سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۹ خرداد ۱۴۰۰
داستان ظرف و مظروف
به نظر می رسد اولین پیام و دستاورد سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، خاطر نشان کردن لزوم دقت نظر در ارائه ی تعریف از مردم باشد . این مشکل نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای جهان مطرح است که آیا مردم تمامی شهروندان یک کشور را شامل می شود یا به اکثریت آنها اطلاق می گردد. بر مبنای چنین تعریفی است که قانون نوشته شده برای مردم لباس مقبولیت بر تن می کند . زمانی که در جریان انتخابات ، کسانی برای ایفای نقش نمایندگی ، ریاست جمهوری ،عضویت در شورای شهر و همچنین مجلس خبرگان از مردم اجازه خدمتگزاری می گیرند باید بدانند که مردم چه کسانی هستند . آیا مردم کسانی هستند که به فرد یا افراد پیروز رای داده اند ؟ آیا درک مردم از مواضع جناح ها پیرامون مسائل کشور در حدی است که بتوان گفت فلان جناح از پشتیبانی اکثریت مردم برخوردار است یا این که باید کیفیت برگزاری انتخابات را فراتر از سلیقه های فردی و جناحی مورد ارزیابی قرار داد ؟ آیا رای به شخص یا اشخاص پیروز به منزله ی رای به تمامی رفتارها و گفتارها و نگاه آنهاست ؟ آیا منتی که برخی افراد و جریان ها بر فرد و افراد پیروز دارند با دینی که مردم بر گردن آنها دارند همسویی دارد و سهم خواهی های بعد از اعلام نتایج انتخابات تا چه اندازه در راستای تامین نظر مردم و عمل به وعده ها قرار دارد ؟ آیا قرار است مردم خود را با فرد و افراد پیروز در انتخابات وفق دهند و یا این که افراد پیروز باید برای نزدیکی هر چه بیشتر به مردم تلاش نمایند ؟ آیا مردم برای تغییر نگاه خودشان رای داده اند یا برای تغییر شرایط حاکم بر کشور ؟ و پرسش بعدی که در پیوند با هر انتخاباتی مطرح می شود این است که نتایج انتخابات تا چه اندازه با منافع ملی همسویی و یا زاویه دارد ؟ و پرسش آخر این که نتیجه ی واقعی هر انتخاباتی در چه زمانی مشخص می شود؟ به هر حال انتخابات نتایجی کمی دارد که بر مبنای شمارش آراء و رویکرد اکثریت مشخص می شود و نتایج کیفی آن زمانی مشخص می شود که مردم پس از چهار سال دوباره باید پای صندوق های رای بیایند . برای درک نتایج واقعی و کیفی انتخابات باید چهار سال صبر کرد تا مشخص شود سهم برگزیده ها از پیروزی چه اندازه بوده است . خط کش هایی که برای اندازه گیری کیفیت انتخابات به کار گرفته می شوند توسط همان کسانی ساخته می شود که براساس اعلام نتایج کمی انتخابات مسئولیت پذیرفته اند ! در واقع پس از چهار سال از برگزاری انتخابات شوراها و ریاست جمهوری مردم بر اساس مقایسه ی شاخص های اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی به ارزش و اهمیت کار خود پی می برند . هر دولتی فرزند ملت تلقی می شود . به همین دلیل اهمیت چگونگی بالندگی و رشد این فرزند مهمتر از به دنیا آمدن اوست . مهم این است که دولت فرزند خلفی برای مردم باشد . مردم در جریان انتخابات به یک سرمایه گذاری مشترک روی می آورند و به عده ای می گویند واگذاری قدرت و اعطای مشروعیت از ما ، سرزمین از ما ، کار و تلاش و پرداخت مالیات از ما و تدبیر و عقل و شعور و دلسوزی و امانتداری از شما . قدرت متعلق به مردم است و آنچه به این قدرت وجاهت و مشروعیت می بخشد بستگی زیادی به عملکرد طرف قرارداد دارد ! کسانی که مشروعیت را در جای دیگری غیر از همسویی با منافع ملی جستجو می کنند آب در هاون می کوبند چرا که جابجا کردن خاستگاه مشروعیت برای قدرت، زمینه ساز ایستادگی در برابر منافع ملی می شود از این رو یک دولت تا زمانی که در جهت رفاه مردم و رشد و توسعه همه جانبه ی کشور گام برمی دارد و در همین راستا تصمیم می گیرد مشروعیت دارد . لذا هر دولتی نیازمند مراجعه به آرای عمومی از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی برای اطلاع از میزان رضایتمندی مردم نسبت به عملکرد خود است . عملکرد یک دولت تا زمانی که تاثیر خود را در بهبود زندگی مردم نشان ندهد منفی است هر چند آمار و ارقام مربوط به کارهای صورت گرفته از سوی مسئولین بالا باشد . مشکلی که اغلب دولت ها داشته اند این است که علی رغم انجام کارهای فراوان ، نتایج به دست آمده برای مردم خشنود کننده نبوده است ! ممکن است در زمان حضور فلان شخص در راس یک دولت صد هزار چاه عمیق هم در سراسر کشور حفر شده باشد ولی چون نتیجه ی حفر این همه چاه در منطقه ای خشک و نیمه خشک فرونشست زمین ، خشک شدن تالاب ها و گسترش بیابان ها و تخلیه ی روستاها بوده ، چنین کاری به دلیل این که پشتوانه علمی و عقلی نداشته خیانت است نه خدمت . هر کاری حساب و کتابی دارد که باید قبل از انجام آن به مطالعه ی عوارض و آثار آن پرداخت ! از ساخت سد و گسترش شهرها گرفته تا هر کاری که ظاهری امیدوارکننده و فریبنده دارد . آنچه ارزش هر کاری را مشخص می کند انجام پر هزینه و همرا با تبلیغات فراوان آن نیست بلکه نتیجه ای است که از آن حاصل می شود . چنین نگاهی را باید به تمامی امور تسری داد . حمله به یک سفارتخانه و آتش زدن آن ممکن است برای چند ساعت موجب تشفی خاطر عده ای انگشت شمار شود اما چون پیامدهای وحشتاکی دارد رفتاری مبتنی بر بی تدبیری تلقی می شود . پایین آوردن کیفیت دانشگاه ها با تصمیماتی که تنها عده ای محدود را خشنود می کند منجر به تغییر جایگاه دانشگاه های ایران در سطح بین المللی می شود ! به طور کلی هر کاری که توسط هر دولت و مسئولی صورت می گیرد از چند حالت خارج نیست یا دلیلی اغوا کننده و نتیجه ای وحشتناک دارد ، یا دلیلی منطقی و نتایجی اطمینان بخش دارد ، یا دلیلی غیرمنطقی و نتایجی ویرانگر دارد و یا هم بی دلیل است و هم بی نتیجه . وقتی ما عملکرد یک دولت را مورد ارزیابی قرار می دهیم نباید گول عدد و رقم را بخوریم . ممکن است پروژه ای با هزارها میلیارد تومان هزینه اجرا شود ولی یک ریال هم برای مردم سود نداشته باشد و چنین کاری تنها برای خشنودی اقلیتی متوهم انجام شده که به آن دلخوش هستند و نه تنها هیچ نقشی در رشد و توسعه فرهنگی مردم ندارد بلکه آنها را گرفتار خرافات می کند ولی گاه احداث یک راه دسترسی به طول ۱۰۰ متر اهالی یک شهر را از ترافیک رهایی می بخشد . داستان ، داستان ظرف و مظروف است . گاهی شما زهر را در جامی طلایی می ریزی که اغوا کننده است و گاهی در ظرفی سفالی آب حیات می ریزی . همان گونه که در نبردهای نظامی گاه استفاده صحیح از یک ابزار ساده روی نتیجه ی جنگ تاثیر می گذارد در نبردهای اقتصادی هم دولت ها نیازمند دانش و آینده نگری مبتنی بر شناخت همه جانبه هستند .
- جمعه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۹ خرداد ۱۴۰۰