سرمقاله اسماعیل عسلی ۱۹ خرداد ۱۴۰۰
روی موج رویش ها و ریزش ها
شاید پس از گذشت بیش از ۴ دهه از انقلاب جایی برای طرح این پرسش وجود داشته باشد که چرا تولی گری دولت در امور فرهنگی و تلاش برای احیای برخی سنت ها و پایه گذاری برخی رفتارها و تغییرات شکلی و ظاهری به شکست انجامیده و نتیجه ی عکس داده است ! اگر فهرستی از ریزش ها و رویش های اتفاق افتاده ظرف ۴ دهه ی اخیر را بازنگری کنیم به این باور می رسیم که در اغلب موارد آنجا که سیاستمداران و دولتمردان کمترین نقش را در ایده پردازی و اجرا داشته اند ، شاهد رشد و توسعه بوده ایم اما هر جا که دولت ها پا پس کشیده و موضع انفعالی گرفته اند و به سختی بسترسازی کرده اند و با هزار اما و اگر میدان داده اند ، شاهد رشد بوده ایم.
مقاومت در برابر روایی انواع ورزش خصوصا ورزش زنان و سختگیری به هنرمندان و سینماگران ، بی اعتنایی به موسیقی و ترانه و مقاومت در برابر شکل گیری تشکل های مردم نهاد نمونه هایی برجسته از تنگ نظری ها ظرف چند دهه ی گذشته است که نتیجه ی عکس داده است . به طوری که ظرف این چهار دهه نه تنها شاهد رشد کمی وکیفی فعالیت در حوزه ی موسیقی بوده ایمبلکه کمتر خانه ای پیدا می شود که در آن حداقل یک ساز وجود نداشته باشد ؛ سازی که بعضی ها حتی از نشان دادن آن هم با استناد به برخی خبرهای مشکوک اکراه داشتند اما رویکرد مردم به موسیقی چند ده برابر پیش از انقلاب بوده به طوری که امروزه هر خانواده ای که توانایی مالی داشته باشد در کنار کلاس زبان انگلیسی و برخی رشته های هنری ، فرزندش را در کلاس موسیقی هم ثبت نام می کند و به آموزشگاه می فرستد ؛ اتفاقی که در سال ۶۰ حتی تصور آن هم مو بر اندام بعضی ها که هم اکنون هم در حوزه ی فرمانروایی شان زیر بار اجرای کنسرت نمی روند ، راست می کرد ! در حوزه ورزش زنان نیز فشارها و درخواست ها از سوی مردم به اندازه ای بوده که حتی برای کشتی و شنا و وزنه برداری زنان نیز مجوز صادر شده و لباس طراحی کرده اند در حالی که پیش از انقلاب از این خبرها نبود ! درخشش سینماگران در سطح جهانی بیش از هر زمان دیگری بوده و ترانه سرایان و تولید کنندگان ترانه با مضامین زمینی و عاشقانه از زیرزمین ها بیرون آمده و به دنبال پاسخگویی به ذائقه ی عمومی هستند . در نقطه ی مقابل ، اتفاقات کم نتیجه بیشتر در برنامه هایی رخ داده که دولت ها و متولیان فرهنگی با صرف هزینه های میلیاردی و تبلیغات مداوم پیگیر آن بوده اند و هر چه بیشتر هزینه کرده اند کمتر نتیجه گرفته اند زیرا با نگاه بخشنامه ای به دنبال نهادینه سازی رفتارها بوده اند . روزهای اول انقلاب طوری با صرافی هایی که با درصد کم پول نزول می دادند برخورد شد و بساط آنها را برچیدند که همه می گفتند ریشه رباخواری در ایران کنده شد اما اکنون بانک ها جای صرافی ها را آن هم با درصد بالای نزول خواری گرفته اند و حلال و حرام آنچنان در هم آمیخته که محدود متشرعین باقی مانده هم تکلیف خود را نمی دانند ! تلاش برای بازگشت روستائیان از شهرها که حتی برای آن جوایز نقدی و ماهیانه در نظر گرفتند پس از مدتی به دلیل سیاست های غلط نتیجه ی عکس داده و حاشیه نشینی به معضلی بهداشتی ، امنیتی و اجتماعی در کلان شهرها تبدیل شده که از رهگذر آن شاهد شکل گیری مناطق جرم خیز هستیم . مبارزه با اعتیاد به تعداد معتادان افزوده و به عنوان تهدیدی بزرگ مطرح است . کسانی که پس از ساختن هزاران مسجد در به در دنبال نماز خوان می گردند خود حکایتی دیگر است در حالی که نمازگزار واقعی بزرگترین پشتوانه معنوی برای کشور است . پیامبر بسیاری از عادات غلط عرب جاهلی را با نماز تغییر داد . وقتی درک کنیم که ما از مفاهیمی بلند و متعالی چون امر به معروف و نهی از منکر چه ساخته ایم و مردم را به چه تعریفی از برخی مناسک رسانیده ایم، تاسف می خوریم .اگر چه هدف گذاری ها درست بود ولی از بیراهه رفتیم و به مقصد نرسیدیم و هنوز هم دست بردار نیستیم . طبیعتا وقتی نهادهای تبلیغاتی بیشتر به دنبال روتوش کردن و تغییرات شکلی و ظاهری هستند و برای فرهنگ سازی نهاد و سازمان راه می اندازند و کار را از دست مردم بیرون می آورند ، شاهد چنین اتفاقاتی هستیم . نشان به این نشان که ما در جریان درآمیختگی اخلاق با سیاست نیز از ارجمندی اخلاق کاسته و آن را به حاشیه برده ایم چرا که اخلاق از درون سرچشمه می گیرد اما رفتارهای سیاسی گونه ای واکنش به رویدادهای بیرونی و متناسب با تغییر شرایط پیرامونی است . مسلم است که در این میان اخلاق تسلیم ملاحظات و مقتضیات بیرونی خواهد شد و هر رفتاری قابل توجیه می شود ! اخلاق می گوید راست بگو اما سیاست می گوید تکذیب کن تا از نتایجش بهره مند شوی ، اخلاق می گوید اگر نمی توانی کناره گیری کن اما سیاست می گوید میدان را در هیچ شرایطی به رقیب واگذار نکن ، اخلاق می گوید پذیرای سخن حق باش و از دانش مشاوران صادق و دلسوز استفاده کن اما سیاست می گوید اجازه نده مشاورت تو را به حاشیه براند و حرف زیر دستانت شنونده بیشتری داشته باشد . این رودررویی در تمامی عرصه ها بین سیاست و اخلاق وجود دارد . به همین دلیل یک فرد مدعی دینداری تا زمانی که قبول مسئولیت نکرده آرمانگراست اما همین که مسئولیت پذیرفت و پست گرفت واقع گرا می شود و محافظه کار و مدافع وضع موجود و از چشم مردم می افتد. وقتی شما اخلاق را از حکومت دینی می گیری مانند این است که ماهی را از آب بیرون آورده باشی . مسئولی که مهر دین بر پیشانی دارد اگر دروغ گفت قدرت معنوی خود را از دست می دهد . این بازارهمان بازاری است که با یک اطلاعیه مغازه را تعطیل می کرد اما اکنون با هزاران بخشنامه و سخنرانی هم حاضر به پایین آوردن قیمت و پرداخت مالیات نیست و ترجیح می دهد برای سود بیشتر جنس قاچاق بفروشد چون خود را رقیب دولت می داند نه همراه و هم سرنوشت او .
هم اکنون اگریک نامزد ریاست جمهوری با ارائه تحلیلی ساختاری از آنچه گذشته و ما را به این نقطه رسانیده ، با چشم بستن بر روی خطای دیگران تنها از خطاهای گذشته خود بگوید و از مردم عذرخواهی کند و در پنچ دقیقه پایانی قول بدهد که جبران خواهد کرد مردم بیشتر به او اعتماد می کنند تا این که زمین و زمان و نظام و دولت ها را زیر پای خود خرد کند که می خواهد خود را بالا بکشد . آمارهایی که برخی از نامزدها در مناظره اخیر مطرح کردند برای زیر سئوال بردن عملکرد هر نظامی کافی بود . این آقایان فراموش کرده اند که خودشان هم بخشی از نظام بوده اند و در خلق چنین آمارهایی نقش داشته اند . وقتی یکی از کاندیداها اصرار دارد که من به اهل سنت و زنان و تمامی گروه های قومی میدان می دهم متوجه نیست که از طریق همان صدا و سیمایی که شبانه روز حاکمیت عدالت را تبلیغ می کند بر وجود بی عدالتی صحه می گذارد زیرا کمترین نتیجه ای که از این وعده گرفته می شود این است که تاکنون به اهل سنت و زنان و برخی اقوام بی اعتنایی شده است .
به نظر می رسد این آقایان پیش از هر چیز باید تکلیف خودشان را با مردم روشن کنند و بگویند تاکنون کجا بوده اند و چرا بر علیه بی عدالتی هایی که از آن سخن می گویند بیانیه ای صادر نکرده اند .
- سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۹ خرداد ۱۴۰۰