سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰
پدیده ی وارونگی هوا
جایگیری غیر متعارف هوای سرد و گرم را وارونگی هوا می نامند که نتیجه ی سکون و به دام افتادن آلودگی در نزدیکی زمین است . به نظر می رسد که چنین پدیده ای در فضای سیاسی کشور نیز نمود پیدا کرده است .
توضیح این که در شرایط طبیعی ما انتظار داریم کسانی که عنوان خواص جامعه را یدک می کشند درک واقع بینانه تری از رویدادها و توانایی بیشتری برای ترسیم دورنمای شرایط کشور داشته باشند ولی با کمال تعجب می بینیم که گاهی خواص جامعه ما به دلیل تصلب در اندیشه و این که پیرامون خود تاری از باورهای متوهمانه تنیده اند با رویکردی غیر منطقی به جای تحلیل رویدادها به دنبال توجیه و سوء استفاده از آن هستند و برعکس مردم عادی برداشت واقع بینانه تری از رویدادها دارند.
بعضی این وضعیت را نتیجه ی سیاست زدگی مردم می دانند اما وقتی بیشتر دقت می کنیم می بینیم آنچه موجب درک درست و تحلیل صحیح واقعیت ها توسط مردم عادی می شود رهایی آنها از قید و بندهایی است که قدرت و ثروت و انجماد فکری به پای خواص بسته و توان آزاد اندیشی را از آنها سلب کرده است.
در چنین شرایطی تبعیت عموم مردم از خواص جامعه تنها در چهارچوب یک معامله امکان پذیر است به این معنا که مردم تنها در شرایطی که قادر به گرفتن امتیاز باشند حاضر به قرار گرفتن در مسیری خواهند بود که خواص جامعه آن را ترسیم کرده و به آنها توصیه می نمایند .
در حال حاضر خودسانسوری و ریاکاری و عدم شفافیت در خواص جامعه بیشتر خودنمایی می کند تا در عامه ی مردم زیرا ثروت و قدرت بین خواص و مردم عادی فاصله ای ایجاد کرده که احساس هم سرنوشتی را از آنها گرفته است و این شکاف به سادگی قابل پر شدن نیست .در نتیجه ، کسانی که چیزی برای از دست دادن ندارند به مبارزه ی منفی با هدف تغییر شرایط روی می آورند .
اگر فردی در شرایطی قرار گیرد که ناچار شود روزی خود را در زباله ها جستجو کند دیگر دغدغه ی شان و شخصیت ندارد و به تدریج آینده ی خود را در هرج و مرج و اتفاقات غیرمنتظره که برهم زننده ی نظم موجود است می بیند . البته این طیف آسیب پذیر چنین رویکردی را از رفتار رانت بازها که در بلبشوهای سیاسی و اقتصادی سود و سودای خود را دنبال می کنند الگو برداری کرده اند و تنها شکل چنین رویکردی تفاوت دارد !
در جوامع متعادل اگر چه فقیر و غنی وجود دارند اما دلایلی منطقی و مبتنی بر آموزه های اخلاقی برای فقرو غنا وجود دارد . کم کاری ، تنبلی ، محرومیت از تحصیل ، جنگ و بحران های تحمیل شده اقتصادی می توانند دلیل شکل گیری طبقات کم برخوردار و یا کاملا فقیر باشند اما زمانی که یک فرد آماده به کار و پر تلاش و در عین حال برخوردار از تحصیل احساس فقر و ناداری و بیکاری می کند باید دلیل آن را در مدیریت غلط جامعه جستجو کرد .
شاید تا یک دهه ی دیگر که جابجایی نسل ها صورت می گیرد فرصتی برای ارائه ی الگوهای مبتنی بر سنت که بر زایش های فرهنگی طبقه متوسط جامعه متکی است وجود نداشته باشد و نهادهای سنتی برای به حرکت درآوردن قطار ایده پردازی مسافر چندانی نداشته باشند . باورها در حال رنگ باختن هستند و استحاله ی فرهنگی که زمانی از آن می ترسیدیم و برای پیشگیری از آن نهادهای سنتی را با تزریق پول های کلان و امکانات متنوع و اختیارات نامحدود قوام می بخشیدیم هم اکنون رخ داده و وابستگی چنین اتفاقی به زمان به این معناست که بازگشت به حتی یک ساعت قبل هم ممکن نیست !
تشکل های مجازی مردم نهاد بدون برخورداری از پایگاه عینی و اساسنامه و دستور کار مشخص در یک سراشیبی تاریخی با سرعتی غیر قابل مهار از تشکل های رسمی و پرهزینه سبقت می گیرند و نسبت بین ریزش ها و رویش ها به گونه ای نیست که بتوانیم بگوییم شاهد توسعه ی فرهنگی هستیم . زیرا آنچه خیل جمعیت سوار بر قطار تغییرات را پیش می برد شیب تاریخی و سنگینی قطار است نه حرکتی مبتنی بر برنامه ریزی .
در این شرایط ، اشتباه هر چه بزرگتر باشد بازگشت از آن دشوار تر است و پر هزینه تر . متاسفانه عده ای در این میان با پیوند دادن موضوعاتی غیر مرتبط به یکدیگر در صدد ترسیم سیمایی دارای هویت از فردای پیش رو هستند مانند نقاشی که با پاشیدن رنگ به دیوار تلاش می کند بازدیدکنندگان را متقاعد سازد که نقشی هنرمندانه زده است . در حالی که همه چیز سر در آبشخور وارونگی هوا
دارد .
- شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰