• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۰ خرداد ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۲۰ خرداد ۱۴۰۰
نقدهای انتخاباتی و چرائی های تبلیغاتی

سیاه نمایی اقتصادی به شیوه تهاجم مغولان توجیه استفاده از وسیله ای رسانه ای است که سنگ اندازی به آیینه رودررو را هدف قرار داده تا در این ماراتن نفس گیر با تخریب اذهان مخاطبان یکی از دیگری و دیگری از دیگران عقب نماند.
نقد عملکرد دولت های گذشته و حال به جاده یک طرفه و بن بستی می ماند که انتهای آن به آشپزخانه ای می رسد که در آن دیگی جوشان و پر از محتوای موضوعات حاشیه ای سیاست، اقتصاد، فرهنگ و مسائل و معضلات اجتماعی است، عده ای آن را وارونه کرده و منتقدان بر پشت آن چکش اعتراض و نفرت می کوبند غافل از آنکه چراغ را خاموش، محتوی را خالی و فضا را تاریک کرده اند.
گویی کشور به لیوانی خالی می ماند و در آن به هیچ اندازه دستاوردی دیده نمی شود. این شیوه رماندن مخاطبان و تأیید گفته ها و ناگفته های مغرضان داخلی و خارجی رغبتی برای شناسایی منتقدان انتخاباتی ایجاد نمی کند و برعکس آنها را نسبت به تمامی مجاهدت ها، ایثارگری ها و زحمات نیروهای مخلص انقلابی مأیوس و ناامید می سازد. ترور شخصیت ها به صورت فیزیکی و مجازی را دیده و شنیده بودیم. اما ترور عملکردهای مثبت را نه.
نقد، صرفاً بیان و تفسیر مصیبت ها بدون ملاحظات و شرایط زمانی و مکانی اعم از سیاسی و اقتصادی و غیره نیست. نقد تحلیل و تفسیر و بیان وقایع و اتفاقات و عملکردهایی است که اگر حتی یک نقطه مثبت هم در آن بوده بیان شود.
گویی ظرف ۴۲ سال که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد هیچ قدم مثبت، عمل مثبت و دستاورد مثبتی نداشته ایم که نامزدهای انتخاباتی در نقدهای خود آن را بیان کنند. با توجه به دو مرحله از مناظرات تلویزیونی که انعکاس آن به صورت مستقیم هم در رسانه های فارسی زبان خارجی منتشر شد و تعبیر و تفسیرهای مغرضانه ای هم به خورد مخاطبان داده شد به نظر می رسد هیچ یک از نامزدها دیگری را صالح، درستکار و قابل و کارآمد برای سمت ریاست جمهوری نمی دانند. جز آنکه یکدیگر را شستند و لباس خسرالدنیا و الآخرت پوشاندند و کاری نکردند و حرفی نزدند جز مسابقه تند و تیزی برای حذف دیگری که به دونده هایی ماننده است اما چون قدرت و سرعت دویدن ندارند یکدیگر را هل می دهند تا به زمین زنند.
و اما بعد؛
قضاوت های بدون مدرک و قاضی و تکرار وعده ها و شعارها بدون اشاره به علت ها و شرایط و عدم ارائه برنامه هایی که منابع و موانع در آن دیده شده باشد بوی صلح و رستگاری از آن به مشام نمی رسد. گویی تقلیدی از ترامپ و بایدن در مناظرات انتخاباتی را تداعی می کند که فقط هدف حذف دیگری و نه تنویر افکار عمومی است.
اخلاق اسلامی به جای خود، اخلاق انسانی کجا رفت؟ ارائه تصویرهایی سیاه از مشق های یکدیگر که بعضی از آنها همان حرف های درست یا غلط مخالفان و معاندان کشور و ملت و انقلاب است جز بیزاری و نفرت حاصلی ندارد.
اگر مناظرات احمدی نژاد و میرحسین موسوی توانست عده بیشتری را پای صندوق های رأی بیاورد اما عاقبت خوشی نداشت، یکی را به حصر برد و دیگری را به حذف.
مردم ایران این روش ها و منش ها را تجربه کرده اند و از آن نفعی نبرده اند. آنچه مهم است و نباید از آن غافل ماند اینکه گرگ های درنده حصاری دور کشور تشکیل داده و منتظرند دروازه ای به روی آنان گشوده شود و روباه هایی هم به صورت مخفی به جاسوسی و انتقال اطلاعات می پردازند. نامزدها هم که در خودزنی از یکدیگر پیشی گرفته اند. متأسفانه هنوز ظرفیت استفاده صحیح از رسانه برای نقد عادلانه و حساب شده پیدا نکرده ایم. نقد، سیاه نمائی و وارد کردن اتهام به یکدیگر نیست. نقد، تحلیل و تفسیر آگاهانه از عملکردهای مثبت و منفی است. به بیانی که نقاط قوت و ضعف با هم دیده شود و پرده از علت ها و عوامل کنار کشیده شود. به موضوعات مهمی مانند سیاست خارجی، اصول مترقی قانون اساسی عمل نشده، تصمیمات محفلی بدون کارشناسی شده، علت سوءاستفاده مدیران اختلاسگر و خیانت کار و پرهیز از رویارویی جناحی اشاره ای نمی شود. به رابطه و رانت در به کارگیری مدیران نالایق اشاره ای نمی شود. به نقش مردم در کامیابی ها و عدم کامیابی ها اشاره ای نمی شود. بعضی از نامزدها به گونه ای از خود و اتهاماتی که به یکدیگر می زنند دفاع می کنند که گویی هر یک در جزیره ای بدون ارتباط با یکدیگر کار می کرده اند.
به فقر، فاصله طبقاتی، بیکاری، اعتیاد، طلاق و فساد اداری اشاره می شود اما علت را بیان نمی کنند. از تحلیل عملکرد سیستمی خبری نیست. به نقش جنگ ۸ ساله، تحریم ها، و حضور قدرتمندانه نظامی و سیاسی ایران در منطقه اشاره ای نشده، اینکه افزایش سه برابری جمعیت و نیازهای آموزشی، بهداشتی، خوراکی و میزان مصرف انرژی تا چه میزان بالا رفته و در طول مدت ۴۲ سال چه میزان مسکن احداث شده و تا چه میزان اشتغال ایجاد شده و اشتغال از میان رفته سخنی گفته نمی شود.
تکه پاره نقدهایی بدون ارائه آمار و سند عنوان می شوند که بیشتر جنبه شخصی دارد و مخاطبان، خود نامزدها هستند و نه دولت های گذشته و حال.
چرایی اینگونه نقدهای انتخاباتی و اما و اگرهایی که از آن بیرون می آید حاصل عدم تن دادن به نقد در گذشته است آنتی بیوتیک ها گرچه برای رفع بیماری مؤثرند اما همه را یکدفعه به بیمار نمی دهند. تشخیص علت بیماری از مداوا مهم تر است وگرنه نسخه عوضی به دست مردم داده می شود و دوباره در به همان پاشنه می چرخد.
چشم ها را باز کنیم. عینک های بدبینی را از روی چشم برداریم؛ داشته ها و نداشته ها را در دو کفه ترازو بگذاریم سپس به نقد بنشینیم.
والسلام

Comments are closed.