• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۷ خرداد ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۱۷ خرداد ۱۴۰۰
نشانه های بی قواره گی

از دلایل نگاه ویژه مردم به مناظره های تلوزیونی ، خاطره ای بود که از مناظره کروبی و موسوی با احمدی نژاد که با دریافت امان نامه به میدان آمده بود داشتند که با بگم بگم هایش توجه مردم عادی را به خود جلب کرد و به جای ورود به مباحث ساختاری و نقد عملکردهای حزبی به روشن کردن زوایای شخصیت نامزدها پرداخت و نتیجه مورد نظر خود را هم گرفت . اما در این دوره از آنجایی که گوش مردم از این جور حرف ها پر شده بود و فضای مجازی از زحمت کاندیداها ی افشاگر برای ورود به حریم خصوصی کم کرده بود ، هجمه های محدودی که در این زمینه صورت گرفت نتوانست موج آفرین باشد . چرا که مردم از شائبه های مطرح پیرامون مدارک دانشگاهی و حوزوی و سایر درجات بی اطلاع نیستند و در مورد نقش شخصیت ها در حیف و میل اموال عمومی هم به اندازه ای شنیده اند که کسی نمی تواند به دانسته های آنان در این مورد بیفزاید .در گذشته آنچه موجب اشتهار شخصیت های دانشگاهی و حوزوی می شد ادعای باسواد بودن نبود بلکه شاگردانی بود که تربیت می کردند . مثلا عده ای می گویند ما شاگرد مرحوم همایی یا فروزانفز یا علامه طباطبایی یا حسن زاده آملی بوده ایم . در واقع این دانشجویان و طلاب باسواد بودند که قدر و مرتبه ی علمی اساتید خود را به رخ می کشیدند نه این که خودشان بگویند ما از این دانشگاه و آن دانشگاه یا حوزه ی علمیه مدرک تحصیلی و یا معادل داریم که به دکترا تبدیل شده است . بنابراین تکلیف نامزدها در بحث برخورداری از تخصص روشن بود که حرفی برای گفتن نداشتند اما از حق نمی توان گذشت که در بحث برخورداری از اعتماد به نفس ایرادی به آنها وارد نبود . به هر حال کسانی که با چنین بضاعتی مدعی اداره ی کشوری با چند هزار سال سابقه تمدنی هستند و می خواهند یک کشتی حامل کالاهای ارزشمند را در منطقه ی توفانی خاورمیانه هدایت کنند باید اعتماد به نفس بالایی داشته باشند.
در این مناظره برخی از نامزدها از اصلاح ساختاری سیستم اداری و اقتصادی کشور سخن به میان آوردند اما همین افراد نخواستند و یا مصلحت ندانستند که وارد مباحث ساختاری و نام بردن از موانع ایذایی در راه اداره کشور شوند لذا به نقد دولت روحانی اکتفا کردند که صد البته همین نقدها را می توانستند به دولت های قبل از روحانی هم داشته باشند زیرا تاکنون هیچ رئیس جمهوری نتوانسته آن گونه که مرضی خدا و مردم باشد به وعده هایش عمل کند .
در این مناظره یکی از نامزدها دونفر دیگر را تهدید کرد که در صورت رئیس جمهور شدن آنها را ممنوع الخروج می کند مخصوصا رئیس سابق بانک مرکزی را در حالی که اگر وضعیت یک نامزد به اندازه ای خراب باشد که ممنوع الخروجی او لازم الاجربه نظر برسد چرا قوه قضائیه و شورای نگهبان با بررسی های چندلایه و تودرتو نتوانسته اند به این نتیجه برسند و نهایتا در جریان استعلام ها صلاحیت آنها را تایید کرده اند ؟
از جزئیات این مناظره که چیزی عایدمان نمی کند می گذریم اما در جریان مناظره آمارهایی مطرح شد که قابل تامل بود برای نمونه این که :
• ایران در میان کشورها بیشترین رقم مالیات بر تولید را دارد
• در صورت تقسیم درآمد حاصل از استخراج معادن به هر ایرانی ماهی ۳ میلیون تومان می رسد
• روزانه ۲۰۰۰ میلیارد تومان خلق پول در کشور صورت می گیرد
• برای تعیین تکلیف ۷۸ درصد از بودجه کشور در تهران تصمیم گیری می شود
• ۸۰ درصد مجوزها در ایران از طریق رانت به دست می آید
• در ایران ۷ میلیون نفر بیکار داریم
• ۶۵ درصد منابع بانکی به نیم درصد داده شده است
• سهم هر ایرانی در بحث افزایش نقدینگی ظرف ۸ سال گذشته چهارصد میلیون تومان بوده است
• متوسط ورودی بانک مرکزی در اثر تحریم ها از ۴۵ میلیارد تومان به ۹ میلیارد تومان رسیده است
• بیش از ۷۰ درصد ظرفیت های اقتصادی کشور معطل و پا درهواست
و …آمارهایی از این دست که نشان می دهد اولا خبری از عدالت اسلامی در ایران نیست و ثانیا تحریم ها کاغذ پاره نبوده و ترامپ تار و پود اقتصاد کشور را از هم گسسته و به دلیل بی تدبیری ها فقرا فقیرتر شده اند .
از دید کسانی که مشکلات کشور را ساختاری می دانند این مناظره به متمایز شدن هیچ نامزدی منجر نشد و ثابت کرد اگر بنا باشد ۴ سال دیگر هم شاهد مناظره ای مشابه باشیم ، با سخنانی مواجه می شویم که قبلا هم شنیده ایم .
اگر در کنار این مناظره کنندگان چند اقتصاددان آگاه و مطلع از چند و چون درآمد ها و بودجه ریزی ها و هزینه کردها نامزدها را محک می زدند دیگر نیازی به ارائه مدرک تحصیلی هم نبود . شاید در این مورد خاص بهتر بود که اجازه می دادند پرسشگران معرفی شده از سوی دانشگاه های مطرح کشور به نمایندگی از مردم در مقابل مدعیان اصلاح امور کشور بنشینند و با زبان اقتصاد سخن بگویند .
اگر بخواهیم بازخوردهای صورت گرفته در فضای مجازی را مبنای داوری قرار دهیم اغلب کسانی که این مناظره طولانی را از ابتدا تا انتها دنبال کردند یا فعال سیاسی و طرفداران جناح ها بودند یا برخی از فرهنگورانی که در ردیف قشر مرجع قرار می گیرند و مردم از آنها نظر خواهی می کنند زیرا این مناظره با حوصله ی مردم عادی تناسبی نداشت و نشانه های بی قواره گی در آن هویدا بود .پرسش ها هم به گونه ای نبود که پاسخگویی به آنها به روشن شدن اذهان عمومی پیرامون کم و کیف اداره کشور بیانجامد . نشستند و گفتند و برخاستند .

Comments are closed.