• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۹ تیر ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۹ تیر ۱۴۰۰
همه چیز به مردم ختم می شود !

روند رو به رشد گرانی پس از انتخابات و دورنمای غیر قابل پیش بینی آینده ی پیش رو ، زنگ رونمایی از کلاف های درهم تنیده ی بحران های سریالی را به صدا درآورده و امید به مهار دستوری و بخشنامه ای نابسامانی ها را در این آشفته بازار، کمرنگ نموده به طوری که اهل اطلاع می دانند معجزه ای در کارنخواهد بود ، چرا که معجزه را در تحولات اجتماعی مردم رقم می زنند ؛ اما ناامیدی از وقوع معجزه به این معنا نیست که مردم برای مواجهه با آشفتگی های اقتصادی دست و پا بسته باشند. خواهید گفت : چگونه ؟ پاسخ آن این است که مردم می توانند به صورت خزنده صرفا با اکتفا کردن به خرید اقلام ضروری و حذف سایر کالاهای مناسبتی و تشریفاتی از سبد خرید و در پیش گرفتن گونه ای اقتصاد ریاضتی هدفمند کوتاه مدت و نه کشدار ، ظرف چند ماه ضمن وارد کردن شوک به بازار که بازتاب گسترده ای خواهد داشت ، گردانندگان کشور را به اتخاذ تصمیمات بزرگ برای ایجاد تغییر سیاست هایی که چنین نتایج تلخی به دنبال داشته ، متقاعد سازند . ساز و کار آن هم چندان پیچیده نیست اما از آنجایی که همواره عده ای خود را جزو مردم نمی دانند و با چنین رویکردی همراهی نمی کنند ، معلوم نیست با قهر اجباری مردم با بازار تاثیر تعیین کننده ای داشته باشد.زیرا صاحبان پول های بادآورده و واسطه ها با ایجاد حباب در بازار سکه و ارز و مسکن و معیشت مردم به کارشکنی روی می آورند. قابل انکار نیست که بازار به دلیل نوع مناسبات و سهمی که به صورت غیرمستقیم در اداره کشور داشته ، ظرف چند دهه ی گذشته هرگز نه در زمان جنگ مصیبت بار و نه پس از آن بازنده نبوده است ولی اخیرا نشانه هایی از افول جایگاه بازار در چشم و دل مردم مشاهده می شود که محصول بیماری هلندی یعنی رکود توام با تورم است ! تا پیش از تسری تحریم ها به بازار نفت ایران ، معادل سازی درآمدهای ارزی با هزینه های داخلی و خارجی کار چندان دشواری نبود ولی اکنون که رویکرد به بودجه منهای نفت به صورت ناگزیر دنبال می شود و بخش قابل توجهی از اتکای دولت به درآمدهای مالیاتی است ، بازاری ها اگر درآمد نداشته باشند قادر به پرداخت مالیات نخواهند بود ! تصور کنید مردم چند ماه به غیر از آب و غذا و لوازم ضروری و بهداشتی و دارویی که نیازهای اساسی آنها را تشکیل می دهد ، خرید دیگری نداشته باشند ! اولین دستاورد توقف خرید اقلام غیرضروری در این مدت کوتاه ، ارزان شدن کالاهای غیر ضروری است زیرا فروشندگان به دلیل این که اجاره مغازه و انبار می پردازند و بابت مصرف آب و برق و تلفن پول می دهند و کالاهایشان نیز در معرض استهلاک و فاصله گیری از تاریخ تولید است در صورتی که فروش نداشته باشند یا باید کرکره ها را پایین بکشند یا به قیمت بسیار پایین راضی شوند تا قادر به حفظ سرمایه خود باشند و بتوانند هزینه های جاری خود را تامین کنند. تردیدی نیست برای عبور از این شرایط بسیار سخت در کوتاه مدت راهکار دستوری و بخشنامه ای وجود ندارد زیرا اقتصاد راه خودش را می رود و تابع شاخص هاست نه آرزوها و حرف های صد من یک غاز؛ به همین دلیل ایران با شرایطی که با آن دست به گریبان است حتی اگر حل مشکلات اقتصادی خود را در دنیا به مناقصه بگذارد و از بهترین اقتصاددانان جهان برای ارائه ی راهکار دعوت به عمل آورد ، کسی نمی تواند بدون دست زدن به ساختار غلط اداره ی کشور ، مشکلات اقتصادی را حل کند و این قافله لنگ را به مقصد برساند ، اما مردم از چنین قدرتی برخوردارند که با نخریدن و تفاهم بر سر یک راه حل جمعی ، دولت و اداره کنندگان کشور را به اتخاذ تصمیمات واقع بینانه سوق دهند ! این شیوه ی فعلی اداره ی کشور تنها به سود دشمنان و همسایگان فرصت طلبی است که بر روی موج ایران هراسی سوار شده اند و به دنبال مقاصد پیدا و پنهان خودشان هستند.
قطع شدن و پایین آمدن درآمدهای نفتی با تمامی فشارهایی که بر مردم وارد کرد این مزیت را داشت که عیار اداره کنندگان کشور را مشخص نمود ، زیرا فروش روزانه میلیون ها بشکه نفت و هزینه کردن آن در امور جاری هنر نیست و نیاز به برنامه ریزی آنچنانی هم ندارد بلکه ادعای برخورداری از تدبیر و آینده نگری زمانی قابل باور است که مسئولین بتوانند بدون اتکا به درآمدهای خداداده ی نفتی کشور را اداره کنند. آنچه تحت عنوان آزادی ، رعایت حقوق شهروندی و احترام به نظر مردم و برقراری عدالت مد نظر است تنها با حذف دخالت غیر قابل توجیه دولت ها در اقتصاد و فرهنگ و مسایل اجتماعی محقق می شود لذا تا زمانی که مردم و مسئولین به درآمدهای نفتی که در قبضه ی دولت و در گرو سیاست خارجی است چشم دوخته اند نباید منتظر توسعه ی همه جانبه باشند . تفاوت اداره ی کشور ما با اداره ی کشورهایی نظیر چین و ژاپن و کره و برخی کشورهای اروپایی که بدون اتکا به خام فروشی کارنامه درخشانی در پاسخگویی به مطالبات مردم دارند در برنامه ریزی و مدیریت علمی و شایسته سالاری است  ! امروزه حتی برخی کشورهای عربی نفت خیز که ما آنها را به چیزی نمی گیریم با بهره گیری از الگوهای تجربه شده مبتنی بر خرد و دانش برای اداره جامعه ، بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی خود را صرف بهبود محیط زیست ، شیرین کردن آب ، توسعه ی گردشگری ، سرمایه گذاری در کشورهای گوناگون و به روز کردن امکانات زندگی و ارتقاء سطح رفاه شهروندان خود می کنند !
پرسش معنا داری که در جامعه ما مطرح است این است که با وجود این همه آمارهای منفی در حوزه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی که نامزدهای ریاست جمهوری در مناظره ها به آنها اشاره داشتند ، مردم بابت چه دستاوردهایی باید این همه هزینه کنند و خود را به سختی بیاندازند ؟ و پرسش دیگر این است که مردم در این شرایط جز تحریم کالاهای گران و اکتفا کردن به خرید اقلام ضروری در کوتاه مدت برای حل مشکلات کشدار اقتصادی چه راهی پیش رو دارند ؟ پیشنهاد صرف نظر کردن عموم مردم از خرید کالاهای غیر ضروری چیز عجیبی نیست و قبلا هم تحت عنوان دعوت به ساده زیستی و در پیش گرفتن اقتصاد ریاضتی از سوی کسانی مطرح گردیده که خودشان در ایجاد چنین وضعیتی نقش داشته اند . مثلا می گویند مردم تشریفات را از زندگی خود حذف کنند و به الگوهای سنتی برای ساده زیستی برگردند که صد البته اگر مردم بخواهند چنین کاری را انجام دهند می شود همان چیزی که گفته شد یعنی بسیاری از مشاغل که کالاهای تشریفاتی تولید می کنند یا خدمات ارائه می دهند به تعطیلی کشیده خواهند شد و همان ها موی دماغ دولت می شوند و دولت هم ناگزیر گوش شنوایی پیدا خواهد کرد تا با پرهیز از خیالپردازی و هدف گذاری های موهوم با بهره گیری از دیدگاه نخبگان به حاشیه رفته و کوچانده شده ، به راهکارهای مبتنی برخردمندی برای اداره ی علمی کشور روی خوش نشان دهد و به چالش زدایی از راهبردها بپردازد . باید اذعان داشت که قدرت مردم برای ایجاد تغییر و تحول در تمامی حوزه ها به مراتب بیشتر از دولت هاست. زیرا ظرف چند دهه گذشته به اثبات رسیده که تا مردم خواهان چیزی نباشند و به چیزی باور نداشته باشند ، تبلیغات پرهزینه و زور و بخشنامه و توزیع امتیاز و هدیه و جایزه و استقبال از سهم خواهی و برنامه ریزی های رنگارنگ هم به محقق شدن هیچ ایده ای منجر نخواهد شد و از نام ها نیز کاری برنمی آید ! بنابراین خدا کند مردم چیزی را بخواهند و بر آن اصرار ورزند و برای تحقق آن همسو شوند و گام بردارند . همه چیز به مردم ختم می شود !

Comments are closed.