• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۷ تیر ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۷ تیر ۱۴۰۰
دره ای در حصار قله های دست نایافتنی

فرهنگ کار از جمله داشته های ارزشمندی است که در کوران بحران های اقتصادی آسیب می بیند . بحران گاهی اقتصادی گاه به اندازه ی چندین جنگ فرسایشی بیهوده خسارت وارد می کند و سرزمین سوخته ای را بر جای می گذارد . دلنشین ترین جاذبه برای یک سرزمین نعمت لذت بردن از کار و فعالیت ساکنان آن فراخور توان ، سرمایه ، ذوق و استعداد و کشش و ظرفیت درونی و امکانات عادلانه بیرونی است که متاسفانه چنین نعمتی از اکثریت جوانان این مرز و بوم سلب شده و کمتر کسی می تواند دلیلی منطقی برای این وضعیت اسفبار و تحقیر کننده پیدا کند . درک این واقعیت تلخ اگر چه به شعور بالایی نیاز ندارد ولی کسانی که دلمشغولی آنها تغییر اولویت هاست ترجیح می دهند که با چشم بستن بر آمارهای سخیف دهان به مدح و تحسین این وضعیت بگشایند . وقتی فرهنگ کار آسیب می بیند در بسیاری از شئونات زندگی شاهد هرز روی هستیم . صدها دانشگاه در کشور ما سالانه هزاران فارغ التحصیل تحویل می دهند که به جز تعدادی اندک بقیه یا باید به شغل های کاذب و غیرمرتبط با رشته ی تحصیلی خود روی بیاورند و یا در خوش بینانه ترین وضعیت عطای زادگاه خود را به لقایش ببخشند و نان خود را در سفره همان کشورهایی بگذارند که مرگ را به آنها حواله می دهیم و با ترسیم چهره ای شیطانی از آنها تصور می کنیم پشتشان را به خاک مالیده ایم .
وقتی فرهنگ کار در اثر تشخیص و تصمیم های غلط و متوهمانه آسیب می بیند روی سبک زندگی تاثیر منفی می گذارد . نتیجه این ویرانگری های سریالی رواج ازدواج سفید ، عدم تمایل به داشتن فرزند و اشاعه ی فحشاء در زشت ترین و مزورانه ترین شکل آن است .
وقتی فرهنگ کار آسیب می بیند و هیچ کس سر جای خود نیست تقلب در اشکال گوناگون آن جای درستکاری را می گیرد و مردم به رقیب یکدیگر تبدیل شده و زنگ تنازع بقا و زندگی در شرایط جنگلی به صدا در می آید . در چنین وضعیت وانفسایی هر کسی به دنبال بیرون کشیدن گلیم خود از این آب گل آلود است چرا که فساد به مغز استخوان رفتارها نفوذ کرده وتشخیص سره از ناسره را دشوار ساخته است .
وقتی فرهنگ کار آسیب می بیند ، هنجارها، ناهنجار توصیف می شود و سفسطه جای منطق را می گیرد و بدبینی و سوء ظن جای خود را به اعتماد عمومی می دهد.
در چنین شرایطی ارزش آدم ها شباهت زیادی به ارزش پول دارد .
وقتی فرهنگ کار آسیب می بیند قیمت گذاری روی اجناس ، کارها و املاک ، تابع منافع عده ای کلاش و کلاهبردار و دلالی است که در سایه ارتباطات کثیف و رانت و برخورداری از حمایت های بی ضابطه است .
وقتی فرهنگ کار آسیب می بیند ترسیم دورنمای آینده دشوار می شود و خطر پذیری شرط اصلی ماندگاری ساکنان این سرزمین است .زیرا رد پای بی ثباتی را در رویدادها و
تغییرات غیر منتظره می بینند و به تدریج ترجیح می دهند که گرگ باشند نه گوسفند.
اینجاست که احساس می کنیم در اعماق دره ای سرگردان شده ایم که قله های دست نیافتنی آن را در میان گرفته اند.

Comments are closed.