه و خورشید و ستارگان و سنگ و چوب و درختان و حیوانات را پرستش می کرد و هر قبیله ای برای خود توتمی ساخته بودند.
انسان ها به مرور تسلیم آدم های قوی تر و زورگوتری شدند و تن به بردگی و بندگی انسان های دیگر دادند و آنها را حقیقت پنداشتند.
زمانه تغییر کرد و مجهولاتی چند توسط دانشمندان و محققان پاسخ داده شد. آدمی خدا را در آسمانها صدا کرد و از پرستش ماه و خورشید و ستاره ها دوری جست و بت های دست ساز خود را به دور افکند. به دانش روی آورد و خردمند شد و عقلانیت پیشه کرد تا به امروز که در ۶ راه چکنم گرفتار خواهش ها و امیال تمامیت خواه دیگری است.
چه جنگ ها و خونریزی هایی که به همت شمشیر و انفجار باروت در قالب ها و ابزارهای کشتار جمعی تجربه نکرده و چه خیانت ها و جنایت هایی که بر سر خود و همنوعانش نیاورده و چه دسیسه هایی که برای فریب و تجاوز به کار نبسته است! گویی تمامی آب های اقیانوس ها، هواهای تنفسی و گندم های برآمده از کشاورزی مکانیزه آلوده به سم فریب و داد و ستدهای فریبکارانه اند.
اگر دانش تجربی و فنآوری های محیرالعقول نتوانند حقیقت را از مجاز تشخیص دهند و آدمی را از جهل مرکب برهانند، قطعا فردایی خواهد آمد که به قول حافظ پیشگاه حقیقت را پدیدار نماید و رهروان به مجاز فته را شرمنده کند.
چنانکه ، علمی که سلاح جنگ با شیطان نفس است اگر در اختیار دنیاپرستان بیفتد با آن بمب اتمی و هیدروژنی می سازند و بر سر مردمان آوار می کنند. آنچه امروز به جای حقیقت و باور نشسته است فریب، ریا، دروغ و زر و زور اند که همه مجازند و به کار آمده اند.
والسلام
- سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۵ فروردین ۱۴۰۰