• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۰ تیر ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۱۰ تیر ۱۴۰۰
فسادمحوری

مسجد، بازار، حمام و مدرسه، ترکیبی از ساخت و سازهای گذشته را در کنار هم و در اکثر کلانشهرهای کشور داریم که بعضا با تغییراتی در تعمیرات مدتهاست مکان هایی برای گردشگری و نمایشی از معماری های سنتی اند.
فلسفه وجودی این چهار مکان در کنار یکدیگر یادآور ایمان به خدا، حلال خوری و پاکدستی، پاکیزگی، کسب دانش و آشنایی با فقه اسلامی است زیرا بازاریان و کسبه درسی به نام مکاسب را نزد علما فرا می گرفتند تا از احتکار، کم فروشی و گرانفروشی و تقلب پرهیز کنند.
بازاریان نماز سر وقتشان فراموش نمی شد و مسجد پیوسته ارتباط آنها را نه فقط در نماز بلکه در شناسایی مستمندان و کمک و یاری به آنها را شاهد بود. باور به پاکیزگی حمام های عمومی را رونق می داد و بی نمازان در جامعه اسلامی جایگاهی نداشتند.
داد و ستدها بیشتر غیرنقدی و نسیه بود و در فصل برداشت محصول بدهکاران دین خود را پرداخت می کردند.
دزدی و راهزنی بیشتر در بین راه های سخت و کم تردد و در مناطق کوهستانی اتفاق می افتاد و چون جمعیت شهرها و گستردگی آنها مانند امروز پرتراکم نبود شناسایی افراد چندان سخت و دشوار نمی بود.
ماشین با ورود به عرصه زندگی به کلی در زندگی مردم تغییراتی ایجاد کرد تا خرسواری جای خود را به اتومبیل سواری بدهد و سرعت تعیین کننده میزان تمدن و پیشرفت باشد.
بانک ها تأسیس شدند و نقدینگی ها افزایش یافتند. سکه های طلا، نقره و مس جای خود را به اسکناس دادند تا حمل پول و داد و ستد آن آسان شود و امروز اسکناس هم جای خود را به پول مجازی داده که با یک کارت می توان معاملات انجام داد و پول برداشت کرد و واریز نمود.
این مقدمه را از آن رو یادآور شدم تا مسئله فساد را از دل این تغییر و تحولات درآوریم و علت افزایش آن را ناشی از وسائل و امکانات و تجهیزاتی بدانیم که بسته های فراهم شده برای فساد به طور اعم و سرقت مال مردم و خزانه دولت به نحو اخص مورد ارزیابی قرار گیرد.
نخست اینکه محور فساد همانند ویروس های کامپیوتری در دل سیستم اقتصادی پیدا و پنهانند و کافی است فردی آشنا به علم ورود به سیستم با قصد سوء بخواهد سرقتی انجام دهد، پولی جابه¬جا کند و یا دست به فریبی بزند که چه بسا از پس سالها بتوان آن را کشف کرد.
دو دیگر آنکه زندگی ماشینی شرایطی را ایجاد می کند که بعضی ها نمی توانند آن وضعیت و شرایط را برای خود ایجاد کنند و چون نیازمند و فقیر می شوند و تاب و تحمل سختی ها را در خود نمی بینند به انحراف و دزدی رو می آورند و برعکس بعضی از پولداران نیز برای بیشتر داشتن و حفظ داشته هایشان و صرف پول هایشان برای لذت بردن و خوشگذرانی دست به فریب و حیله و نهایتا دزدی می زنند که نمونه های دستگیر شده و دستگیر نشده آنها فراوان است.
حال این سئوال پیش می آید که زندگی آپارتمان نشینی و دلمشغولی های مجازی که بیگانگی جامعه را نسبت به آحاد افراد تشدید نموده چگونه و چرا انحراف های اخلاقی را تشدید نموده و وابستگی های عاطفی را کاهش داده است؟
پاسخ این سئوال را می توان در عدم باور مسلمانی یا عدم باور به هر دین و آئینی دانست که مال حرام را حلال و حلال را حرام توجیه می کند. به تجربه ثابت شده به هر میزان انسانها از باورهای دینی فاصله گرفته اند از پلیس و وجدان درونی غافل شده و زندگی را از لذت طبیعی و آرامش فکر و اندیشه محروم کرده اند.
ریشه فساد هم می تواند در سیستم حکومتداری جاخوش کند و هم می تواند در دانشگاه و مدرسه و خانه و اداره بدون آنکه مقبولیت داشته باشد رشد کند.
اگر باغبان علف های هرز را از ریشه در نیاورد به زودی کل مساحت باغ و باغچه را درمی نوردند و درختان و بوته های گل را خشک می کنند.
فسادمحوری عواقب نامطلوبی دارد که پول ملی را بی بها و بی ارزش می کند. در معاملات غش و فساد داخل می کند. رفتار جامعه را به سمت خودخواهی و بی مسئولیتی تغییر می دهد و پیوسته صدای اعتراض را بالا و بالاتر می برد و همه را به عقوبتی تنبیه می کند که ریشه باورها، سنت ها و فرهنگ های تمدن ساز را می خشکاند.
این مطالب را همه می دانند و دانستن تنها کافی نیست. پارسایی و نیکوسیرتی جامعه در گرو عمل به دانسته ها و باورهاست که متأسفانه کمتر شاهد آنیم تا زمانی که همه نگاه ها به دولت و حاکمیت است تا فساد را ریشه کن کند، هیچ فسادی ریشه کن نمی شود زیرا فساد روزنه هایی در دل و اخلاق جامعه گشوده و مردم را آلوده کرده است تا گران بخرند، شاهد احتکار اجناس باشند و کاری نکنند و نیز مسئول متقلب و خطاکاری را تحمل کنند و نهایتا ناظر بر اعمال خود و دیگران نباشند.
کسی می تواند دیو فساد را سرکوب کند که از مردم یاری بطلبد نه آنکه تصور کند به تنهایی چون رئیس جمهور یا حاکم است با یک دستور و بخشنامه می تواند فسادستیز باشد و به نتیجه برسد. دست تنها صدا ندارد.
مسئولان و مدیران دولتی از میان همین مردم برخاسته اند اگر در مدرسه، در خانه و در خیابان و جامعه خوب و باورمند به درستی و راستی تربیت شده باشند خود فسادستیز می شوند و نه فسادآور و فسادباور.
آموزش های صحیح و تغییر در رفتار آحاد جامعه علاج درد فسادمحوری است که متأسفانه ما از آن غافلیم و هرکس به صورت جزیره ای کار خودش را می کند و دست بر کلاه خود دارد که باد نبرد اما غافل از آنیم که طوفان در راه است و کسانی که باد می کارند طوفان درو می کنند.
والسلام

Comments are closed.