سرمقاله محمد عسلی ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
کرونا در قضاوت عام و خاص
رفع بلای جهانی، همت جهانی می طلبد و همت جهانی در گرو باور جهانی است. باور به این که به قول ملک الشعرا بهار:
«آدمیان شاخه و برگ همند
کاین همه از یک تنه آدمند
هر که تنی کشت نه شاخی فکند
بلکه درخت بشر از بیخ کند…»
متأسفانه رقابت پذیری جهانی، اقتصاد جهانی، کلاف سردرگمی شده که گشودن گره ها و پیچیدگی های تنیده شده در یکدیگر چندان کار ساده ای نیست. مضافا اینکه دست هر کس بر کلاه خود است و برای آنکه جلو برود و راه گشاید دیگری را هل می دهد.
روح امپریالیستی زیاده طلبی نه زمان می شناسد نه زبان. خواه در آمریکا باشد یا آسیا، وقتی کشوری چندین برابر نیاز خود به واکسن کرونا، سفارش خرید می دهد آیا جز این است که در این آشفته بازار کنونی قصد سودجویی دارد؟
غافل از آنکه هر بیماری مسری در اثر تعاملات و ارتباطات جهانی مرز نمی شناسد. روزی که اعلام شد در ووهان چین ویروسی پیدا شده که سرعت واگیری و کشتار آن وحشتناک است آمریکائی ها و اروپائی ها، تصور نمی کردند این ویروس نه چند ماه که چند سال آنها را درگیر کند و این همه بیمار و کشته و آسیب دیده روی دست آنها بگذارد و نیز کسی نگفت که ویروس این بیماری در انگلستان و یا برزیل و هند هم اعلام شده و روز به روز خبری ناامید کننده از این نقطه یا نقطه دیگری از جهان می رسد که برسید و چنین کنید و چنان…
از آنجا که آدم مارگزیده از بند سیاه و سفید هم می ترسد، شایعات، دروغ پردازی و اطلاعات غلط است که الی ماشاءا… لحظه به لحظه کپی می شود و از این فضای مجازی به آن فضای دیگر بر ثبت و ضبط می نشیند و تا دولت ها بیایند و اثبات کنند که ای خلق خدا به این دلیل چنین نیست، خبرهای سوء افکار عمومی را درنوردیده و دغدغه ایجاد کرده هرچند اشتغال به کار را مدتهاست از اختیار خارج ساخته است. اخیرا هم مدام فیلم و تصاویری در فضاهای مجازی دست به دست می شود که مردم بدانید این ماسک ها آلوده به جانوری ذره بینی است و صدها سئوال پیرامون خط پنهان و کوتاهی که در اثر دمیدن نفس گرم تکان می خورد در عمق تار و پود ماسک ها را به رخ می کشند که همین محافظ بینی و دهان هم ایمن نباشد.
به راستی ما کجائیم در این بحر تفکر، تو کجایی؟
مانده است بنویسند و نشان دهند که ویروس کرونا همانند امواج رادیویی و تلویزیونی از بتون و آرمه هم می گذرند.
بگذریم و بگذاریم این سرنوشت زیست بی پشتوانه آدمی را به دست خدای متعال که اگر روزی، روزگاری بیماری های واگیر وبا، طاعون، سل، حصبه و امثالهم آمدند و رفتند و دارو و درمان آنان از پس سالها مطالعه و تحقیق پزشکی ساخته شد. اینک این کرونای مجهز به شاخک های در حال تغییرگویی قصد رفتن ندارد و واکسن سازان هم تضمینی برای ریشه کردن آن نداده اند.
اگر این روند شل کن سفت کن دولت ها برای مهار کرونا بدینگونه ادامه یابد چه بسا در آینده ای نه چندان دور نه از تاک نشان باشد و نه از تاک نشان.
از پزشک و مدیر و مدبر و نویسنده و مسئول گرفته تا مردم عادی و عامی در حال قضاوت و مداوایند و بیش از ۱۳ ماه است که سرفصل خبرها و گفتگوها و مصاحبه ها حول این بیماری کشنده و خطرناک می چرخد.
از روغن بنفشه و دم کرده زنجبیل گرفته تا صدها تجویز بی نتیجه به خُورد خلق الله داده شده تا چه عرض کنم!
قضاوت و اظهارنظر که خرجی ندارد، هر کس به زعم خود، حرفی می زند و قضاوتی می کند لیکن آنچه مهم است اگر پزشکی یا مسئولی حرفی زد و قضاوتی کرد حجت و دلیلی در اذهان عمومی برای پذیرش و عمل به آن جاخوش می کند که اگر خدای ناکرده ناصواب و نادرست باشد گاه فاجعه به بار می آورد.
جای این سئوال پیش می آید که چه باید کرد؟
پاسخ این سئوال را پزشکان و پژوهشگران داروشناس و محققان ویروس شناس باید بدهند نه این نگارنده، اما می توانیم به یکدیگر این پیام را بدهیم که وقتی دانشی در امورات مختلف و بلایا و بیماری ها و یا در علم اقتصاد و سیاست و… نداریم، قضاوت نکنیم و برای مردم نسخه ننویسم و افکار عمومی را مشوش نکنیم. بل امید بیفزاییم. حس مقاومت، همدلی و عرق ملی و مذهبی را تقویت کنیم و در رعایت بهداشت عضوی مفید برای جامعه خود باشیم. هرچند در این نوشتار جای موعظه و اندرز نیست اما به تأسی از قرآن کریم و سفارش خداوند تذکر به یکدیگر هرچند مدام باشد هم بی نتیجه نخواهد بود.
به قول سعدی:
«بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک پیکرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی…»
افسوس که سعدی نیست تا ببیند که زنده ها چه زود فراموش می شوند چه رسد به مردگان. همگان در تلویزیون و رادیو می بینند و می شنوند و در جرائد و مطبوعات می خوانند که دیروز و امروز چه تعداد زن و مرد و بزرگ و کوچک بر اثر بیماری کرونا مردند و فردا به طور تقریب چه تعداد از بیماران بدحال خواهند مرد اما ما راه خود را می رویم و بی خیال در این تصور و قضاوتیم که فعلاً زنده ایم و مقاوم و هنوز نگرفته ایم.
به قول یکی از جوانان که در مصاحبه با خبرنگار گفت: هروقت مردم باور می کنم.
والسلام
- سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰