سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
حرف هایی برای گفتن
تاکنون در هیچ یک از دوره های برگزاری انتخابات با چنین جو و شرایطی مواجه نبوده ایم که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری تا این اندازه دغدغه ی مشارکت مردمی داشته باشند . باید بپذیریم که گاهی یک شعار و وعده اثر گذار در یک دوره ها موجب بی تاثیری سایر شعارها در دوره ی بعدی می شود . در دوره ی قبل مردم به کلید به عنوان نماد گشایش قفل ها رای دادند و اکنون کسی که می گفت چنین کلیدی را در اختیار دارد گاه صراحتا و گاه تلویحا می گوید که بعضی ها رمز قفل را عوض کرده اند و از محدودیت اختیارات و ایجاد موانع ایذایی در برابر قطار توسعه سخن می گوید و در عین حال مدعی است که علی رغم به گوشه ی رینگ کشانیده شدن ایران و تحریم های فراگیر بین المللی و محدودیت صادرات نفت باز هم کارهای زیادی صورت گرفته و از ورشکستگی اقتصاد ایران که هدف اصلی اعمال تحریم ها بود جلوگیری شده است . در حال حاضر نه می توان گفت که دولت فعلی در تمامی ادعاهایش محق است و نه می توان منکر شد که در مواردی کسانی راه حرکت دولت را سد کرده اند و تحریم ها هم کمرشکن بوده است. دولت های پیشین هم با چنین مشکلاتی مواجه شدند اما واکنش یکسانی نداشتند . مشکل اصلی کاندیداهای ریاست جمهوری در گام اول جلب و جذب مخاطب و خارج کردن مردم از حالت بی تفاوتی و در گام دوم سمت دهی به آرایی است که به صندوق ریخته می شود . مردم پس از پشت سرگذاشتن چهاردهه جنگ ، تحریم ، چالش های ایدئولوژیک ، بلبشو در حوزه فرهنگ و تلاش مستمر برای عبور از بحران های سریالی ، نیازمند صلح ، ارتباط فراگیر با جهان و همگرایی با محوریت منافع ملی هستند .
هر چند پر رنگ تر شدن تنگناهای معیشتی ظرف سالهای اخیر منجر به نزول سطح توقعات مردم گردیده اما برای ملتی که بالقوه ثروتمند است و در سرزمینی سرشار از منابع ، معادن و فرصت های متنوع گردشگری و برخوردار از موقعیت ژئوپولتیک زندگی می کند ، آرزوی دستیبابی به امکانات حداقلی برای زنده ماندن احساسی حقارت آمیز به او می دهد . این که برخی از نامزدهای ریاست جمهوری ، مسکن ، کار و رفاه نسبی و برخورداری از حقوق شهروندی را به عنوان شعار مطرح می کنند در واقع نشان دهنده ی این است که مردم با فاصله ای نجومی از شرایطی متناسب با شئوناتشان باید به دنبال فردی گره گشا باشند تا بتواند در دو جبهه مبارزه کند . از یک سو بتواند ایده ها و برنامه هایی قابل اجرا ارائه دهد و از سویی دیگر با کسانی که روبروی خواست مردم می ایستند ، بایستند .
ناگفته پیداست ، شرایط اقتصادی کشور به گونه ای نیست که یک رئیس جمهور بتواند ظرف ۴ سال اقتصاد در هم ریخته را سامان دهد زیرا اقتصادی را تحویل می گیرد که در حال احتضار است !
بر اساس شاخص های بین المللی ، ایران در موضوع خط فقر رتبه ۱۲۶ جهان را دارد ، در توسعه انسانی رتبه ۶۵ ، در شاخص گرسنگی رتبه ۳۱ ، در حوزه قدرت خرید رتبه ۷۳ ، در تولید و ساخت رتبه ۵۰ و در موضوع سهولت کسب و کار رتبه ۱۲۷ را دارد به طوری که دربحث کسب و کار بین کشورهای همسایه تنها از افغانستان و عراق جلوتر هستیم و سیزده همسایه دیگر شرایط بهتری دارند .
رتبه ۵۰ در سرانه مصرف غذا ، رتبه ۳۶ در نرخ بیکاری ، رتبه ۵۰ در ضریب جینی و نابرابری درآمدی ، رتبه ۵ در نرخ تورم به طوری که از لحاظ کاهش ارزش پول ملی پس از کشورهای بحران زده ای نظیر ونزوئلا ، زیمباوه ،آرژانتین و سودان قرار می گیریم .
رتبه ۱۶ در شاخص علمی که تا حدودی قابل قبول است هرچند با توجه به پتانسیل ها جای زیادی برای پیشرفت داریم .
رتبه ۷۰ در شاخص کیفیت زندگی ، رتبه ۴۰ در شاخص رقابت صنعتی ، رتبه ۴۲ در تجارت الکترونیک و رتبه ۱۵ در تولید گندم
بی گمان کسی که بتواند چنین شاخص هایی که اغلب آنها نگران کننده است را تغییر دهد و ایران را به جایگاهی قابل قبول بازگرداند ، می تواند جای خود را به عنوان یک شخصیت تاریخی محکم سازد . البته خود مسئولین هم اخیرا متوجه شده اند که مردم از شیوه ی اداره ی کشور و جنس سیاست ورزی ها راضی نیستند . با این تفاوت که عده ای خارجی ها را متهم می کنند و عده ای دیگر می گویند ایراد از نحوه ی مدیریت امور است و در مورد مدیریت امور هم عده ای تنها دولت و کابینه را مقصر می دانند و عده ای دیگر می گویند مشکلات ساختاری است . ولی عموم مردم به خروجی آنچه محصول نهایی عملکرد افراد فعال در دایره ی قدرت است توجه دارند و دولت را تنها ضلعی از این مثلث می دانند ، لذا باور اکثریت مردم متوجه مشکلات ساختاری است و دلایلی که یک عده برای احتمال کاهش مشارکت مطرح می کنند نیز به این مسئله برمی گردد که مردم معتقد نیستند ، دولت ها همه کاره هستند . آن دسته از مردم که قادر به فهم و تحلیل واقعیت ها هستند معتقدند که رفع مشکلات اقتصادی در گرو تجدید نظر در برخی سیاست هاست ، در غیر این صورت بهترین اقتصاد دان ها هم نمی توانند کاری از پیش ببرند. حالا اگر کسی به همراهی تیمی منسجم و مصمم قادر به بهبود اوضاع باشد بی هیچ شک و تردیدی به یک شخصیت تاریخی تبدیل خواهد شد . باید دید چنین شخصیتی پا به میدان عمل می گذارد یا در کما کان بر همان پاشنه خواهد چرخید.
- یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰