• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۹ تیر ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۲۹ تیر ۱۴۰۰
تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی
دیروز همسایه روبرویی ما، دیوار آپارتمان ۴ طبقه  ای را با آب لوله می   شست. گفتم: می   دانی که آب آشامیدنی کم شده و در جنوب شهر آب به خانه   ها به ندرت می   رسد؟
گفت: نه نمی   دانم.
گفتم: می   دانی که ترکیه و عراق و سوریه بر سر آب دجله و فرات دعوا دارند و در خوزستان مردم به دنبال قطره ای آب به خیابان ریخته اند؟
گفت: می   دانم.
گفتم چطور از آنجاها خبر داری اما از اطراف شهر خودت خبر نداری؟
ابرو درهم کشید و سر شیلنگ را دوباره به روی دیوار کشید و کارش را ادامه داد. این پرسش و سؤال کوتاه نشان دهنده دو غفلت مسئولان شرکت آب و فاضلاب است. یکم اینکه از وضعیت موجودی مخازن آب و سدها و نحوه مصرف به ندرت خبررسانی می   کنند و دو دیگر آنکه برای مصرف بهینه آب هیچ فرهنگ سازی نشده و هر کس دلمشغول بوروکراسی اداری در پشت میزی است که بخاری از آن برخاسته نیست و چه بسا در همان اداره دور نباشد که شیر آب بخشکد و مسئولان را خواب ببرد.
چرا قبل از وقوع کم آبی مردم را مطلع نمی   کنیم که آب آشامیدنی با چنان بهایی تهیه می   شود که نباید با آن دیوار، ماشین، حیاط و کوچه را شست؟
شاید در بعضی مواقع باغداران و متولیان گل   های باغچه خیابانها هم با همین شیر آب آشامیدنی درختان و گل   ها را آب   دهند و بی خیال از این که چه بسا خود تشنه بمانند!
اگر مسئولان وزارت نیرو چندین سال قبل در این اندیشه می   بودند و اقدام می   کردند که آب آشامیدنی را از آب شستشو جدا کنند امروز درگیر بحران آب نمی   بودیم. چشم بر آسمان داشتن برای نزول باران هرچند یک باور و سنت دیرپای است اما گره به باد زدن است، زیرا چه بسا ابرهای باران زایی که توسط باد به دیارهای دیگر می   روند با پیشرفت   های علمی   و تکنولوژی توسط از ما بهتران در آسمان دیگران بالاجبار ببارند. چشم بر باران   های سیل آسایی که به ندرت به اعماق زمین می   روند و جز خرابی خانه   ها و کشتزارها حاصلی ندارند حکایت همین شعر حافظ است که: «گره به باد مزن گرچه بر مراد وزد…»
اگر سعدی امروز می   خواست شعری بگوید که توصیفی از بی خیالی فرات نشینان باشد قطعا نمی   سرود: «تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی؟»
زیرا فرات هم، آن فرات گذشته   ها نیست و در حال خشکیدن است. اگر از همین امروز مردم را برای استفاده بهینه از آب ملزم نکنیم ای بسا که آب از نفت گران  تر شود و در آینده همگان کوزه در دست در بیابان   ها به دنبال آب راهی شوند. به جاست اگر آب شستشو را با استفاده از دو دریای بزرگ خزر و خلیج فارس شیرین کنیم و به اقصی نقاط کشور برسانیم. دیگر آنکه لوله   های آب آشامیدنی را از مصرف موارد غیرشرب جدا کنیم. هر چند بار مالی بسیار دارد لیکن تضمین کننده حال و فردای ماست و امنیت ایجاد می   کند.
اگر امروز بحران آب در خوزستان دولت را ملزم به جهادی وسیع کرده، چه بسا فردا فارس، کرمان و همین امروز سیستان و بلوچستان را نیز گرفتار کم آبی یا بی آبی ببینیم.
اگر آبی در سدها نباشد که توربین   های برق را بچرخاند و یا تولید آن را کاهش دهد باید به دنبال تأسیساتی باشیم که بدون آب، برق تولید کنند زیرا سوخت اولیه آن که گاز است را به اندازه کافی در دسترس داریم.
تغییرات آب و هوایی که در نتیجه سوخت   های فسیلی در زمین ایجاد شده خطر کم آبی و خشکسالی را صد چندان کرده مضافا اینکه رشد جمعیت و مصرف زیاد آب در صنایع و زندگی امروزی، زنگ   های خطر را به صدا درآورده اند.
آب و برق صنایع بزرگ باید به گونه ای از کارخانجات تولیدی از مصارف عمومی   مستقل شوند. ما باید برای سالهای بحرانی برنامه ریزی داشته باشیم و تصور نکنیم همیشه شرایط مساعد و بر وفق مراد است. جنگ آب، جنگ غذا، جنگ نرم رسانه ای هم در جهان و هم برای ما اجتناب ناپذیر است حتی اگر جنگ نظامی   قابل پیشگیری باشد. قوی بودن صرفا داشتن قدرت نظامی   نیست هرچند قدرت نظامی شرط لازم است اما شرط کافی نیست.
۳۰ سال قبل در مقاله ای خواندم که تعداد مشترکین تلفن   های شهر توکیو ده برابر تعداد مشترکین تلفن شهر تهران است اما مصرف مشترکان تلفن توکیو یک دهم مصرف تلفن شهر تهران است.
یعنی نحوه استفاده ضروری از تلفن هم در کشور ما فرهنگ سازی نشده همانگونه که نحوه استفاده از آب، برق، گاز و حتی اینترنت به ضرورت فرهنگ سازی نشده اند.
قبلا هم نوشته بودم که به علت پوسیدگی لوله   های زیرزمینی ۲۰ درصد آب آشامیدنی به داخل زمین فرو می   رود و اگر این پوسیدگی را زمان دراز دیگری تحمل کنیم بیم آن می   رود که آب فاضلاب   ها به درون لوله   های آب آشامیدنی نفوذ کنند.
چه کاری واجب تر از آنست که به اصلاح و پیشگیری از این اتفاق ناگوار و پرهزینه بپردازیم؟
برق دزدی هم به علت تنگ نظری   ها و سوء مدیریت   ها باب روز شده و شرکت   های برق رسانی غافلند و از آن پیشگیری نمی   کنند و یا ترجیح می   دهند به نیازمندان برق ندهند تا خود دست به کار شوند.
تمامی   این ناراستی   ها نشانه ای از عدم برنامه  ریزی صحیح در خدمات رسانی است که دولت جدید باید برای بهبود اوضاع تدبیری شجاعانه به کار بندد و خود را از بوروکراسی   های پرزحمت اداری رها کند.
والسلام

Comments are closed.