• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۵ خرداد ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۵ خرداد ۱۴۰۰
بر مدار دانش

معضل تربیت نیرو یکی از چالش های مهم سیستم اداره ی کشور است . تربیت نیرو بر اساس نیاز سنجی صورت می گیرد که این امر وظیفه ی مشترک وزارت آموزش و پرورش ، وزارت آموزش عالی ، شورای عالی انقلاب فرهنگی و نهادهای بالادستی از جمله مجلس شورای اسلامی است. به جرات می توان گفت که نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان مدعی برخورداری از نیروی کافی خبره در اختیار برای اداره ی کشور در چارچوب قانون اساسی نیستند زیرا تخصص در میان اولویت ها و معیارهای مطمح نظر برای استخدام نیرو در برخی از وزارتخانه ها و سازمان ها و نهادها جایگاه قابل اعتنایی ندارد و هواداری ، رانت ، خویشاوندی ، برخورداری از سوابق و شرایط ویژه و انقیاد و عضویت در اینجا و آنجا دست به دست هم می دهند تا تخصص را حاشیه نشین کنند. این کاستی در زمان نامزدی برای عضویت در شورای شهر ، نمایندگی مجلس و حتی ریاست جمهوری خود را نشان می دهد .در حال حاضر سهم دانشگاه ها برای معرفی کاندیدای مستقل به همین دلیل قابل اعتنا نیست . منظور از کاندیدای دانشگاهی معرفی افراد فن سالاری است که اعضای هیأت علمی دانشگاه ها با گرو گذاشتن آبروی خود او را معرفی کرده و مورد حمایت قرار می دهند و با تشکیل تیم های کارشناسی قوی در زمینه های گوناگون مبادرت به ارائه مشاوره در تنگناهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی کرده و به گره گشایی می پردازند ، نه این که عده ای از اساتید دانشگاه در واکنش به پیگیری های معنا دار برخی از مسئولین ستادهای انتخاباتی آن هم در تنگنای تکلفات معمول چنان که افتد و دانی از کاندیدایی خاص اعلام حمایت کنند . معرفی و حمایت از یک کاندیدا دو حالت دارد . یکی خودجوش است به این معنا که کانون های علمی و فرهنگی و صنوف پس از جمع بندی نقطه نظرات و مطالبات خود در اتاق های فکر ، شخصی را به عنوان نامزد برای پست ریاست جمهوری و یا مجلس و یا شورای شهر معرفی می کنند و او را تا پایان دوره ماموریتش تنها نمی گذارند . اما در حالت غیر خودجوش ، ممکن است با هدف گرم کردن تنور مشارکت و یا سهم خواهی و یا هواداری از جناح و تفکری خاص برای حمایت از یک یا چند شخص طوماری امضاء کنند و یا لیست بدهند . اگر روزی روزگاری شاهد شکل گیری تشکل های مردم نهاد و خودجوش فکری ، صنفی و عقیدتی در سایه ی افزایش سواد عمومی و ارتقاء ظرفیت فرهنگی جامعه باشیم و این تشکل ها بخواهند در عرصه های سیاسی به کنشگری روی خوش نشان بدهند و از آنچنان وزانت و اعتبار و وجاهت اجتماعی برخوردار باشند که صرف معرفی نامزدها به مردم برای قرار گرفتن نام آنها در فهرست نهایی نامزدها کافی باشد ، آنگاه شاهد بهره گیری از سازو کارهایی متفاوت برای فراخوان عمومی جهت مشارکت حداکثری خواهیم بود که هزینه ی چندانی هم برای دولت و کاندیداها ندارد و موجب تقویت پایه های مردم سالاری نیز می شود.
خوشبختانه ظرف سال های اخیر شاهد درک ضرورت به کارگیری تکنوکرات ها (فن سالاران) از سوی مردم برای اداره ی بهتر کشور بوده ایم اما مفاهمه به وجود آمده در این خصوص هنوز به آن اندازه نهادینه نشده که بتواند بر مناسبات مبتنی بر رانت و ملاحظات مغایر با منافع ملی غلبه کند و در قامت قانون عرض اندام نماید. و زمینه ساز حضور یکپارچه فن سالاران در عرصه های اجرایی باشد . این که برخی از سفرای ما در کشورهای خارجی نیازمند بهره گیری از مترجم برای ایجاد ارتباط با طرف خارجی هستند نشان می دهد که تا رسیدن به چنین مرحله ای راه زیادی در پیش داریم
اصولا ، سپردن کارها به اهلش نیازمند برنامه ریزی ، بسترسازی و آموزش است . نگاه تک ساحتی به این موضوع آفت نهادینه شدن شایسته سالاری است . وقتی گفته می شود نیروی فن سالار متعهد یعنی نیروی متخصص وطن دوستی که با محور قرار دادن مصالح ملی ، توانایی بهره گیری از فرصت ها با درک واقع بینانه ی شرایط داخلی ، منطقه ای و جهانی در راستای ایجاد رفاه برای مردم و رشد و توسعه کشور را دارد و با هر تصمیمی به امنیت روانی ، معیشتی و کاری مردم می افزاید . اگر فرد غیر متخصصی به مفهوم واقعی کلمه متعهد باشد هرگز حاضر به قبول مسئولیت به بهانه ی ادای تکلیف نخواهد بود . مگر می شود یک فرد غیر متخصص را به دلیل این که به زعم ما آدم متعهدی است به عنوان پزشک به اتاق عمل برد . اگر فردی در پاسخ به این که پرسش که چرا در حالی که می دانستی اینکاره نیستی ، مسئولیت را قبول کردی بگوید به من تکلیف کردند درواقع می خواهد بگوید نه کسی که مرا مکلف کرده فهم و درک درستی داشته و نه من از آنچنان شجاعتی برخوردار بوده ام که با صراحت بگویم نمی توانم . کارشناسان مسایل اجتماعی معتقدند که علت ابتلای اغلب جوانان به اعتیاد این است که نه گفتن را بلد نیستند .
نه گفتن در برابر درخواست پذیرش مسئولیت های خطیر نیز تابع چنین قاعده ای است.
نهاد ریاست جمهوری ، مجلس و وزارتخانه ها و حتی شورای شهر جای آموزش دیدن و یادگیری بدیهیأت اولیه اداره ی امور نیست زیرا درجریان آموزش ، احتمال خطای در عمل خیلی زیاد است .
خالدابن ولید عامل اصلی شکست مسلمانان در جنگ احد بود ولی پس از این که ایمان آورد به او مسئولیت نظامی دادند ، چون به کارش وارد بود و توفیقات زیادی در جنگ با رومی ها به دست آورد . پیامبر در موارد زیادی با سلمان فارسی که شخصی با سواد و دنیا دیده بود مشورت می کرد اما ایشان هرگز کاری را که نیازمند مدیریت و برنامه ریز ی بود به ابوذر واگذار نکرد با وجود این که ابوذر را راستگوترین فرد می دانست ! پیامبر در جنگ بدر با شیوه ی رومی و در جنگ خندق با شیوه ی ایرانی مبارزه کرد و بر خلاف پیش بینی کفار پیروز شد زیرا تاکتیک های به کارگرفته شده در این دو جنگ بر دانش و تجربه استوار بود. آدم متعهدی که تخصص ندارد اگر مسئولیت بپذیرد خرابکاری می کند و برای توجیه خرابکاری خود دروغ می گوید . دروغی که با تعهد سازگاری ندارد ! از این رو اگر بخواهیم فرد متعهدی را که تخصص ندارد خراب کنیم و وجهه ی اجتماعی و ایمانش را از او بگیریم باید به او مسئولیت های خطیر واگذار کنیم . علت رواج دروغ در میان برخی از مسئولین کشور که ظرف چند دهه به نارضایتی های عمومی دامن زد این بود که گاه یک مسئول از روی نادانی کاری انجام می دهد و برای توجیه خطای خود دروغ می گوید و به دلیل ترس از برملا شدن اشتباهاتش و خسارات غیرقابل جبرانی که به منافع ملی وارد کرده اجازه نمی دهد رسانه ها در سایه ی شفافیت به آمارهای واقعی دست یابند .
امروزه اداره موفق و نتیجه بخش جوامع بیش از هر زمان دیگری نیازمند دانش است . امید است که در دهه های آینده بدون نگاه نیابتی به افکار عمومی ، موضوع تربیت نیروی متخصص و وطن دوستی که در خدمت مردم باشد برای کامل شدن پازل اداره کنندگان کشور، مطمح نظر قرار گیرد تا شاهد چرخش همه ی کارها بر مدار دانش باشیم .

Comments are closed.