سرمقاله محمد عسلی ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
فایل ظریف صوتی و اما و اگرها
بچه که بودیم، مادربزرگ به ما می گفت دو فرشته روی دوشتان هست که نامه اعمال شما را می نویسند و ما می پرسیدیم اگر پشیمان شویم و توبه کنیم آنها نوشته را پاک می کنند؟ مادربزرگ می گفت آری و ما دوباره می پرسیدیم مدادپاک کن دارند و او پاسخ می داد بلی.
چه خوب بود عالم بچگی و آن افکار کودکانه که احساس می کردیم اگر کار بدی کردیم، مثل مشقهای غلط با مدادپاک کن پاک می شود.
حالا که بزرگ شده ایم و بار مسئولیت های سخت سیاسی بر دوش داریم اگر اشتباهی کردیم مدادپاک نی در کار نیست تا آن را پاک کنیم. صدها بل هزاران دوربین فیلمبرداری و ضبط صوت و عکاس ها هستند که قدم به قدم حرکت و صحبت های ما را ضبط و ثبت می کنند و در اقصای عالم می چرخانند و تفسیر و تحلیل و بگم بگم های باج گیرانه را به خودمان تحویل می دهند و ما را بدهکار می کنند تا قیام قیامت که اگر بعد از هزاران سال باز هم مفسری، تاریخ نویسی، پژوهشگری پیدا شد و رفت سراغ آرشیو روزنامه ها و کتابخانه و از سر ذوق تورقی کرد تا از گذشته ها چیز تازه ای در بیاورد، باز هم غلط ها و نه همیشه صواب های ما را از لابلای فایل ها و کتاب ها و از دل روزنامه ها در می آورد و لعن و نفرین نثارمان می کند و یا شاید هم دلش بسوزد و یک خدابیامرزی بدهد اگر تا آن زمان باور به خدایی مانده باشد.
و اما بعد؛
وزارت امور خارجه هر کشور معمولا مرکز تصمیم گیری مهم سیاسی است و بعضا اقتصادی هم در ارتباط با خارج. افرادی که در این وزارتخانه به کار گرفته شده اند در گزینش های سخت از هفت وادی و هفت خان گذشته اند به گونه ای که به آنها اعتمادی است قوی تا بتوانند در جمع سیاسیون خارج حرف و سخن بالاترین مقام سیاسی کشور را بزنند و با طرف های مورد مذاکره به توافقی دوطرفه دست یابند.
در نشست های داخل و خارج از وزارتخانه هم صحبتی ها و هم جلسه ای ها می باید آنقدر مورد اعتماد باشند که بتوان خاطرات و یا شنیده ها و توافق های محرمانه یا سری را با آنها در میان گذاشت و از آنها مشورت گرفت و نظرخواهی کرد. وای اگر نامحرمی در میان باشد که اگر جاسوس هم نباشد، کم عقلی کند و برای روز مبادا در جنگ قدرت بین جناح ها و گروه های سیاسی مطالبی عنوان کند و یا گفتگوی ضبط شده ای را افشا نماید که نباید و دیپلماسی را نشاید!
در جنگ قدرت، وقتی مصالح ملی و منافع ملی مورد هجمه و سوءاستفاده طرف های خارجی قرار می گیرد افشاکنندگان از هر طیف و دسته و جمعیتی که باشند می باید مورد محاکمه قرار گیرند و پاسخگو باشند وگرنه اعتمادها و دوستی ها و همدلی ها خدشه دار می شود و هویت و شأن وزارت خانه زیر سؤال می رود.
اگر مصالح و منافع ملی چنین اقتضا کند که برای آگاهی مردم نیاز به شفاف سازی هست چه کسی یا کسانی باید شفاف سازی کنند؟
معمولا در مناظرات و تبلیغات انتخاباتی بعضی افشاگریها، حساسیت های مردمی را تحریک می کند و طرف افشاکننده از این عمل خود هدفی دارد که قطعا جلب نظر افکار عمومی به خود است تا آراء بیشتری به نفع خود یا دیگری کسب کند. اخلاق اسلامی و انسانی حکم می کند نخست صداقت در گفتار مطمح نظر باشد و دوم بررسی آثار سوءافشاگری ها که ممکن است منافع و مصالح مملکت را دچار آسیب و ضربه پذیری نماید.
اگر آقای ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان براساس اعتماد به شنوندگان در جلسه ای سخنی گفته به این تصور که اطلاع رسانی به افراد خاص نماید و یا به قول خودش سندی باشد برای قضاوت آیندگان، کارشناسان باید بررسی کنندکه چه زمانی لازم است این سخنان مسکوت بمانند.
در آمریکا مرسوم است که سازمان سیا اسنادی را بعد از سی یا چهل و یا پنجاه سال افشا می کند زیرا مسکوت و پنهان ماندن آن را جایز نمی داند و افشای آن را مخالف مصالح آمریکا نمی داند بلکه برعکس قدرت سیاسی و دیپلماسی کشورش را به رخ می کشد. وقتی جان کری سخنان افشا شده آقای ظریف را رد می کند هرچند ظریف درست گفته باشد و واقعاً صهیونیست ها ۲۰۰ بار مراکز نظامی ایران را در سوریه مورد هدف حمله نظامی قرار داده باشند. مسلما افشای این مطالب از دیدگاه دیپلماسی موجب بی اعتمادی بین دو دیپلمات می شود که چه بسا می شده از این طریق مطالب مهمتری هم در گفتگوهای دوستانه کسب کرد.
به هر تقدیر آنچه مهم است اینکه سردار شهید سلیمانی کسی بوده چون کوه که سنگ ریزه ها و باد و بارانها ذره ای از هویت، شخصیت و شهرت و محبوبیت او کم نمی کند و مردم ایران که جای خود دارد و قدر او را دانسته و می دانند، مردم جهان هم او را اسطوره می دانند و به بزرگی می شناسند. زیرا او کاری کرده که خدایش از آن راضی بوده و رضایت خدا رضایت خلق را در پی داشته و دارد.
کسانی که با درایت و صداقت در میدان های سیاسی و دیپلماسی افتخارآفرینی می کنند و فریب ترفندهای سیاسی را نمی خورند آنها هم در جایگاه خود مورد احترام و افتخارند و نباید زحمات آنان را نادیده گرفت.
وقتی کسی پای در میدان مبارزه می گذارد، چشم ها و گوش هایی بینا و شنوا او و حرف هایش را نظاره می کنند و می شنوند و اعمالش در تاریخ ثبت می گردد. خواه سرباز نظامی باشد یا سرباز دیپلماسی و یا سرباز فرهنگ و اقتصاد، مهم این است که واقعا سرباز باشد و در راه مسئولیت خطیری که انتخاب کرده و یا به او تکلیف شده، صادق و مسئولیت پذیر و آگاه و بادرایت باشد و اگر کسی به هر دلیل با توصیه این و آن و یا با جلو انداختن خودش برای پذیرش مسئولیت های سخت ناکارآمد و ناتوان باشد خیانت کرده است قبل از آنکه ناتوانیش در عمل به اثبات برسد.
خداوند در قرآن می فرماید: «امانت ها را به اهلش بسپارید و وقتی که قضاوت می کنید در میان مردم به عدل حکم کنید.»
والسلام
- جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله محمد عسلی ۱۱” اردیبهشت ۱۴۰۰ “