• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱ خرداد ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۱ خرداد ۱۴۰۰
قصه ی هزار و یک شب

داستان فلسطین به همان اندازه که تراژیک و رقت انگیز است تعجب برانگیز و سرگرم کننده نیز هست . چند نکته ی قابل تأمل در باره ی فلسطین وجود دارد که یکی از آنها روایت های تاریخی است . به هر حال این منطقه از کانون های اولیه شکل گیری تمدن محسوب می شود به ۳ دلیل آب و هوای مناسب ، خاک خوب و آب فراوان که هرگز در مناقشات سیاسی به آنها اشاره نمی شود و همه ی طرف های درگیر ترجیح می دهند تقدس چنین مکانی را در دین خود مبنای تملک و سیطره بر آن قلمداد کنند . ضمن این که قرار گرفتن این منطقه در بین سه قاره اروپا ، آسیا و آفریقا آن را به گذرگاهی راهبردی تبدیل کرده است .
مورخین اذعان می دارند که در زمان ورود یهودیان به این منطقه شاهد حضور فلسطینی ها در جنوب سرزمین کنعان بوده اند و داستان منازعات فلسطینی ها و یهود در تورات و قرآن هم آمده است.!
فراعنه ی مصر ، هخامنشیان ایرانی و سلاجقه ، رومی ها ، مسلمانان از زمان خلفای راشدین و بعدها خلفای اموی و عباسی و فاطمیان و عثمانی ها وانگلیسی ها سابقه فتح و اداره ی این سرزمین را داشته اند و از ساکنان این سرزمین به عنوان عامل و کارگزار خود بهره می گرفته اند و این منطقه در برخی از بازه های تاریخی محل تلاقی نیروهای متخاصم شرقی و غربی بوده است . با فروپاشی امپراتوری عثمانی چالش های فراوانی بر سر تقسیم این منطقه بین فرانسوی ها و انگلیسی ها وجود داشته که نهایتا فلسطین سهم انگلیس می شود و به همین دلیل انگلیس این قدرت را داشته که برای یکجا نشینی یهود و خلاصی اروپا از منازعات بر سر این قوم اقدام نماید و با توجه به نفوذ فراگیر در میان دول اروپایی و آمریکا زمینه ی تاسیس کشور اسرائیل را در قالب سندی بین المللی فراهم کند .
اغلب کشورهایی که جای پایی تاریخی در فلسطین داشته اند ، هم اکنون نیز کم و بیش دستی بر آتشی هایی که در این منطقه افروخته می شود دارند و پنهان شدن آنها در پشت برخی بهانه ها برای دخالت در امور مردم این سرزمین خالی از انگیزه های تاریخی نیست ! آمریکا از جمله کشورهایی است که پس از جنگ جهانی دوم تدریجا به بازیگری جدی در منطقه تبدیل شد .
اگر قضیه فلسطین تنها سر در آبشخور آب و خاک و موقعیت ژئوپولتیک و ادعاهای تاریخی داشت شاید به سامان رسیدن آن این همه به درازا نمی کشید . آنچه ظرف یک قرن اخیر به اهمیت وجود بحران در این منطقه افزوده رابطه ای است که بین نفت و قوم عرب و اسرائیل به عنوان کشوری کاملا متفاوت با سایر کشورها وجود دارد .
تمامی کشورهای مدعی دخالت در فلسطین که آمریکا هم یکی از آنهاست در عمل کاری جز خنثی کردن تلاش های یکدیگر برای رسیدن به صلح و تعیین تکلیف مردم این سرزمین نمی کنند .
ترکیه که اداره کنندگانش با طرح شعارهای ناسیونالیستی آمیخته به ادعاهای تاریخی خود را برای کنشگری در سمت وسو دادن رویدادها ی مربوط به فلسطین محق می دانند در منجلاب رابطه عمیق سیاسی و نظامی با غرب که سر در آبشخور پیوستن به اتحادیه اروپا دارد گرفتار کرده اند و عملا جز صدور بیانیه و اظهار تاسف کاری از آنها ساخته نیست . عربستان و مصر به عنوان کشورهای عربی مدعی رهبری امت اسلامی و اذناب آنها حاضر به پذیرش نقش ایران در قضیه فلسطین نیستند و در خوش بینانه ترین حالت توقعی بیش از حمایت زبانی ایران در سایه ی بیانیه های اتحادیه کشورهای اسلامی ندارند و برای عربی جلوه دادن مسئله ی فلسطین با مسئولین حکومت خودگردان زد و بند دارند و گاهی خار زیر دم سایر گروه های فلسطینی از جمله حماس هم می گذارند ؛ زیرا نمی خواهند ایران در قامت یک کنشگر جدی منطقه ای جلوه گری کند و نهایتا به عنوان ناجی قدس به دنیای اسلام معرفی شود به همین دلیل هر چقدر بتوانند برای خنثی کردن تلاش های ایران هزینه می کنند و به میدان داری ایران در این عرصه با توجه به نداشتن مرز و زبان مشترک با فلسطینی ها نگاهی شائبه انگیز دارند ! و به دلیل سهم خواهی عملأ مایل به طرح موضوع فلسطین به عنوان دغدغه مشترک کشورهای اسلامی و نگاه میدانی به این مسئله نیستند. اردن و عربستان بر سر تولیت مسجد الاقصی گلوی یکدیگر را می فشارند زیرا اداره کنندگان اردن هاشمی خود را از اعقاب پیامبر می دانند و قبلا هم متولی اداره ی مسجدالحرام بوده اند . هر چند عربستان با زرنگی این مسئولیت را به ثمن بخس از آنها خرید و اخیرا هم به موازات ورود به معامله قرن پیشنهاد واگذاری تولیت مسجد الاقصی را با شاه اردن مطرح کرد که با مخالفت جدی مقامات این کشور مواجه شد .کشورهایی نظیر سوریه و اردن و لبنان که بخشی از آوارگان فلسطینی را در سرزمین خود جای داده اند نیز خود را یک طرف قضیه ی فلسطین می دانند و خواهان بازگشت آوارگان به سرزمین خودشان هستند . ضمن این که سرنوشت سوریه به خاطر بلندی های جولان که در اشغال اسرائیل است با موضوع فلسطین گره خورده است .
از سویی دیگر گروه های سلفی شامل اخوان المسلمین و شبه نظامیان وابسته به تفکر وهابی ، القاعده ، داعشی و طالبان و سایر گروه های عربی و غیر عربی سلفی و تندرو که ابتدا با هدف بازگشت به دوران شکوه امپراتوری اسلامی و احیای ارزش های فراموش شده ، دست به اسلحه و پا به میدان شدند نیز خواهان ایفای نقش برای رهایی فلسطین هستند اما به دلیل وارد شدن رهبران آنها به بازی های سیاسی و ایفای نقش مزدور و نیروی نیابتی از آرمان های اولیه ی خود فاصله گرفته اند . هم اکنون کشورهایی نظیر عربستان بر اساس نسخه های تجویز شده توسط غربی ها با تزریق دلار و وادار کردن این گروه ها به کنشگری های ایذایی آنها را به بازی گرفته اند و از کشوری به کشوری دیگر می فرستند .
راهکارهای ارائه شده برای تعیین تکلیف مردم فلسطین نیز در تضاد با یکدیگر است . عده ای دنبال مذاکره هستند و عده ای دیگر دنبال برخورد نظامی . عده ای می گویند با راه حل دو کشوری می توان از این بحران منطقه ای عبور کرد و عده ای دیگر می گویند می توان با واگذاری غزه به مصر و کرانه ی باختری به اردن سر و ته قضیه را به هم آورد و اخیرا برخی از سران اروپایی از اسرائیل یکپارچه و تساوی حقوق فلسطینی ها با یهودیان دم می زنند .
دیدگاه تعدیل شده ی ایران که بر همه پرسی با حضور آوارگان و ساکنان سرزمین های اشغالی تاکید دارد به خاطر همسو نبودن گروه های فلسطینی جایی در مذاکرات ندارد و صرفأ در حد یک سند مطرح است . به نظر می رسد ماجرای برخورد با ساکنان فلسطینی اطراف مسجد الاقصی و به دنبال آن موشک پرانی حماس سر در آبشخور رقابت جمهوری خواهان و دمکرات ها داشته باشد زیرا جو بایدن تحقق معامله ی قرن را عملی نمی داند و می خواهد خیال اسرائیلی ها را از این بابت راحت کند تا ترامپ نتواند در سال ۲۰۲۴ از این برگ برنده برای جلب حمایت لابی صهیونیستی در انتخابات استفاده کند .
خلاصه ماجرای فلسطین ، آش شلم شوربایی است که صدها نفر کفگیر به دست آن را به هم می زنند و هر لحظه هم کسی می آید و نخود و لوبیایی به آن اضافه می کند و شگفت انگیزاین که همه هم مدعی حل این معضل بر اساس فرمول هایی خاص و منحصر به فرد هستند .. قصه ی هزار و یک شبی که معلوم نیست به کجا می انجامد !

Comments are closed.