سرمقاله محمد عسلی ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
یار دبستانی در چنگال کرونا
دلی که ذوق پریدن داشت و چشم های نگرانی که با ولع و حرص فراوان ورق های رنگین را به انگشت می سائید و مژه بر هم نمی زد اینک خیره در صفحه جادوئی تلویزیون مجال بلند شدن را از دست داده است.
آن یار مهربان که دلمشغولی های کودکی را در شب های سرد زمستان کنار بخاری و اجاق رقم می زد و قصه مشهدی حسن آسیابان ده ماست را در اندیشه شناور می کرد و طراوت آبها را قابل لمس می نمود اینک به فراموشی رفته و حتی نیم نگاهی به آن نمی شود!
جاذبه فضاهای مجازی و در دسترس بودن اطلاعات درست و غلط ملغمه ای از افکار مغشوش را رقم زده است.
سفره ای شیرین و گاه آغشته به زهر و سموم پرجاذبه روح و روان مخاطبان و کاربران را چنان درگیر مجاز کرده که حقیقت و هویت بودن آدمی در زمین را به سخره گرفته و هوس های ناپایدار، عشق و عقل را در تار عنکبوتی خود محصور کرده اند.
گرانی کاغذ و ملزومات چاپ و محدودیت های نگارش محتوا، علاوه بر آنکه کسادی بازار کتاب را تشدید نموده است، مشکلات ناشی از بیماری کرونا و بیکاری صنوف مختلف نیز، همان ذره هزینه ای که سالیانه صرف کتاب می شده است را از سبد خانوارها حذف نموده و بیشتر اندیشه سرپرستان خانواده ها، نان و هزینه های مسکن و بهداشت و حمل و نقل و رفت و آمدهای اجباری است.
از دو سال قبل که زنگ خطر تعطیلات چاپخانه ها و مؤسسات انتشاراتی به صدا درآمده تا به اینک تعداد قابل توجهی از انتشاراتی ها به محاق رفته یا تعطیل شده اند و بسیاری چاپخانه ها نیز کارگران را اخراج کرده و به درد چه کنم گرفتار کرده اند. نباید انتظار معجزه داشت که آری کاغذها و ملزومات چاپ ارزان می شوند و نویسندگان هم انگیزه نوشتن پیدا می کنند و دوباره کسب و کارشان رونق می گیرد.
دولت که با گرفتاری های ناشی از تحریم های جانفرسا مواجه است و با تبعات بیماری کرونا و بالا رفتن سطح توقعات بیکاران و درماندگان برای دریافت کمک های مالی و جنسی دست و پنجه نرم می کند و از طرف دیگر دل مشغول مذاکرات هسته ای است همان اندک پولی که بابت خرید کاغذ با ارز ۴۲۰۰ تومانی هم کنار می گذاشت از یک سال پیش تا به اینک اعلام نموده پولی برای این منظور اختصاص نداده است.
یار دبستانی و دبیرستانی و دانشگاهی و نهایتا یار تنهایی ها در چنگال کرونا گرفتار است.
به قول قدیمی ها:
«حریف مجلس ما خود همیشه دل می برد
علی الخصوص که پیرایه ای به آن بستند»
تحریم ها کم بودند که کرونا هم مدتی است در شهر و روستا خانه کرده و به این سادگی ها قصد رفتن ندارد. اندیشه نان قوت جان را در محاصره دارد و جایی که مرغ و گوشت از سبد خانوارها پریده فرصتی و مجالی برای اندیشه کتابخوانی و کتابداری باقی نگذاشته است.
“غم نان آمد و غم های دگر پاک ببرد
سوزنی باید کز پای برآرد خاری”
مشکلات صنعت نشر غیر از نشر کتاب به نشر روزنامه و مجله هم آسیب رسانده و نشریاتی که چاپ می شوند به بیمار بدحالی می مانند که رمقی ندارند و مدام در کاهش تیراژ و صفحات و تعدیل نیرو قرار گرفته اند.
یک قوطی مرکب ۳۰ هزار تومانی تا سقف ۱۹۵ هزار تومان و یک بسته کاغذ تحریر ۱۰۰x70 پانصدتایی تا ۷۲۰ هزار تومان سیر صعودی طی کرده و از دو سال قبل تاکنون حقوق و دستمزدها و مزایا تقریبأ به دو برابر افزایش پیدا کرده است اما درآمدها سیر نزولی داشته و تقریبا به یک پنجم رسیده است. حاصل این تناسب معکوس، بیکاری بیشتر و از دست رفتن بسیاری از آمال و آرزوها و عشق به زندگی است که باید تا دیر نشده برای احیای آن تدبیری اندیشید و راه چاره ای یافت.
اگر دولت قصد فرهنگ سازی و حفظ دستاوردهای فرهنگی و معنوی دارد باید برای تهیه ملزومات چاپ کتاب و دیگر نشریات سوبسید بپردازد. همانگونه که برای سوخت و نان یارانه می دهد.یارانه های قطره چکانی راه به جایی نمی برد.
خیرین هم در کشور ما عادتی به حمایت از چاپ تاکنون نداشته اند و من بعد هم نخواهند داشت.
کرونا به سمومی می ماند که وقتی بر درختان میوه دار می تازد باغبان را در غم و حسرت بی محصولی رها می کند و اگر خردک شرری باقی مانده ناشی از عشق است.
به قول حافظ خودمان:
از این سموم که برطرف جویبار گذشت
عجب که رنگ گلی ماند و بوی نسترنی
- سه شنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰